آخرین به روز رسانی: شنبه 4 سپتامبر 2010 - 13 شهریور 1389 - 02:09:31 به وقت تهران
دهه‌ی سوم ماه مبارک رمضان آرزوی رسیدن به نجات از آتش سوزان جهنم است!..
در این اطلاعیه که پیش روی شما خوانندگان محترم سایت قرار دارد مسئولین آرامگاه امام رضا ...
دو آیت الله معروف که سابقه اظهار نظر در باره دلارهای امریکائی دارند محمد تقی مصباح یزدی و احمد جنتی هستند.
رژيم مخالفان را تنها با تهمت داشتن مواد مخدر سركوب نمىكند، خود مواد مخدر...
موضوع مورد بحث ما در این مقاله کوتاه بیان بخشی از غلو و افراطی است که ...
14یا 15ساله بودم که در شمال غرب ایران شایع شد که در مسجدی در شهر سلماس از شهرهای آذربایجان غربی امام زمان دیده شده و ...
اما کسی که شهادتش را به شما تسلیت عرض می کنم جوهر نیست عرض است! جسم نیست معناست!...
یکی از فتنه برانگیزترین مسائلی که بر اختلاف شیعه و سنی دامن می زند مسئله شهادت حضرت زهرا...
عصام العماد زیدی المذهب یمنی مدعی شد که وهابی بوده است، اما ...
اخیرا باند صفوی های معاصر با رویکرد تفرقه و اختلاف در میان ملت و از بین بردن وحدت و اتحاد و انسجام دینی و مذهبی...
چندی قبل ايت الله بهجت درحين وضو گرفتن بيهوش مي شوند که پس از بهوش آمدن علت را جويا مي شوند که در جواب مي فرمايند...
 
فارسي
   
فکر و انديشه
   
قرآن کریم
سما
شنبه 31 ژوئيه 2010 - 9 مرداد 1389 - 12:07:53 به وقت تهران

سنی نیوز: وقتی چیزی عملى می شود که: اولا «واقعى و عینی» باشد، ثانیا آن واقع و عینی برای عاملانش «قابل دسترس» باشد، ثالثا چنین چیزی باید در محدودهٴ «توان بشر» باشد. و طبعا چیزی که خارج از این «مُختصات» باشد منتهی به عمل نمی گردد و «ذهنی و خیالی» باقی می ماند. قرآن کریمو همین است که «خرافات و خيالات و افسانه ها» امکان وصول به ميدان عمل را پیدا نخواهند کرد، چرا که آنها در ذات خود «ذهنى و غير واقعى» هستند و به تبع آن غير عملى می باشند. و از این جهت، فکر و منهجی که متکى به ذهنيات و خرافات و خيالات باشد، در میدان عمل عقیم بوده و کارش به مرحلهٴ عمل نخواهد رسيد، و شعارهايش همیشه «ذهنى و خيالى و خرافى» باقى خواهند ماند. این اصل در رابطه با «دین توحیدی اسلام» نیز صدق میکند؛ یعنی وقتی که خط و برنامهٴ «وحى قرآن» و راه و روش تـوحيدى، روى «عِلم و واقعيات» بنا شده است، بديهى می نمايد که چنين خط و بـرنامه اى «ماهیتی عمل گرا» داشته باشد و از پيروان خود «عمل و التزامات عملى» بخواهد، و ملاک ايمان و باور کسانی را که «مُدّعى توحيد و اسلامیت» هستند، عمل و عملکرد قرار دهد. و حقیقت آنست که هر کسی حداقل آشنایی به کتاب مبینِ قرآن داشته باشد، به روشنی میداند که نصوص مُسلَّم آن در رابطه با عمل و عمل خواهی و پیوند عمیق بین «نظر و عمل» حد اکثر صراحت را بخرج می دهند، تا جایی که نظر و سخنی را که عملی نمی شود «هیچ و بی فایده» اعلام می دارد، و صاحبان اقــوال بلا عمل را اهل هوی و ظن آلود تلقی می کند. همچنین اهل کذب و دروغ و خاصتا «اهل شعر و شاعری» را به دلیل همین هواپرستی و خیال آمیزی و غیر عملی بودن سخنان و اقوالشان به شدت مورد نقد و سرزنش قرار می دهد، و در این رابطه در ســورۀ شعراء چنین ابلاغ می کند: هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَن تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ، تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ، يُلْقُونَ السَّمْعَ وَ أَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ، وَ الشُّعَرَاء يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ، أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ، وَ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ (شعراء - ۲۲۱ تا ۲۲۶):

«آیا شما را با خبـر سازم که شیاطین (نیــروهای شر و فساد) به چه کسانی روی می آورند؟ به کسانی که بسیار کذاب و مجرم هستند، به آنهایی که بی پروا و بی حساب حـــرف می زنند و اما اکثرشان کــذاب و دروغگـــو هستند. و شُعَــــراء کسانی هستند که مـردمان جـــاهل و منحرف دنبالشان میافتند. آیا نمی بینی که این شاعران در هر امری اهل تَوَهُّم و خیالبافی هستند و چیزهایی غیرعملی می گویند».

خلاصه قـــرآن مُنزَل، اهل خیال و دروغ و هـــوی را مَنزِلگاه «شیاطین و شیطنت» معــرفی می کند، که شاعــران وَهمی و خیالباف جــزو این دسته اند، چرا که آنچه را می گویند نه عملی شدنی است و نه دنبال اِعمـــال آن هستند، الا اینکه خیال بافی و بیهوده گویی می کنند و مایۀ «فساد اذهان و انحطاط اخلاق» می شوند. و همین است که بیشتر مجالس و مراسمات فاسد و سخیف و همراه با مَست کــاری و دارای فضـــای جنسی، براساس شعــر و شاعری و ساز و آواز ابلهانه آراسته می شوند. و طبعا قــرآن مُنزَل مخـــالف نفس شعر و شاعری نیست، بلکه مخـالف «فساد و انحطاط و خیال گرایی» است.روی همین اساس قـرآن حکیـم در «سورهٴ مُلک آيهٴ ١-٢» مسئلۀ عمل و عمل گـرایی را عمیقا «اصیل و مَبدئی» اعـلام می دارد و حتی حکمت خلقت هستی را «عمل صالح و اَحسن» و اینکه چه کسی عمل و کردارش احسن و بهتر است بیان می دارد، و این «تأصیل و مبدأ گردانی» را به صراحت چنین ابـلاغ می نماید:

 تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً:

 «مبارک و پیروز است خالقی که جهان به یَد اوست، همان ذاتى که مرگ و حيات را خلق کرده، تا مشخص شود که کدام يک از شما داراى عمل و کردار احسن و بهتر است».

پيام و محتوای اين آيه، هـم واضح و عیان است، و هـم شامل و فراگیر است، و به صراحت اعلام می دارد که اصل «عمل» است، و بدون عمل چیزی صورت نمی گیرد و امری متحقق نمی شود، و حتی چیزی که کمتر از عمل و «غیر عملی» باشد وجود واقعی ندارد. و بهترین نظر و کلام نیز وقتی معنای واقعی پیدا میکند که «مقدمۀ عمل» و زمینه ساز یک نوع عملکردی بشوند. همچنین یک «فکر و عقیده» زمانی ارزش و اهمیت واقعی پیدا می کند که با پیدا شدن «فرصت و زمینه» عملی بشود و جامۀ عمل پوشد. اینست که بعثت تــوحیدیِ اسلام برای اِعمال و اِجرای آیات قرآن به وقوع پیوسته است، و «اُسوه قرار دادن رسول» نیز از همین قضیۀ اسـاسی نشأت می گیرد. و با توجه به اینکه «دینداری حَرفی» فاقد ارزش و اعتبار است، در نتیجه اهمیت دینداری که روی «یَعبُدونَ الله عَلی حَرف» استوار شده، حتی از دینداری مُبتنی بر «تسلیم و اطاعت بلا ایمان» کمتر می باشد.

آری: كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ (مُدثر - ۳۸):

«هر کسی در گرو اَعمال خویش است و با توجه به اَعمالش روی او حساب میشود».

پس هر کسی (بلا استثناء) سرنوشتش وابسته به اعمال و عملکرد اوست، و این یعنی نتیجه «در عمل» است، و دیگر چیزها مثل حرف و سخن، احکام نظری، ایمان و اعتقاد و..... باید بعنوان «مُقدمات عمل» و «نحوۀ عمل کردن» و شاخِص «عمل صحیح» تلقی شوند. و در نگرش توحیدی اسلام نظریات و اعتقادات «مستقلا و خودبخود» ارزشی ندارند، بلکه ارزش آنها در «عمل زا بودن» آنها و جهت تشریح و قانونمند کردن «اَعمال و نحوۀ حرکت» میباشد، و نظر و سخن بلا عمل مثل «جسم بی روح» و همانند «درخت بی ثمر» است. اینست که در دین توحیدی اسلام «ایمان بلا عمل» تماما زیر سؤال میرود، و «اطاعت از رسول - رهبری» در عمق ایمان و تَدیُن اسلامی قرار می گیرد؛ و این آیات اسناد این حقیقت هستند:

 مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّىٰ فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا (نساء - ۸۰):

«هر کس از رسول (رهبری) اطاعت کند؛ همانا از الله اطاعت کرده است، و هر کس رو برگرداند (مسئولیتش به گردن خودش میباشد) و ما شما را برای نگهبانی آنها! نفرستاده ایم»، یعنی راه تحقق آیات الله در تبعیت و اطاعت از رسول برای اجرای آیات مُنزَل قرآن است؛ و هر کسی که از این اصل توحیدی سرپیچی نماید مسئول آن شخص عاصی و نافرمان است.

 قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ (آل عمران - ۳۱):

«بگو ای محمد، اگر الله را دوست دارید؛ از من تبعیت نمایید؛ تا الله شما را مورد لطف و محبت قرار دهد و گناهانتان را ببخشد». پس بدون تبعیت و اطاعت از رسول ، ادعای محبت الهی بلا معنا و غیر قابل قبول است.

وَ إِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمَٰنُ فَاتَّبِعُونِي وَ أَطِيعُوا أَمْرِي (طه - ۹۰):

«و به تأکید خالق تان بسیار مهربان است؛ پس از من تبعیت کنید و از دستورات من اطاعت نمایید».

بنابر این، درست است که خالق بشر الله رب العالمین است؛ اما آیات و قوانینش بوسیلۀ تبعیت از رسول و اطاعت از اوامر و اجتهادات رهبری جامۀ عمل نمي پوشند. همچنین «هجرت و جهاد - صحنه داری» لایۀ خارجی و عینی ایمــان و تَدیُن اسلامی بحساب می آید، و آیات زیر این واقعیت را بطور آشکار به نمایش می گذارند:

 وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهَاجِرُوا مَا لَكُمْ مِنْ وَلَايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّىٰ يُهَاجِرُوا (اَنفال - ۷۲):

«و کسانی که میگویند ایمان آورده ایم؛ اما تن به هجرت نداده اند؛ ربطی به شما ندارند؛ تا وقتی که هجرت نمایند»

 یعنی باید در میدان عمل! ایمان و تدین خود را به اثبات برسانند.

انْفِرُوا خِفَافًا وَ ثِقَالًا وَ جَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (توبه - ۴۱):

 «سبک بار و سنگین بارتان به صحنه بیایید؛ و با مالها و جانهایتان در راه الله جُهد و جِهاد نمایید؛ و این بهترین راه برای شماست؛ اگر اهل علم باشید و قضایا را درک نمایید».

 و طبعا بدون آمادگی مؤمنان برای صرف جان ها و مال هایشان در راه توحید؛ کاری از پیش نمی رود؛ و زمانی هــم! که مؤمنان حاضر به چنین کاری نشوند پس چه کسانی باید چنین کنند؟!

 إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هَاجَرُوا وَ جَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَٰئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (بقره - ۲۱۸):

 «به تأکید کسانی که ایمان آورده اند، و کسانی که هجرت کردند و در راه الله به جهاد و تلاش پرداختند، آنها مورد لطف و رحمت الله قرار می گیرند؛ و الله بسیار بخشنده و پر رحمت است».

 بنابراین، کسانی از مؤمنان مورد لطف و رحمت الله واقع می شوند که در راه الله وارد میدان شوند و آمادۀ هجرت و جهاد باشند.

 وَ جَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَ مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَج (حج - ۷۸):

«در راه الله جهاد و مُجاهده نمایید، جهاد و مُجاهده ای که بر حق و بجاست، او شما مسلمین را برای حمل دین توحید برگزیده و حرج تنگنایی در آن برای شما وجود ندارد».

بله؛ جهاد و مُجـاهده که امری طبیعی و ضروری و مُسیر است «مُشخَّصۀ دینداری توحیدی» است، اما عملی مُحرِج و تنگنا آفرین و یا چیزیکه غیر واقعی و خلاف توانایی انسان باشد، دراین دین فطری وهماهنگ با استطاعت بشری یافت نمیشود. و خــــلاصه: «اطاعت از رسول - رهبری» و «هجرت و جهاد - صحنه داری»، «ایمان وعقیده»، «نظر و سخن»، و «ادعای دینداری» را به اسلامیتی نجاتبخش و تمدن آفرین تبدیل می سازند.

دربارۀ واقع بینی قرآن و عملگرایی توحیدی، به بررسی آیات و موضوعاتِ دیگری می پردازیم، تا این «مسئلۀ اساسی» مشخص تر و ماهیت آن روشن تر گردد.

قرآن مُنیر در سورۀ بقره آیۀ ۲۸۶ جهت مُدلّل سازی اوامر و تکلیفات توحیدی و بیان ظرفیت بشری چنین روشنگری میکند:

لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَ عَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا:

«الله کسی را فوق وسعت و طاقتش مُکلَّف نمی سازد، و اِکتسابات خیر و شر هر کسی به نفس خودش باز می گردد. ای خالق ما؛ بخاطر فراموشی ها و خطاکاریها ما را مــؤاخذه و گرفتــار مفرما».

با دقت روی این آیۀ بلیغ در می یابیم که قرآن حکیم قانون خودش را مبنی بر واقع بینی و با توجه به «ظرفیت و توانایی انسانها» بیان میدارد، و اوامر و تکلیفات توحیدی را روی همین واقع بینی سوار می نماید. آنگاه از پیروان خود میخواهد که هماهنگ با این وضعیت توحیدی حرکت کنند، و در صورت فراموشی و خطاکاری از «رب ومعبود خود» طالب گذشت و بخشش گردند. بعبارت دیگر، این قانون تـــوحیدی بیان می دارد که «عُدول و تخطی» تنها در محــدودۀ فراموشی و خطاکاری قابل اغماض و چشم پوشی است، و خارج از آن عصیان نامُوَجه بحساب می آید، البته در صورتی که عذر و مانعی در کار نباشد.

 همچنین در آیۀ ۶۲ از سورۀ مــؤمنون این «عمل گرایی توحیدی» و نشأت گرفته از واقع گرایی قــرآنی چنین تبیین شده است:

 وَ لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَ لَدَيْنَا كِتَابٌ يَنْطِقُ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لَا يُظْلَمُونَ:

«و ما کسی را مُکلف و موظف به کاری نمیکنیم الا در محــدودۀ وسعت و طاقتش؛ و کتاب و قوانین ما بر اساس حق و حقیقت بنا گردیده و کسی مظلوم واقع نمیشود».

بله؛ کتاب و قانون الله روی حق و راستی بنا شده و مُعترف به علم و واقعیت است؛ و چنین منطقی اقتضاء میکند که هم «تکلیف و عمل» مورد تأکید قرار گیرد (و بشریت را بکار اندازد)، و هم «وسعت و طاقت انسانها» ملاحظه و مد نظر واقع شود (تا بشریت دچار زحمت و حرج نگردد). و طبعا روی همین منطق توحیدی، قرآن مُنیر حتی به نقد مؤمنین می پردازد، و بر اساس همین نگرش و مَنهج واقع بینانه، موضع توحیدی خود را از جمله در مورد «وضعیت دوگانۀ مؤمنین» در سورۀ صف (آیات ٢ و ٣) چنين اعلام میدارد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ، كَبُرَ مَقْتاً عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ:

«اى کسانی که به الله و قوانينش ايمان و يقين داريد، چرا آنچه را که می گویید و مدعی هستید عمل نمى کنيد.

 اين برخورد دوگانه (بین سخن و عمل) نزد الله بسيار زشت و جرم بسيار بزرگى است». یعنی با وجود داشتن ظرفیت و توانایی، لکن به سببِ: «فرهنگ نازل» و «عادات غلط» و «عدم جدیت در دینداری» ایمان های خود را به عمل نمی رسانند؛ و در نتیجه کارشان در «محدودۀ حرف و ادعا» باقی می ماند. البته اگر حرف و سخن ناشی از ایمان و مقدمه ای برای عمل باشد و «اعلام موضع» بحساب آید بسیار ارزشمند است، و در این صورت «قول سدید و کلام معروف و اعلام شهادت» قلمداد میشود. اما آنچه از سخن و کلام و شهادت، جای انکار و سرزنش است، سخن و کلام و شهادتی است که «بلا اساس و بلا پشتبان» است و ادعایی دروغین و حیله گرانه است و شهادتی مُزَور و توخالی است. بنابراین، قرآن و دین اسلام از بشر و پیروان خود کلام و سخنی را می طلبند که از ایمان نشأت گرفته باشد، ایمان و سخنی که در میدان عمل تجلی پیدا کند و «عمل صالح» مصداق و سند آن گردد. پس عمل صالح، نتیجۀ ایمان و سخن مایه دار است، و اینکه قرآن و کلا اسلامیت روی عمل و نتیجۀ ایمان و شهادت تکیه نمایند، امری بسیار معقول و ثمربخش است و طبعا راه «سوء استفاده چیان» نیز سَد میشود. نکتۀ اساسی دیگر اینکه: بعد از آنکه قرآن حکیم، بر پایۀ واقع بینی، اصل عمل را بعنوان ملاک «ایمان توحیدی و اسلامیت» اعلام می دارد، در آیات دیگری (جهت تحقق بلاغ مبین) تصریح می کند که نکند راه دینداری و اسلامیت را به بازی بگیرید و به هوای خود عمل نمایید، بلکه باید در کار دینداری توحیدی «جِدی و مُحکم» باشید، تا آنچه که ادعا می کنید مورد تأیید و قبول الله و مؤمنان قرار گیرد. و آيات ٢ و ٣ از سورۀ عنکبوت نمونۀ آیاتی است که بعنوان «امتحان عملی جهت صداقت اسلامی» در قرآن مُنیر چنین تصریح شده است:

 أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لَا يُفْتَنُونَ، وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ:

«آيا مـردم فکر می کنند همين که گفتند ما ايمــــان آورديم و مسلمان شديم آنها را بخود رها می کنيم و آنها را امتحــان و آزمايش و در مقابل عملکرد تــــوحیدی قرار نمیدهيم؟! به تاکيد قبلا و در گذشته نیز بسيار بودند کسان ومردمانى که امتحان و آزمايش شدند و در مقابل قوانین تـــوحیدی قرار گرفتند. حقــا که الله می داند چه کسانى صادق و راستگو و چه کسانى کذاب و دروغگو می باشند».

اینهم امتحـــان الهی جهت مسدود کردن راه ســــــــــوء استفاده چیان از دین توحید و از تدین اسلامی، سوء استفاده چیانی که همیشه وجود داشته اند. اما مصیبت زمانی «بزرگتـر» میشود که بجای رُسوایی سـوء استفاده چیان و مسدود کردن روشهای فرصت طلبانه، راه «بلاغ مُبیـن» قفل و مســـدود گردد! و استبداد حکومتی و فضای بستۀ اجتماعی ایجــــــــاد گردد، فضایی که متأسفانه اکثرا وجود داشته است! و بیشتر قرون چهـــارده گانۀ اسلامی در سایۀ چنین فضایی سپری شده است، و نتیجۀ آن حاکمیت «کذابان و منافقان» و مَحکومیت «اسلام و مسلمین» بوده است.اما آنچه واقعــا در میان مسلمین و جــوامع اسلامی فــراموش و به «طاق نِسیان» سپرده شده (و همین واقعیت بیانگر عمق انحطاط آنها میباشد) اینست که: «راه بهشت» از «اَعمال بزرگ!» می گذرد؛ نه از «دُعا و اِدعای توخالی!»، اصلی که جزو مُسلمات اسلامی و مُستند به صریح ترین آیات قرآن است. و ما از میان صدها آیۀ صریح در این رابطه به آيهٴ ١١١ از سورۀ توبه اکتفاء می کنیم، آیه ای که چنین تأکید می نماید:

إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَ أَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ:

 «به تاکيد الله از باورمندان به تــوحيد و اسلامیت می خواهد که جان و مال شان را در راه توحيد و استقــرار اسلامیت فــدا کنند، تا به پاداش اين فداکارى به آنها بهشت عطا شود».

 حال ممکن است کسی سؤال کند و بگوید که پس کسی که با جان و مالش در راه الله و جهت تحقق اهداف توحیدی سعی و تلاش نکند به بهشت نمی رود؟! جواب ما در این رابطه بصورت بدیهی چنین است: یک مسلمان یا باید با «جان و مالش» در راه الله و جهت تحقق اهداف توحیدیِ اسلام سعی و تلاش نماید، و یا اینکه آمادگی چنین کاری را داشته باشد، و گرنه نص قرآنی فوق الذکر برآورده نمی شود. و حکمت این آیه نیز اینست که وقتی مسلمین در راه «توحید و اسلامیت» با جان و مالشان آمادۀ جهاد و تلاش نباشند، اسلام و مسلمین «پیشرفت و ترقی» بدست نمی آوردند و بر دشمنان خود (که هم اکنون بر همۀ بلاد و ممالک و جوامع اسلامی مسلط شده اند) نمی توانند غلبه نمایند، و طبعا تحت سلطگی جوامع اسلامی امروزه هم محصول «غفلت و بی توجهی» بدین امر اساسی می باشد. آیا غیر از اینست که مسلمین و جوامع اسلامی، پشت به اسلام نموده اند! و کار و امور خود را به دشمنان و منافقین سپرده اند؟! بالاخره مسلمین و جوامع اسلامی در این رابطه باید صراحتا موضع گیری کنند: اگر مسلمان هستند، باید «تسلیم آیات قرآن» شوند و به آنها عمل نمایند، تا اهداف توحیدی و اسلامی جامۀ عمل پوشد، در غیر این صورت انتظار نداشته باشند که مورد تأیید الله و مؤمنین قرار بگیرند و دنیا و آخرتشان درخشان و پربار باشد. و همین است که جوامع سرگردان «خسرة الدنیا و الآخرة» هستند. و حُسن الختام این موازین توحیدی و آزادیخواهانه را آیه ای قرار میدهیم که حقیقتا در رابطه با عملگرایی اسلامی چیزی باقی نمی گذارد، چرا که این آیۀ مُبین (در اوج وضوح) معیار ایمان و اسلامیتِ هر کسی را «اَعمال و فداکاریهای بزرگ» اعلام کرده است. به متن این آیۀ بلیغ که میتوان آن را آیۀ «مَحَک صَداقت» نامید توجه نمایید:

 إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ (حُجُرات - آیۀ ۱۵):

«همانا غیر از این نیست که مؤمنان کسانی هستند که به الله و به رسول وي ایمان آورده اند، و بعدا در ایمان خود دچار تردید و دو دلی نمی شوند، و بر این اساس در راه الله و تحقق اهداف توحیدی با جان و مالشان جهاد و تلاش کردند، چنین کسانی به تأکید در دینداری خود صادق هستند».

 در بحث توحید و استقلال روی این آیه زیاد صحبت شده و تحقق آن اساس «آزادی و استقلال مسلمین» قرار داده شده است، بدین صورت که: تا مسلمین به «خود و نیروهای خود و امکانات خود» متوسل نشوند، روی آزادی و استقلال نخواهند دید و تحت سلطۀ استبداد و استعمار خواهند پوسید. آری؛ این بسیار احمقانه است و مظهر ذلت و ناتوانی است که بجای انتظار از خود و امکانات خود تصور کنیم که «دشمنان اسلام و مسلمین» به یاری جوامع اسلامی! خواهند شتافت و آنها را نجـات خواهند داد. اینست که راه نجـات مسلمین و جوامع اسلامی در «تحقق آیۀ مَحَک» که منتهی به «آزادی و استقلال مسلمین» میشود نهفته است، آیه ای که (مثل دیگر آیات) در سایۀ اصول دینداری و از جمله تحت رهبریتی اسلامی و خودی جامۀ عمل می پوشد و از ذهنیت و آرزو خارج می شود.

سـازمان مـوحدين آزاديخـواه ايـران۱۵ شعبان ۱۴۳۱ - ۵ مرداد ۱۳۸۹

 
 
 
      Bookmark and Share       Donbaleh       Balatarin
  
واقع بینی قرآن؛ مَبنای عمل گرایی توحیدی
نام:  
متن: 
 
توجه: نظرات بعد از بررسی نشر خواهد شد.
  
    
 
 
 
 

جهت نابودی روستائیان! و جلوگیری از ترک روستا اقدامات لازم به عمل آید!!!
سخنان مسخره جانشين نماينده ولي‌فقيه در سپاه پاسداران ، مجتبي ذوالنور عمق خرافه زدگی..
ضریح مطهر امامزاده سید بیژن!! توليد جدید در کارخانه خرافه سازی!...
آخوندهای شیعه مثل اینکه با پول خمس چارۀ کارشان نشده و حالا مانند کلیساها به فروختن نماز و روزه روی آورده اند.
اين عربده از غصب خلافت زعلي نيست با آل عمر كينه قديم است عجم را
وقتي فتوی بي فحواي شما را ديروز خواندم بي نهايت خوشحال شدم و ...
هرچند در مراسم ختم بخاری امسال چشم آقایان روشن شد و دلشان خنگ گشت که علما و..
به گزارش خبرگزاریها دو انفجار قوی و مرگبار امروز پنجشنبه حسینیه شیعیان شهر زاهدان مرکز استان سیستان و بلوچستان را لرزاند.
ولی امر ساختگی روافض نه تنها با دختران دست می دهد بلکه دست بوسی می کند و...
این عکس را روز گذشته در یکی از خیابانهای اصلی شهر اراک گرفتم.ضریح امامزاده ای که ...
روزانه دهها تن در کشور عربستان سعودی با تلاش دعوتگران جوان رسما اسلام خود را اعلام میدارند.
ايران اخيرا سريالي توليد كرده است كه در آن به صحابه رسول الله توهين شده است . اين فيلم كه ...
نمی‫دانم چرا از خشم و غضب نترکیده‫ای. رذیلی پست فطرت، کوته فکری کور دل، در مجلس شورای اسلامی...
وی با توهین به حضرت طلحه و حضرت زبیر دو یار و صحابی جلیل القدر پیامبر اسلام بار دیگر عواطف و احساسات بیش...
در راستاي دروغ پردازی و نشر فرهنگ دروغ بعضی ها از رو نمی روند و گویا دروغ گفتن و دروغ پردازی...
در برخی از کتاب های فارسی ملاحظه شده که مترجمین و یا مؤلفين محترم از ذکر لفظ عربی احادیث رسول الله...
خمس جزيه ای است كه آخوندهای شيعه به ناحق از شيعيان بیچاره می گیرند و در راه عیاشی...
این کتاب ردی است از استاد بزرگوار حیدر علی قلمداران بر کتاب «جواب مناقشات برخطبۀ غدیر و وجوب خمس...
  من تعجب می کنم که شبکه نور چرا خاموش است آیا می ترسند؟ آیا جرات ندارند؟ آیا تهدید شده اند؟ قزوینی و بچه مغول شبکه اهل بیت هر روز به نام شبکه ظلمت به شبکه نور توهین می کنند اما این نوری ها اصلا انگار نه انگار خوابند کجاست غیرت اینها... بروید سیرت سیدنا عمر را بخوانید..


  لعنت بر اون دست چماغ عوضی به این گمراهان شیعه الاغ


  سلام فقط میگویم دستتان درد نکنه مسلمانان جهان از ترس ایران نمیتونید جوم بخورید واقعا شرم داره مسلمانان بی غیرت اینه اسلامتان یه یه الله کافیه ای رهبران اسلام به پا خیزید یا الله یا الله یاالله


  حماس با کشتن چهار اسرائیلی در کرانه باختری رود اردن همزمان با سفر محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی و گروه مذاکره کننده همراه وی به واشینگتن برای نشست گفت و گوهای صلح، شجاعت کم نظیری از خود نشان داد. این اقدام حماس همچون گذشته باعث پرداخت بها از سوی فلسطینی ها و بهره برداری از سوی اسرائیلی ها شد. روزنامه اسرائیلی یدیعوت احارونوت روز گذشته در سرمقاله خود نوشت: "عملیات الخلیل بر بنیان و ریشه نشست واشینگتن تاثیر چندانی ندارد بلکه بر خواسته های امنیتی بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل صحه می گذارد و در نتیجه بر قدرت چانه زنی اش در مسئله توقف ساخت و ساز شهرک ها می افزاید." یدیعوت احارونوت ادامه داده است که نتانیاهو می تواند برای امریکایی ها توضیح دهد زمانی که شهرک نشینیان قربانی تروریسم هستند، اسرائیلی ها نمی پذیرند که شهرکسازی هایشان متوقف شود، به عبارت دیگر عملیات حماس بهانه و سلاحی تاکتیکی و تبلیغاتی در دست نخست وزیر اسرائیل قرار داده است و این تنها فلسطینی ها نیستند که همچون افراد مظلوم به واشینگتن سفر کرده اند بلکه اسرائیل نیز همچون یک مظلوم در واشینگتن حضور یافته است". حقیقت آن است که حماس همواره شریک خواسته های اسرائیلی ها و خدمتگزار خوبی برای اهداف ایران بوده اما برای فلسطینی ها هیچ کاری انجام نداده است. در گذشته نیز حماس درباره مذاکرات مشهور سال های 1999 و 2000 که بعدا اعلام کرد برای پذیرش راهکار سیاسی یاسر عرفات رئیس سابق تشکیلات خودگردان فلسطینی آمادگی پیوستن به آن را دارد، پایمال کرده بود اما دیگر وقت آن گذشته بود و بیل کلینتون رئیس جمهور اسبق امریکا کاخ سفید را ترک کرده بود. اسرائیلی ها به بهانه پاسخ به حماس هر آنچه را که یاسر عرفات پس از بازگشت تاریخی اش از تونس مانند فرودگاه غزه، بندر غزه و مراکز دولتی در کرانه باختری رود اردن ساخته بود را نابود کردند و بسیاری از اعضای نیروهای امنیتی فلسطینی را کشتند. حماس هر بار که می خواست روند مذاکرات را بر هم بزند کودکی انتحاری را به انجام عملیات وا می داشت یا آنکه یک اتوبوس حامل غیر نظامیان اسرائیلی را منفجر می کرد و بدین ترتیب افراط گرایان اسرائیلی را خوشحال می کرد چرا که بهانه ای به دست آنها می داد تا بیشتر بکشند و غارت کنند و بیش از پیش تشکیلات خودگردان فلسطینی را آماج حملات خود قرار دهند و سازمان های آن را نابود سازند. اقدام حماس اسرائیلی ها را آزار نمی دهد، زیرا به مراکز نظامی یا اقتصادی آنها حمله نکرد. بزرگترین موفقیت حماس زمانی بود که اسرائیلی ها را به رام الله یعنی مرکز حکومت تشکیلات خودگردان فلسطینی در کرانه باختری کشاند و اسرائیلی ها یاسر عرفات را تا لحظه مرگ محاصره کردند. جنبش حماس و جهاد اسلامی باعث شدند که اسرائیل دیوار حائل در کرانه باختری را که خطرناکترین عملیات برای تغییر حقایق را بود بسازد. تل آویو از عملیات ضد اسرائیلی برای ساخت دیوار حائل و سرقت یک سوم زمینهای فلسطینیان و قطع پیوند خانواده ها بهره برداری کرد و کشتزارهای زیادی را از بین برد و هزاران خانواده فلسطینی را محاصره کرد و باعث شد یاس بی سابقه ای گریبان گیر فلسطینی ها شود. با کمال تاسف باید گفت حماس شریک اسرائیلی هاست نه عکس آن. حماس با این اقدام خود در کشتن چهار اسرائیلی شامگاه سفر عباس به واشینگتن می خواهد طرح باراک اوباما رئیس جمهور امریکا برای صلح را به بن بست بکشاند. اوباما قول تشکیل کشور فلسطین را داده است.حماس با مذاکرات مخالف نیست زیرا خودش از اوایل امسال برای مذاکره با اسرائیلی ها تلاش کرده و امتیازاتی کاملا مشابه به امتیازاتی که تشکیلات خودگردان فلسطینی در رام الله داده به اسرائیل داده است. اما آمریکایی ها با سهیم کردن حماس در مذاکرات مخالفت کرده اند و همین باعث شده است که حماس به تخریب مذاکرات جدید روی بیاورد. حماس این کار را به خاطر نفرت از اسرائیل انجام نمی دهد بلکه برای مانع تراشی در مسیر فعالیت های تشکیلات خودگردان دست به این اقدام ها می زند. حماس همچنین با این کار می خواهد هم پیمان خود یعنی ایران را راضی نگه دارد. ایران نیز با مذاکره مخالف نیست بلکه می خواهد فلسطینیان همانند همیشه بهای آشتی ایرانی ها را با امریکایی ها بپردازند و نفوذ منطقه ای کسب کنند و اجازه ساخت سلاح اتمی به آنها داده شود. در آن صورت است که تهران به فلسطینی ها اجازه مذاکره خواهد داد. تصمیم امروز با فلسطینی ها است؛ یا خواستار مذاکره هستند یا با آن مخالفند. آنها هستند که باید تصمیم بگیرند که آیا صلح پیشنهادی مناسب آن ها است یا نه. تصمیم اول و آخر با فلسطینی ها نه با کشورهای عربی است و نه با ایران. منبع : الشرق الاوسط


  پاسدار جواد نائينى، سرکرده بسيج کاشان، با اشاره به روز موسوم به قدس گفت: امسال مىخواهيم با شعارهاى کوبنده و محکم در مقابل منافقين داخلى و خارجى بايستيم و شعار هم غزه هم لبنان جانم فداى اسلام را بدهيم. اين شعار دجالگرانه در مقابل شعار قيام‌کنندگان ايرانى است که سال گذشته در اين روز شعار مىدادند: نه غزه نه لبنان جانم فداى ايران. پاسدار نائينى درباره بسيج گسترده و وحشتآلود رژيم در اين روز گفت: کليه فرماندهان و پرسنل سپاه و بسيجيان شهرستان کاشان در اين راهپيمايى حضور خواهند داشت.


   
  عضویت
  لغو عضویت

 
 

5362282