مادرم!
اضافه شده در تاریخ: 5/10/2015 1:35:33 AM
Bookmark and Share              Balatarin

نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر تنویر، هالند

 

موجودی که با خون و پوست اش مرا لمس می داشت؛

موجودی که با روح و روانش مرا احساس می کرد؛

موجودی که همچو چتری بر فرزندش سایه افگنده بود؛

سایه ای که از دعا هایش به بارگاه خالق هستی شکل یافته بود؛

خالقی که بعد از عبادت اش بر احسان وی دستور می داد.

مرا لمس می داشت، با خون و پوست اش و با روح و روانش!

بلی! لمس می داشتی!

زمانی که از قلعه های کوه "سپین غر" به پائین می افتیدم، تو در کابل از جای ات تکان می خوردی؛

زمانی که شاخه های انبوه درختان مرا در آغوش اش نجات می داد، تو در کابل نفس راحت می کشیدی؛

زمانی که در زندان شکنجه می شدم، تو شب را بیدار- روز می گردانیدی و صبح زود "سر و پای کنده" خود را از یک دَر به دَر دیگری می رساندی؛

زمانی که لباس های چرکین، زندانم را دریافت می کردی، تو آنرا بوی کرده آرام می گرفتی؛

زمانی که با مجاهدین از کناره های کابل گذر می کردم، تو با حس ششم ات خود را به جبهات می رساندی؛

زمانی که در غرب مسکن گزیدم، تو همه ی "دار و ندارت" را رها کرده و به سوی ام شتافتی.

حالا دیگر چتر ات را بسته یی!

می دانم!

اگر بسته یی، بازهم آنرا به خالق ات، که خالق من و همه ی هستی است سپرده یی!

این را از اشکان ات بر بالین بیماری ات دانستم.

دانستم که این چتر را به ذاتی سپرده یی که رحمت اش بیکران است و فریادرس و حامی بندگان است!

بلی مادرم!

با آنکه ترا خیلی جور دادم- دیگر من هم ترا با خون و پوست ام حس می دارم؛

حس می دارم، با خاطراتی که با تو پیوند خورده است؛

پیوندی که تا جان در تن است، ماندگار است زیرا حالا از طریق خالق مان، شکل یافته است؛

شکلی که، دعا های مغفرت را- از برای تو، به تصویر می کشاند.

بلی مادرم، عزیز دل ام! تو را لمس می دارم!

لمس می دارم در راز و نیازی خالق ام؛

قول می دهم تا زنده ام از برای مغفرت ات دعا کنم تا فرزندان ام بر من نیز چنان کنند؛

سعی می دارم تا فرزند نیک باشم تا روح ات آرام گیرد،

و این سعی را به توفیق الهی می سپارم که او ستوده و بی نهایت مهربان و بخشنده است.

بلی مادرم!

بی تو خیلی تنهایم و کمتر کسی، مرا درک کرده می تواند!

من نیز مسافری در حال انتظارم!

امید تا دعا گویی داشته باشم!

__________________

طرح گرافیک:

با دورنمای کوه های "سپین غر"؛

زندان پلچرخی؛

جبهات مجاهدین (حوزه خندق ولسوالی محمد آغه)؛

و رهایی بعد ازندان.

 

 

 

 

نمایش تعداد بازديد
2091

Bookmark and Share              Balatarin
 
 
 
 
لغو عضویت
عضویت
 
  بحث اتحاد شیعه و سنی تا زمانی مطرح بود که ما نیاز به وحدت و اقتدار در برابر ابر قدرت امریکا داشتیم اما اکنون که غرب را در برجام ویران کردیم نیاز به وحدت نیدانیم و مذهب تسنن را منحرف و غیر قابل قبول میدانیم و شک نکنید که در اینده اثری از اهل سنت برجا نخواهد ماند


  تا چشمتون دربیاد این مملکت برای تشیع هست شما رو ول کنن مثل اربابتون ایران رو غارت میکنید وایران رو ویرانه میکنید نمونش همین داعش که هر جا رفته ویرانی به بار اورده نکنه داعش هم شیعه هستن خدا رو شکر که تاریخ توحش شما را با داعش به ما نشان داد


  زمان تولد پیغمبر بت های کعبه دمر افتادند و کاخ کسری ویران شد اتشکده یزد خاموش شد ولی زمانی که امام علی متولد شد کعبه نماد اتحاد و همبستگی مسلمانان ترک برداشت ؟ و این ترک و انشقاق تا الان هم در دنیای اسلام به میراث مانده است . ؟!!!! ایا این یک معجزه است که خانه خدا که بدست پیغمبر بازسازی و مرمت شد و حجر الاسود بدست ایشان در دیوار کعبه قرار گرفت با تولد حضرت علی ویران و ترک بر دارد ؟؟؟این ترک چی را باید ثابت کند؟؟؟


  با سلام و احترام .بنده با احترام به هم میهنان محترم و عزیز اهل تسنن ایرانی سر تعظیم فرود میاورم ..ازدین و ایینم نپرسید .واعظان کز هر سلاحی فتنه و شر میکنند....از عبا هنگامه وز عمامه محشر میکنند ....یک سخن کز دل براید بر لب این قوم نیست گرچه از بانگ اذان گوش فلک کر میکنند


  موضع ظاهرا منطقی و ملایم خا منه ای نسبت به اهل سنت در برابر سوال مولوی عبدالحمیدبا هدف جلب اعتماد عربستان است اما سعودیها هرگز نباید فریب بخورند .


 
 
 
2012 © Sunni-news.net .همۀ حقوق ویژه سنی نیوز است، استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد