حکایت ایرانیان برده و آخوندهای پارسا!...
اضافه شده در تاریخ: 10/30/2017 9:59:42 PM
Bookmark and Share              Balatarin

(طنز سیاسی)

حکایت ایرانیان برده و آخوندهای پارسا!...

  • د. دلیری

آورده اند که مردی را درخت کاجی بود در خانه بلند، کدبانوی خانه از شوهر خواست آن کاج بی حیا را تبر زند، چه که گنجشکان بی شرم در لابلای برگهای آن پنهان شده با چشم بد از آن زن ماه روی پاک سرشت نگاهی می دزدند، و او نمی تواند در خانه چادر عفت خویش از سر نهد.

مرد شیفته حیا و عفت کدبانوی تقوا، تبر برگرفته کاج مست رقصان را هیزم تنور ساخت. و شادابی و سرسبزی خانه را به پاس حیای همسر گردن زد.

از بخت قضا روزی بر خلاف میعاد با هدیه ای بیانگر عشق صادق از دفتر کار بازگشتندی به خانه.. چشمان ناباوریش زن بی حیا را عریان مادر زاد در رخت خوابش در بغل دربان خانه "مش قنبر" یافتندی.

خنجر غیرت برکشیده جهان را از پلیدی آن میش مکار و آن گرگ درنده پاک ساختندی. و شهر و دیار را بدرود گفته راهی ناکجا آباد شدندی.

چون به شهر گمنام رسید صدای جنجالی او را بخود آورد. دزدی زبردست و ماهر خزانه پادشاه را ربوده بود.

برخی این خیانت بزرگ را به داروغه نسبت دادندی، و برخی دیگر به قشون خارجی و بعضی هم انگشت اتهام بسوی پریان و اجنه نشانه رفتندی.

در این میان مسافر بی سر پناه، درویش قلندر مآبی را بدید که با درشتی خود بر نک انگشتان پاه راه می رود.

حکمت این تلاش بی مایه را از اهل شهر غریب جویا شدندی.

بگفتند: این پارسای زاهدی است. از گمان اینکه مبادا موری زیر پایش جان دهد بر انگشت تقوا چنین قدم می زند و خود رنج می کشد.

غریبه داد بر کشید که مرا نزد شاهتان برید که دزد را یافتم!..

چون خبر مرد غریبه به داروغه رسیدندی، شرطه را امر کردندی تا غریبه جادوگر را به محضر سلطان بحاضرانند تا پرده از غیب برکشد و روی ننگ دزد را سیاه کند و شهر را از پریشانی بدر آورد.

چون غریبه در محضر پادشاه مثول شدندی و دهن برگشودندی، تمام دهانهای بسته بر صورتهای چروکیده ی حیران هشت آوردندی و هاج و ماج وا مانندی..

  • دزد خانه پادشاه همان قلندر زاهد شماست!.. هر که در زهد و تقوا اسراف گفتندی، وی را ریگی باشد اندر کفش..

بدستور داروغه همان دم درویش را به فلک بستند. تازیانه هایی چند که بر قدمهای حریص بر زندگی موریان فرود آمد، قلندر به دزدی اقرار کرده، نشانی محرم جای خود، که در آن گنجینه سپرد خاک کرده بود را به جلاد بگفتا..

ای غافل!..

 گمان مبر که این افسانه بودندی از دهر قدیم، بل این حکایت امروز میهن من است...

می گویم: میهن... می گویند: دولت.. می گویم: مرز و بوم... می گویند: نظام... می گویم: کشور... می گویند: آقا..

40 سال روزهای عمرم چون مهره های تسبیح یکی پس از دیگری بر زمین افتاد. گلویم چون گردن شتر جرب زده از شدت داد و فریادهایم نالان است.

365 روز هر 30 سال را با 366 روز هر 10 سال کبیسه جار زدم: مرگ بر آمریکا...  مرگ بر اسرائیل..

و پس از چهار دهه از گذشت عمر تازه عقلم قد داد و دریافتم آیت های طهر و عفت، عریان در بغل آن دو گرگ لول می خورند و ما ساده لوحان غافل شکار مکر میش و گرگان خائن شده ایم.

چهار دهه است ملت ایران پله های فقر و بدبختی و دربدری و فلاکت را یکی پس از دیگری طی می کنند.

تازه در می یابیم که آنهمه ثروتهای نفت و گاز و امام زاده ها و صندوقهای خیریه توسط آن قلندران درویش مآبی که زیر عمامه هایشان چون زانوی زرافه مهر نمازی سائیده شده است، کش رفته است.

در قدیم الأیام که جهان بوی اسلامی می داد، پادشاه را ـ امیر مؤمنان ـ می نامیدند. یعنی امر او از مؤمنان بود. و خزینه را ـ بیت مال مسلمین ـ یعنی انبار دارائیهای مسلمانان، و خطه جغرافیایی را سرزمین اسلام ـ یعنی سرزمینی که بر آن ارزشهای اسلامی که بارزترینشان عدالت و آزادی و اخلاق است، حکم برفرماست.

لیکن امروز ورق برگشته:

پادشاه خود را رهبر می نامید و سید. رهبر است چون سکان کشتی بدست دارد و او تنها راهدان است، و هر طور میل مبارکشان باشد راه می برد. و سید است تا فرمانش مقدس باشد و هر که را اعتراضی است طعمه چپ نهنگهای دریا گردد....

خمینی؛ زاهد نمایی بود که در ظاهر در جماران خانه خشتی گلی بیش نداشت. و به فضل او تک تک 75 ملیون ایرانی به شرف؛ برادر و خواهر شهید و یا پدر و مادر معلول نایل آمدند. 4 ملیون انسان بی جان یا نیمه جان در میان خانواده های ایرانی و عراقی تقسیم شد!..

نمی دانم به آن زهد و پارسایی او بنازم که ایران را ویرانه فقر و بدبختی ساخت یا به آن پادشاه ژاپن که در ناز و نعمت و کاخهای مجلل زندگی می کند و در عین حال کشور فقیرش را آباد و سرآمد جهان ساخته.

بیت المال؛ دارایی دولت، و کشور ؛ مملکت امام زمان، و مدیریت تلاش و زحمت ملت برای حفظ نظام و سربلندی آقاست!..

پرسیدم: حال در این خرابه مردم چه حیثیتی دارند؟!

شنیدم: کدام مردم؟!..

گفتم: مردم ایران..

شنیدم: خودی ها را می فرمایید یا غیر خودی ها؟!

گفتم: این چه حکایتی است؟!..

شنیدم: خودی آن است که تابع فرمان ولی فقیه بوده، حلقه غلامی بیت رهبری در گوشش آویزان، که او ناز پرورده آقاست. و ناخودی آن را گویند که برای خود ناچیزش خودی قائل شود! و او جایش در سیاهچالهاست تا در حسرت دیدن خورشید جانش بدر آید..

خودی آن است که خمس به آقا برساند. هر کجای دنیا که باشد او از ماست و ما از او.. بهر حمایت او "سپاه قدس" زده ایم. تا دیارش را ویرانه سازد. مگر چشمانت آنچه در عراق و سوریه و یمن رخ می دهد را نمی نگرد؟!..

غیر خودیها آن جمله سرکشانی هستند که تحت الشعاع بلوچها و کردها و ترکمنها و بندریهای ناصبی و وهابی قرار گرفته دم از حق و حقوق می زنند.

این بی مروتها در نیافته اند که در مملکت آقا همه تابع فرمان او هستیم و مال و جان و ناموسمان فدای خاک پای او...

چون کمی بخود اندیشیدم دیدم که هیچ چیزی عوض نشده. این آخوند همان زالویی است که سالیان سال است خون این ملت می مکد.

در آن روزگاران قدیم چون نمی توانست از مردم دست رنجشان را برباید، و اگر هم چنین می کرد در کچکول گدائیش چیزی نمی یافت، بهر چاپیدن ملت امام زاده ای برپا کرد. و به مردم گفت: راه رسیدن به خدا و شفا و مال و ثروت و زندگی و زن و شوهر و فرزند و خانه و کاشانه، دادن نذورات و خمس و خیرات به آقا امام زاده است.

مردم ابله نیز با میل و رغبت لقمه از دهان بچه هایشان می گرفتند و طلا و جواهر و ثروتها جمع می کردند تا به صندوق آقا زاده ـ که خود آنرا مرده ای بی نیاز دنیا می دیدند ـ  می ریختند.

و عاجزانه در مقابل آخوند زانو می زدند، و قدمهای مبارک می بوسیدند تا دعا کند خیراتشان مورد قبول واقع شود.

و آن آخوند با آن ثروتهای بادآورد مجلس عیش و عشرت  و صیغه و طرب برپا می کرد.

حال ترفندها رشد کرده است. آخوند مدرنیزه شده و ملت همچنان ابله مانده اند!..

امام زاده امروزی نامش مملکت آقا است. برای این مملکت آقا باید جوانان این ملت در عراق و سوریه و یمن طعمه بمبها و مین ها و خمپاره ها شوند و به گفته آخوند؛ شهید می شوند و به بهشت می روند و جاویدان زنده خواهند ماند!.

 حال در حیرتم چرا خود این آخوندها نمی خواهند به این مراتب والای شهادت و سعادت نایل شوند و چرا فرزندانشان را از این شرف محروم ساخته اند؟!..

امام زاده تمام مردم را شفا می دهد و تنها این آخوندها و آقا زاده های سجاده نشین دربار امام زاده اند که مجبورند جهت درمان به بیمارستانهای کشورهای اروپایی قدم رنجه فرمایند.

و زیر گوش رهبری که صبح و شام با امام زمان هم کاسه است، بیمارستانی مجهز با پزشکانی متخصص که 24 ساعت کشیک می دهند است تا کابوس بیماری و مرگ را از او برانند که امام زمان از آن عاجز و درمانده است!

ثروتهای ملت و دولت از آن آخوند است. دولت لقب آخوند، و درآمدهای دولت یعنی اموال شخصی آخوند، و ملت از این خاک و بوم هیچ به ارث نبرده اند جز غلامی.

اگر کسی تکه زمینی را کلبه کند تا در سوراخش خزیده از برف و بوران در امان باشد، باید مالیاتش را به آقا پرداخت کند. یعنی او کرایه نشین ملک آقاست.

ملت از این مملکت جز برده گی هیچ ندارند. مرز و بوم، شهر و دیار، کشور و مملکت از آن آخوند است و ملت برده های حلقه بگوش...

این است حکایت تلخ میهن من...

وای بر من!.. ببخشید زبانم را گاز می گیرم، باز هم اشتباه شد، تصحیح می کنم؛ این است حکایت تلخ مملکت آقا..

هر که طوق بردگی بر گردن نهد بماند و جام ذلت سر کشد، و آنکس را که خاطر خوش نیست به این زندگی، قبری خریداری کند و گردن به تیغ آقا برکشد و به دنیا الوداع گوید...

یک کلام والسلام ...

 

 

نمایش تعداد بازديد
156

Bookmark and Share              Balatarin
 
 
 
 
لغو عضویت
عضویت
 
  شما یک انسان نادان هستید که همه اطلاعاتت در مورد برنامه نظامی ایران غلط و نادرست،ایران اونقدر در زمینه نظامی دانشمند دارد که حتی میتوان به جرات گفت که جز 5 کشور قدرتمند دنیاست،موشک های عراق همه موشک های درپیتی شوروی قدیم بودن که تکنولوژی اونها همون به درد صدام هم نخورد چه برسه به ایران.


  برادر جان کورش نه به عنوان یک ایرانی مورد تمجید دشمنان ایران است بلکه سوژه ای است به نظر تازه که شاید می تواند کمی ایجاد اختلاف کند و یا جوان ما را از دین و فرهنگش جدا! گیرم پدر تو بود فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل؟


  بخدا قسم من هدايت يافته به اهل سنت هستم


  اگرخداوند متعال و حضرت رسول به امامت حضرت علی فرمان داده بودند. پس حضرت علی باید به هرقیمتی بعد ازرحلت پیامبر دنبال اجرای این فرمان الهی میرفت و چون فرمان خدا بوده حتما خداوند نیز دراین راه ازاو پشتیبانی و وی را بر نااهلان وغاصبان پیروز میکرد همانگونه که پیامبرش را برمشرکان وکافران پیروز کرد. اینکه میگویند حضرت علی بخاطر وحدت مسلمین کوتاه آمد وفرمان خدارا اجرا نکرده علاوه براینکه عذربدتر ازگناه است شک کردن به قدرت خداوند متعال است که نمیتوانسته فرمانش را اجرا و حضرت علی را به رهبری امت بگمارد!!


  روافض خود را اماده ی جنگ با اهل سنت میکنند و صلیبیها کمونیستها هم در کنار انهاست امریکا بعد از سقوط بغداد عراق را دو دستی به شیعیان داد در صورتیکه بیشتر از شصت درصد عراق تنها در دست عربهای سنی هست در سوریه اکثریت قاطع جمعیت را اهل سنت تشکیل میدهند در یمن هم هفتاد درصد اهل سنت هستند حکومت رافضی ایران باید منتظر حمله از طرف همسایگان سنی خود باشد و در ان زمان ببینید که باز کفار و کمونیستها به یاری اینها خواهند امد


 
 
 
2012 © Sunni-news.net .همۀ حقوق ویژه سنی نیوز است، استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد