مترجم عبدالله حيدري
(توضيح مترجم: تمام اصطلاحات در اين مقاله از جمله کلمه رافضي (براي شيعيان اثناعشري) و امام (براي جناب خميني) از نويسنده مقاله است و مترجم در آن نقشي ندارد).
در پاسخ ابتدا خلاصه اي را ملاحظه فرماييد: جنبش شورشي باطني در صعده شمال يمن تأسيس گرديد. از مذهب زيدي انشعاب کرد. از لحاظ ديني و سياسي روش حزب الله لبنان را دنبال مي کند. افکار و عقايد شيعيان اثناعشري را حمل مي کنند. منسوب به اولين سرکرده شورشيان حسين بدر الدين حوثي هستند. خود را سازمان جوانان مؤمن مي نامند«تنظيم الشباب المؤمن».
و اما توضيح بيشتر اينکه سرکرده روحي شان بدرالدين بن امير بن الحسين بن محمد الحوثي است که در 17 جمادي الأولي 1345 هجري در شهر ضحيان متولد شده و در صعده رشد کرده است.
او پدر روحاني اين گروه به شمار مي رود که اينکه نزديک 85 سال عمر دارد. او به عنوان يک شيعه زيدي «جارودي» که از نزديک ترين فرق به روافض است نشو و نما کرده است او به تهران سفر کرد و چندين سال در آن اقامت گزيد. هنگام اقامتش در تهران روافض اثناعشري او را به سوي خود متمايل کردند.
فرمانده اولشان: حسين بدرالدين الحوثي فرزند بزرگ بدرالدين الحوثي است. آموزش اوليه اش را از ابتدائي تا دبيرستان در مدارس علمي گذراند کما اينکه مذهب زيدي را از پدر و ديگر صاحبان مذهب در صعده آموخت او در الهيات فوق ليسانس گرفت و مشغول گذراندن دوره دکترا بود که از ادامه تحصيل باز ايستاد و مدرک فوق ليسانس را پاره کرد! چون بر اين باور بود که مدارک تحصيلي عقل انسان را منجمد مي کند!.
او با ديگر چهره ها و شخصيتهاي فرهنگي زيدي در تأسيس حزب الحق (1990م) سهم بسزايي داشت. طي سال هاي 93 تا 97 ميلادي به عنوان کانديد "حزب الحق" از حوزه انتخاباتي مران نماينده مجلس يمن بود او با پدرش به ايران سفر کرد و چندين ماه در قم ماند. همچنين از حزب الله در لبنان ديدار کرد.
در سال 91 ميلادي سازمان "الشباب المؤمن" جوانان مؤمن را تأسيس کرد. پس از تأسيس اين سازمان خودش را از هرکار ديگري فارغ نمود و به تدريس و سخنراني در ميان پيروان و هوادارانش پرداخت او در طرح موضوعات و رساندن فکر و بازي کردن با عواطف و احساسات و قانع کردن ديگران مهارت فوق العاده دارد.
يکي از نويسندگان در يکي از سايتهاي اثناعشري او را چنين توصيف مي کند: «بنابر علم محسوسي که ما داريم و کتابهايش را خوانده ايم و در باره حرکتش بررسي کرده ايم او بشدت از انقلاب خميني در ايران متأثر است، زيرا دوره هاي آموزش امنيتي و سياسي و غيره در لبنان نزد حزب الله ديده است و رابطه قوي با سپاه پاسداران ايران دارد».
جواناني که از او متأثر بودند از بعضي استانهاي ديگر يمن نزد او رفتند و آنجا خوابگاه و گذران زندگي و آمادگي خوبي يافتند، بويژه در تعطيلات تابستان و مناسبتهاي خاص روافض. او خود را مصلح و مجدد علوم و تعاليم مذهب «زيدي جارودي» مي داند.
او به تأييد حزب الله لبنان شعار مي دهد و پرچم او را در بعضي مراکز خود بلند مي کند. درسها و سخنراني هايش پر از اصطلاحات و کلماتي همچون عضوگيري و آمادگي و شورش و جهاد و آمادگي و فداکاري و عدم ترس از روحيه شکنان، و تأکيد بر نصرت و ياري آينده خداوند براي مستضعفان است.
دهها مرکز آموزشي در بسياري مناطق برگزار کرده و صدها و شايد هزاران نفر از جوانان و نوجوانان به اين مراکز پيوسته اند، مدتي به گمان اينکه از سوي امريکا مورد هدف است دور و برش را با نگهبانان بسياري محاصره داشت
او اولين شورش عليه حکومت يمن را در (204م) فرماندهي کرد و در «جنگ اول» در سن 46 سالگي کشته شد.
فرمانده دوم حوثي ها کيست؟
عبدالملک حوثي: در سال 1978 ميلادي در صعده متولد شد که اينکه سي سال عمر دارد. تحصيلات اوليه اش را در مدارس ديني زيدي گذراند، بعد از کشته شدن برادرش حسين (در سال 2004ميلادي) با اينکه شخصيتهاي بارز فراواني بزرگتر از او وجود داشتند از جمله چند برادرش همه را عقب گذاشت و عملا فرماندهي جنبش شورشي حوثي در يمن گرديد.
او سخنران چيره دست است و در جلب و جذب ياران و پيروان توانايي خوبي دارد. در سال 2007م سايت «منبر» را تأسيس کرد تا نقطه نظرات حرکت خود را به جهان منعکس کند.
از شخصيت هاي بارز در اين حرکت يحيي حوثي 49 ساله برادر حسين حوثي است که اينک از اواخر سال (2004م) در برلين پايتخت آلمان زندگي مي کند او بعد از اينکه پناهندگي سياسي گرفت اينک مسئول سياسي گروه حوثي در خارج به شمار مي آيد.
عقايد حوثي ها:
حرکت حوثي فکر رافضي اثناعشري دارد.
بارزترين مواردي که به آن فرا مي خوانند عبارت است از:
دعوت به امامت يعني زنده کردن فکر وصيت به حضرت علي رضي الله عنه و اينکه جز فرزندان علي رضي الله عنه هيچ کسي ديگر حق حکومت ندارد!.
و ترويج فکر شورش عليه حکام و آمادگي براي مقابله در برابر نظام حکومت. و تحريک عليه «لجم السنية» که منظور شان اهل سنت است زيرا اهل سنت ابوبکر صديق و عمر فاروق رضي الله عنهما را دوست مي دارند و آنها را در فضيلت بر علي مرتضي رضي الله عنه مقدم مي دارند. و ستايش از انقلاب خميني و حزب الله لبنان و آنها را الگو قلمداد کردن که بايد ازآنها پيروي شود!.
بيزاري خصوصا از خلفاي راشدين سه گانه و عموما از ساير صحابه رضي الله عنهم زيرا که به عقيده آنها ريشه تمام بلاها و مصيبتهاي هستند که تا کنون به امت رسيده است.
بدر الدين حوثي مي گويد: «من شخصا به کافر بودن آنان (صحابه) ايمان دارم! زيرا که با پيامبر خدا صلي الله عليه و سلم مخالفت کردند».
حوثي ها به دشنام صحابه رسول الله صلي الله عليه و آله وسلم و رضي الله عنهم دعوت مي کنند، و امهات المؤمنين رضي الله عنهن را لعنت و نفرين مي کنند.
حسين حوثي مي گويد: "هر گناهي که در اين امت وجود دارد و هر ظلمي که به اين امت رسيده و هر مشکل و مصيبتي که امت در آن واقع گرديده مسئول اول آن ابوبکر و عمر و عثمان و بخصوص عمر است زيرا که تمام اين برنامه را او طراحي کرده است.
در بار? بيعت صحابه با ابوبکر صديق رضي الله عنهم مي گويد:
«شر آن بيعت تا کنون ادامه دارد».
و مي گويد: «مشکل ابوبکر و عمر مشکل خطرناکي است سبب اصلي اين وضعيت عقب افتادگي که امت دچارش شده آنها هستند و سبب اين کوري که نمي گذارد راه حلي يافت شود نيز آها هستند».
و مي گويد: «سلف صالح همان کساني هستند که با سرنوشت امت بازي کردند، همانها بودند که اساس ظلم و تفرقه در ميان امت را گذاشتند! زيرا کسي که مي گويد سلف صالح بارزترين شخصيتي که در ذهنش تداعي مي کند ابوبکر و عمر و عثمان و معاويه و عايشه و عمرو بن العاص و مغيره بن شعبه است سلف صالح اينگونه افراد هستند اين تز شکست خورده است».
و دشمني خاصي با عمر بن خطاب دارند که خداوند آتش مجوسيت و آتش پرستي را به وسيله او خاموش نمود. حوثي مي گويد:
«به عقيده من معاويه با تمام بدي هايش گناهي از گناهان عمر است و ابوبکر يکي از گناهان عمر است عثمان يکي از گناهان عمر است».
روابط بين زيدي ها و حوثي ها و تلاش حوثي ها در پنهان شدن پشت ماسک مذهب زيدي.
آغاز مذهب زيدي:
مذهب زيدي به امام زيد بن علي بن حسين بن علي بن ابي طالب رضي الله عنهم (80-122ه ق) منسوب است،امام زيد در زمان هشام بن عبدالملک در سال 122هجري انقلابي را بر عليه اموي ها رهبري کرد.
انگيزه حرکت او اهل کوفه بودند که به زودي او را رها کردند و وقتي فهميدند که او از شيخين ابوبکر و عمر رضي الله عنهما بيزاري نمي جويد و آنان را لعن و نفرين نمي کند او را تنها گذاشتند که در نتيجه مجبور شد فقط با 500 نفر در برابر لشکر اموي بجنگند که سرانجام تير خورد و به شهادت رسيد.
عقايد و افکار زيدي ها:
به عقيد? زيدي ها امامت در تمام اولاد فاطمه رضي الله عنها ادامه دارد چه از نسل امام حسن باشند و چه از نسل امام حسين.
امامت در عقيده زيدي ها منصوص نيست و با وراثت منتقل نمي شود بلکه بر اساس بيعت منعقد مي گردد و امام در هر زمان از سوي اهل حل و عقد انتخاب مي شود.
مذهب زيدي در نشأت و شکل گيري خود فقه اهل بيت و مذهب معتزله و فروع مذهب حنفي را با هم آميخته است و قاعده مشروعيت خروج بر حاکم ظالم را پذيرفته است چيزي که زيديها نسل در نسل آنرا تطبيق کرده اند.
زيدي ها وجود بيش از يک امام را همزمان در کشورهاي مختلف جايز مي دانند. امامت مفضول را با وجود فاضل جايز مي دانند خلافت ابوبکر و عمر رضي الله عنهما را قبول دارند و آنها را لعن و نفرين نمي کنند در مسائل عقيده در باره الله متعال و قضاء و قدر به مذهب اعتزال تمايل دارند. و معتقد به خلود و جاودانگي مرتکبان کبيره در دوزخ هستند.
مشترکات زيدي ها با اثناعشري:
هر دو از فرق شيعه هستند. هر دو در باره خمس اتفاق نظر دارند. هردو در صورت نياز تقيه را جايز مي دانند. هر دو اهل بيت را حقدار تر به خلافت مي دانند و احاديث و تقليد آنان را از غير آن بهتر مي دانند و هر دو در اذان حي علي خير العمل مي گويند.
اختلافات زيدي ها با اثنا عشري ها:
شيعيان اثناعشري معتقدند که هرکس به تمام ائمه اثناعشر ايمان نداشته باشد کافر است بنابر اين علماي اثناعشري فتواي کفر زيدي ها را صادر کردند.
و در عوض علماي زيدي از قديم تا حالا جز شاذ و نادر شيعيان اثناعشري را گمراه مي شناسند و از آنان بر حذر مي دارند و گمراهي و عقايد زشت آنان را بد مي بينند.
از فرقه هايي که از زيديه انشعاب کرده يکي «الجاروديه» است که به غلو و تمايلشان به روافض معروف هستند، که بدرالدين حوثي و پيروانش از همين فرقه هستند.
جاروديه: به الجارود زياد بن المنذر الهمداني نابيناي کوفي منسوب است. اين فرقه از غلات زيدي به شمار مي روند که در واقع روافض هستند.
بعضي محققان بر اين نظرند که جاروديه فرقه مستقل و جداگانه اي از زيديه است اما براي نشر عقايد خود از زيديه به عنوان يک سپر استفاده مي کند اين محققان مي گويند دليل اين امر اين است که ابي الجارود هم عصر امام زيد بوده است.
عقيده جاروديه اين است که صحابه چونکه بيعت با علي بن أبي طالب را ترک کردند و نص وارده در اين باره را ناديده گرفتند لذا کافر شدند، بقيه فرق زيديه به دليل اينکه صحابه را کافر مي دانند جاروديه را تکفير مي کنند.
آغاز زيديه در يمن:
اولين کسي که مذهب زيدي را وارد يمن کرد امام يحيي بن الحسين بن القاسم معروف به الهادي (245-298هجري) از نوادگان حسن بن علي رضي الله عنهم بود. او در مدينه متولد شد و در سال 280هجري به يمن کوچ کرد. يمن را سرزمين مناسبي براي نشر آراء فقهي خود ديد.
او در صعده (شمال يمن) مستقر گرديد، و از مردم آنجا براي اقامت کتاب و سنت و امر به معروف و نهي از منکر و اطاعت و پيروي در معروف بيعت گرفت. امام هادي حرکت اصلاحي اش را با ايجاد وحدت و از بين بردن تفرقه و اختلاف آغاز نمود، تا جاييکه توانست بر بخش اعظم يمن و جزئي از حجاز نيز حکومت کند.
زيدي ها در طول تاريخ در موارد متعددي با قرامطه باطني جنگيده اند، حکومت يمن از آن زمان تا انقلاب يمن در سال 1382 هجري (1962م) در دست اولاد الهادي بود و اين طولاني ترين حکومت در تاريخ توسط اهل بيت (به اصطلاح اهل سنت) است که يازده قرن طول کشيد بنابر گفته بعضي منابع 45% بخش يمن شمال را زيدي ها تشکيل مي دهند، و در استانهاي شمال متمرکزند. ولي يمن جنوبي کلا اهل سنت شافعي هستند.
اثناعشري ها و جلب زيديها:
با تمام تلاشهايي که روافض در هجوم فراگير عليه زيديها انجام دادند در تأسيس يک مکتب و تشکيل مدرسه اثناعشري شکست خوردند افکار و عقايد اثناعشري همواره مردود بوده و مردم يمن آنرا حتي شيعيان زيدي نپذيرفته اند بلکه هرکس که حامل اين افکار و عقايد شناخته شده از سوي عموم مردم يمن مورد خشم و غضب قرار گرفتند بعد از انقلاب رافضي خميني در ايران روابط زيدي ها و اثناعشري ها نسبتا روبه بهبود رفت.
اثناعشري ها تلاش جدي را براي نشر مذهب شان در ميان زيدي هاي يمن آغاز کردند. و تقريبا پيروزي ملموسي بدست آوردند. و بسياري از سران و عوام زيدي را به خود جلب کردند. و علامات رفض در يمن کم کم بين زيدي ها ظاهر شد اين انعکاس را مي توان در تأليفات و سخنراني ها و عيدها و مناسبت هاي مخصوص امامي ملاحظه کرد.
اثناعشر ها حوثي و گروه الشباب المؤمن او را بستر مناسبي براي نشر مذهب افکار شان يافتند کتاب ها و رساله هاي بدرالدين حوثي با ماسک مذهب زيدي وسيله اي براي نشر افکار و عقايد اثناعشري بشمار مي رود.
علامات تحول حوثي ها به مذهب اثناعشري
· برگذاري سالگرد شهادت حضرت حسين رضي الله عنه و مجالس عزاداري در محرم هرسال.
· برگذاري سالگرد وفات بعضي ائمه مانند جعفر صادق و محمد باقر و علي زين العابدين رضي الله عنهم.
· تعيين کوهي در شهر صعده که آنرا کوه "معاويه" مي نامند همه سال روز عاشور با سلاحهاي خفيف و متوسط بالاي کوه جمع مي شوند و با وجود اينکه هر سال تعدادي کشته و زخمي هم دارند جمع مي شوند و گلوله هاي بيشماري شليک مي کنند.
· بعضي فروشگاههاي تجاري و رستورانهاي نوارهاي مجالس حسيني را که در ايران ضبط مي شود و در آن صداي گريه و سينه زني و اهانت به صحابه به گوش مي رسد را به نمايش مي گذارند.
نقش ايران:
چندين علامت و قرينه وجود دارد که نشان مي دهد ايران به شورش حوثي ها کمک مي کند، اين نشانه ها و قرينه ها اگر بر اين امر دلالت نکند که ايران همانگونه حزب الله لبنان را ساخت از همان آغاز براي چنين سوژه اي طراحي و برنامه ريزي کرده، حد اقلش اين است که ايران از اين وضعيت آشفته به نفع خود نشر برنامه فرقه گرايانه خود سوء استفاده مي کند که هدف نهايي آن خواب تسلط روافض بر جهان اسلام است.
دلايل تبعيت حوثي ها از ايران:
· حسين بدرالدين حوثي از زندگي امام خميني متأثر بود، و عقيده داشت که نمونه انقلاب ايران را مي توان در يمن پياده کرد.
· يکي از برادران او مطلبي پيرامون انقلاب ايران در دوره هاي آموزش براي «اتحاد الشباب المؤمن» که در سال 1986هجري با کمک ايران تأسيس شده بود تدريس مي کرد.
· پدرش بدرالدين حوثي پس از اختلافاتش با تعدادي از علماي مذهب زيدي مدتي در قم و تهران اقامت داشت.
· سفرهايي که حوثي ها به ايران و ايرانيها به يمن داشتند که در ضمن ملاقاتهاي پنهاني با گروههاي مرتبط با اتحاد الشباب المؤمن داشتند.
· کمک ها و حمايت هاي رسانه اي آشکار ايران از خط فکر حوثي در جنگش با دولت يمن از طريق شبکه هاي المنار و العالم و ديگر شبکه هاي رافضي.
· ارتش يمن هنگام پاکسازي مناطق حوثي اسلحه و تيربار خفيف و موشک انداز و خمپاره انداز با برد نزديک بدست آورد که بعضي ها ساخت ايران بود.
· از بيمارستان ايران در صنعا پايتخت يمن مدارکي بدست آمد که نشان مي داد دولت ايران در عمليات جاسوسي و کمک مالي و نظامي به حوثي ها دست دارد که اين عوامل منجر به بستن آن بيمارستان از سوي حکومت يمن گرديد.
· کمک ايران به نا آراميهاي جنوب يمن همزمان با چندين جنگ حوثي ها براي تضعيف حکومت يمن و از هم پاشيدن آن.
· توسعه دادن حوثي ها بر دامنه عمليات در اين روزهاي اخير براي رسيدن به ساحل درياي سرخ نزديک به صعده که اين خود تأکيد ديگري بر دخالت ايران در اين کشمکش است.
· سخنان عبد الله الممدون فرمانده سابق جنگ شورش حوثي ها در منطقه بن معاذ يمن که گفت: "عبدالملک حوثي سرکرده شورشيها براي بازيابي تمدن فارس با کمک لا محدود ايران مي جنگند".
· سر دادن شعارهايي در تأييد حزب الله لبنان در بعضي مراکز حوثي و او را الگوي قابل تقليد معرفي کردن.
· روش بر خورد حاکمان ايران با حوثي ها به همان روش بر خورد يا آنچه که سازمان هاي حزب الله در لبنان و کويت و بحرين و غيره است.
· حمايت روزنامه هاي ايراني و سخنان مراجع تقليد شيعه انثاعشري در قم و نجف که نشان مي دهد موضع گيريهايشان در تأييد حوثي هاست.
· ايران از همان آغاز انقلاب خميني طرح صدور انقلاب رافضي را به کشورهاي عرب و اسلامي در دستور کار خود قرار داد و ديپلاماسي ايران و سفارت ايران در صنعاء تلاش گسترده اي انجام داد که پيروان مذهب زيدي را به خود جلب کند.
· وجود جنگجويان عراقي در صفوف پيروان حوثي، و شناسايي جنازه هايي از آنان و بازداشت تعدادي ديگر از آنان.
· اخبار جديدي که نشان مي دهد در صفوف حوثي ها مکالماتي به زبان فارسي شنيده شده است.
· خشم و غضب شديد روافض از جنگ اخير عليه حوثي ها، که اين خشم در سخنان وزير خارجه ايران منعکس گرديد.
· و موضع گيري فرکسيون وفاق روافض در پارلمان بحرين از تصميم عربستان سعودي در تأييد جنگ يمن عليه حوثيها.
خطر و اهداف حوثي ها:
از خطرناکترين افکاري که حوثي به آن ايمان دارد ايمانش به مهدي و انديشه رافضي اوست و عقيده اش به لزوم زمينه سازي براي ظهور مهدي و پيامد و طرح اشغال حرمين شريفين و تصفيه اهل سنت و جماعت و از بين بردن حکومت هاي اهل سنت و در رأس شان کشور عربستان سعودي.
قابل ذکر است که در ماه (ذي القعده 1430 ق) فيلم سينمايي روي پرده آمد که يک رافضي پاکستاني در انگلستان صحنه ها و پيامدهاي ظهور مهدي خيالي شان را بوسيله صحنه هاي اين فيلم به تصوير مي کشد و نشان مي دهد که چگونه کعبه مشرفه را با خون کساني که در حرم مکي کشته مي شوند ملوث مي کند و چه ترس و هولي حاکم مي گرداند.
درکتاب (عصر الظهور) نويسنده رافضي آن علي کوراني عاملي مي نويسد: " احاديث و روايات متعددي از اهل بيت آمده است که همگي تأکيد دارد که آنچه کتاب از آن به انقلاب اسلامي يمن تعبير مي کند براي ظهور مهدي زمينه سازي خواهد کرد و اينکه اين مطلقا راهياب ترين پرچم ها در عصر ظهور خواهد بود". قطعا محقق خواهد شد!
و اما فرمانده آن که در رواياتي که کتاب آورده به اسم "ايماني" معروف است يک روايت ذکر مي کند که اسمش حسن يا حسين از ذريه زيد بن علي عليهما السلام است. کتاب به رواياتي استشهاد مي کند که تأکيد دارد يماني از قريه اي ظاهر خواهد شد که کريمه ناميده مي شود و اين قريه اي است در منطقه بني خولان در نزديکي صعده شمال يمن.