کنفرانس جهاني "مؤلفات و آثار امام اعظم و نقش آن در گفتگوي تمدنها"
اضافه شده در تاریخ: 11/21/2009 11:22:48 AM
Bookmark and Share              Balatarin

رياست جمهوري تاجيکستان سال 2009 ميلادي را بمناسبت بزرگداشت امام اعظم ابو حنيفه بنام آن عالم و دانشمند بزرگوار نامگذاري کرد. و بهمين مناسبت حکومت تاجيکستان برنامه‌هاي متعددي در راستاي زنده نمودن شخصيت امام ابوحنيفه و آثار او در جامعه و حتي در سطح جهاني به اجرا درآورد که کنفرانس دو روزه دوشنبه در تاريخ 5-6 اکتبر شاخصترين آنها بود.

در اين کنفرانس جهاني که دانشمنداني از بيش از 50 کشور جهان حضور بهم رسانيدند. کنکاوش علمي و پژوهشي شايان ذکري در آثار و زندگي امام اعظم تقديم گشت.

اين کنفرانس جهاني که زير نظر رياست جمهوري تاجيکستان آقاي امام علي رحماني رهبري مي‌شد، از سوي پنج ارگان مهم رسمي ترتيب داده شده بود که عبارت بودند از : حکومت تاجيکستان. اکاديمي علوم کشور تاجيکستان. صندوق پژوهشهاي اکاديمي و انترنت از کشور ترکيه. مؤسسه آموزشي "شلاله"، انجمن گفتگوي اروپا و آسيا.

هدف محوري کنفرانس بازر نمودن ديد انساني امام اعظم و نگرش و انديشه‌هاي ژرف ايشان در پرورش عقل انساني و رهنمايي آن بسوي کارهاي نيک و جامعه ساز و سعه‌ي صدرشان در برخورد با ديگران و تحمل آنان و برپايي زندگي مسالمت آميز با تمدنهاي مختلف در جامعه انساني معرفي شد.

برنامه افتتاحي کنفرانس ساعت 9 صبح روز دوشنبه مؤرخه 5/اکتبر/2009م در قصر باربد با تلاوت آياتي چند از کلام الله مجيد شروع شد. شايد اين اولين باري بود که در صد ساله‌ي اخير برنامه‌اي رسمي در اين سطح در آسياي ميانه با تلاوت قرآن پاک شروع مي‌گشت. تلاوت زيباي نوجوان تاجيکي اشکها را بر گونه‌ها جاري ساخته بود. همه‌ي حاضرين در فضائي ملکوتي فرو رفته بودند. و در اذهان بسياري از دانشمندان و پژوهشگراني که با تاريخ پر مجد و عظمت قرنهاي گذشته اين سرزمين آشنايي داشتند خاطرات پدر اين ملت حضرت سلمان فارسي (رضي الله عنه) و دانشمنداني چون بخاريها و ترمذيها و يعقوب چرخيها و صدها و هزارها عالم ودانشمند زنده گشت. دستان لرزان نيايش بسياري از علما را شاهد بودم که بالا رفته بود و زير لب براي اين ملت و کشور نوپا دعاها و آرزوها بدرگاه يکتا تقديم مي‌داشتند.

کرم و سخاوت، لطف و مهر و عطوفت، مردمي بودن و انسان دوستي و ميهمانوازي مردم اصيل تاجيک همه‌ي زبانهاي ملتهاي حاضر در برنامه را مجبور کرده بود در جلسات فرعي کنفرانس و نشستهاي دوستانه يکريز مدح و ثناي آنان گويند. ودر دعاها و نمازهايشان اين ميهمانوازي را با دعا و نيايش و درخواست سعادت و خوشبختي براي اين ملت بزرگ ارج نهند. يادم نمي‌آيد که در اين روزها نمازي خوانده باشم ويا پيشاني سجده بر خاک پاک تاجيکستان بر زمين نهاده باشم مگر اينکه پس از اظهار عبوديت و بندگي اشک اميد بر کرم الهي ريخته و از ته دل داد برآورده‌ام که خدايا، تو کريمي، تو رحيمي، تو رحماني و ما بندگان و بردگان عاجز درگاهت. بار الها، ببخشاي برگذشتگان اين ملت، خدايا رحم بفرما بر اين امت، خدايا تاجيک وتاجيکستان را زندگي با سعادت ده و ايمان را در قلبهايشان آبياري کن. خداوندا اين ملت را از فقر و جهالت برهان و بر ساحل سخاوت کرم خويش رفاه و آسايش و امنيت ده. و بار دگر اينان را فخر آفرين تاريخ گردان. خداوندا اينان فرزندان کسانيند که دين تو را به نيمي از جهان به ارمغان بردند. بار الها اين ملت را ضايع مگردان.

خدايا جهالت و ناداني برخي از گناهکاران سودجو را سبب هلاکت و بربادي اين ملت مگردان..

خدايا جوانان اين قوم و ساير اقوام مسلمان را عقل و بيداري و بينش عطا فرما. خداوندا همه‌ي ما را در سايه فضل و کرم و سخاوتت حفظ فرما.

بار الها تاجيکستان را مهد علم و دانش و ايمان و تقوا و پرهيزگاري قرار ده و زنان و دختران اين ملت را به دين خود برگردان و با عفت و حياي فاطمه‌ي زهرا زينت ده. خداوندا مادران و دختران و زنان تاجيک را با لباس تقواي عائشه و اخلاص و ايمان خديجه  زينت بخش...

خداوندا تاجيکستان و ساير سرزمينهاي اسلامي را در امان خود حفظ فرما. و دستهاي توطئه گران و سودجويان و مجرمان را از اين سرزمين قطع کن. و هر آنکه براي اين سرزمين خير و سعادت و شادکامي و ايمان و رفاه و رخاء و آسايش و تقوا را آرزو دارد ياري کن. و هر آنکس که در پي ويراني و فساد و تباهي و کفر و فحشا و بي بند و باري و بدعتگري در اين سرزمين است را از بيخ و بن برجين و رسواي جهانيان کن...

الهي آمين...

2. رئيس جمهور تاجيکستان زنگ اميدواري را در کشور بصدا درآورد!...

پس از صداي پر طنين کلام الله مجيد جناب امام علي رحماني رئيس جمهور تاجيکستان به حاضران خوش آمديد گفته خاطر نشان کرد؛ "اعلام گرديدن سال 2009م بعنوان سال بزرگداشت امام ابوحنيفه هرگز بمعناي برتري و تعصب به يک مذهب فقهي نيست. بلکه هدف از آن اعتراف به ارزش و جايگاه اين فقيه بانام، و کوششي است در جلب توجه جامعه به فراگيري تعليمات پرارزش او، و بخصوص جنبه هاي تحمل و مداراي آن و استفاده آنها در تقويت يکدلي و همديگر فهمي و همبستگي جهان اسلام و عموم بشريت در شرايط نابسامان امروزي".

او با کمال افتخار اذعان نمود؛ "دين مبين اسلام در طول عصرهاي زياد با فرهنگ کهن بنيادين ملت تاجيک آميزش يافته و به يک رکن ترکيبي آن تبديل يافته است. و با صراحت گفت؛ امروز در کشور ما به شرافت استقلال ارزشهاي اخلاقي ايماني و ديني مقام و منزلت خاصي پيدا کرده‌اند. اين است که ما در برابر حفظ منفعتهاي ملي و دولتي مسئوليت خود را در سمت نگاهداري پاکي و اصالت ارزشهاي ديني و در عين زمان پيشگيري کردن هرگونه ظهورات افراطگري ديني احساس مي‌کنيم".

او در ادامه سخنش گفت: "خدمت بزرگ امام اعظم پيش از همه در آن است که او دين مبين اسلام را نه همچون واسطه تفرقه و مقابل گزاري، بلکه چون مهمترين عامل متحدسازي مردم که از ماهيت رسالت جهاني کلام خداوندي برمي‌آيد، معرفي مي‌کرد".

رئيس جمهور تاجيکستان پس از اشاره به بحرانهاي سياسي زمان امام اعظم گفت که امام ابوحنيفه توانست يک نهضت فراگير شعور اسلامي را به وجود آورد. که آن با نام "مذهب حنفي" در اطراف خود اکثر مسلمانان را متحد ساخته غايه‌هاي برابري، برادري؛ تحملگرايي، عدالت اجتماعي و از ميان بردن تفرقه نژادي را پشتيباني و تبليغ مي‌نمود.

جناب امام علي فرد ظالم و ستمکار را فاقد صلاحيت حکمراني دانسته مردم را به شورش بر عليه حکام زر و زور تشويق نمود. و در مورد دادگستري و عدالت او مذهب امام اعظم را بر اين عقيده دانست که تنها شخصي مي‌تواند سزاوار منسب قاضي باشد که قدرت تحميل نمودن عدالت شرعي ـ يا به عبارت امروزي قانون ـ را بر خليفه، حکومتداران، سرلشکران و ديگر اشخاص والا مقام داشته باشد.

رئيس جمهور تاجيکستان از برخي از سردمداران تنگ نظر و سياستمندان آستين کوتاه برخي از کشورهايي که خود را علم بردار اسلام دانسته رهبريت جهان اسلام را ادعا مي‌کنند و نداي اسلام ناب محمدي سر مي‌دهند و با عدم درک واقعيت جهان امروزي هنوز هم پايبند خرافات مانده‌اند، گله مند بود. او آنها را عوامل بروز جنبش‌هاي افراطگري در جهان اسلام و باعث شعله‌ور شاختن آتش جنگ و کشتار مسلمانان و در نتيجه بدگويي دشمنان و تبليغات سوء آنها از اسلام و ارزشهاي آن دانست.

رئيس جمهور تاجيکستان تعليمات امام اعظم را پلي براي نزديک ساختن غرب و تکنولوژي پيشرفته‌ي آن و شرق داراي منابع غني معنوي و طبيعي معرفي کرد.

رئيس جمهور با اين افتتاحيه‌ي بسيار پر جوش خود که آنرا با عرض سلام خدمت حاضرين شروع کرد همه حضور را شيفته‌ي سخنان خود ساخت. سخنان رياست جمهوري پرده از روشنفکري و عقل و درايت بي‌مانند او در بين سران ساير کشورهاي منطقه برمي‌کشيد!

وقتي احساسات او در هنگام ايراد سخنانش شدت گرفت برگه‌اي که از آن قراء ت ميکرد را کنار گذاشت و صراحتا گفت: ما بايد بار دگر در سايه اخوت و برادري اسلامي که دين مبين اسلام آنرا بعنوان نماد شخصيتي ما معرفي نموده دور همديگر جمع شويم. ودر سايه اخوت و برادري و محبت مي‌توانيم قدرت و توان خود را در جهان امروزي بنمايش بگذاريم.

جناب امام علي از کشورهاي ثروتمند اسلامي گله‌مند بود که ثروتهاي هنگفت خود را در بانکهاي اروپايي انبار مي‌کنند. و باعث رونق يافتن اقتصاد و طغيان آن کشورها مي‌شوند در حاليکه بسياري از کشورهاي مسلمان در زير خط فقر جان مي‌دهند. او از کشورهاي ثروتمند اسلامي درخواست کرد که حداقل تنها 5 درصد از ثروت انبار شده خود در بانکهاي اروپايي را در کشورهاي فقير جهان اسلام سرمايه گذاري کنند!..

اين درخواست بسيار ناچيز او که نشانه‌اي از دل پر رنج او و احساس عميقش به فقر جامعه‌اش بود با همدلي حاضرين در جلسه و تشويق آنها همراه گشت.

در جلسه‌هاي فرعي و نشستهاي هامشي کنفرانس که بدور از رسميات و دوربينها تشکيل مي‌شد، و دلها و زبانها بدور از تعارفات و مجاملات و احيانا نفاق و دورويي بهم مي‌رسيدند، مي‌توان گفت که نسبت قريب به اتفاق حاضرين بر اين اعتقاد بودند که رئيس جمهور تاجيکستان مردي است بسيار زيرک و دانشور و باسواد و مفکر که تلاش دارد جامعه‌ي تاجيکستان را از بحرانهاي عميق اقتصادي و از مشکلات بسيار زيادي که سالهاي استعمار برگردن مردم سوار کرده نجات دهد. او مي‌خواهد از تاجيکستان کشوري بسازد که بتواند در گردباد سياستهاي استعمارگرانه‌ي امروزي روي پاي خود بايستد.

و همه بر اين اعتقاد بودند که برخي از افراد مغرض و سودجو احيانا دور و بر رئيس جمع مي‌شوند و آنها هستند که برخي از مشکلات و سوء تدبيرهاي سياسي و فشارهاي ساختگي را بر جامعه مسلمان تاجيکستان اعمال مي‌کنند. و از ته دل اظهار اميدواري مي‌کردند که رئيس جمهور بتواند اين عناصر سودجو و فتنه انگيز را از پيش خود براند و تنها افرادي ميهن دوست و مخلص و داراي بينش سازنده را در اطراف خود جاي دهد. و همه بر اين اعتقاد بودند که سياستهايي که آزاديهاي فردي و عدالت اجتماعي را خدشه دار مي‌کند، و احکامي بسيار پوچ و بي‌مايه چون فشار بر لباس زنها و يا شکل رو و صورت مردها و برخورد سخت با حرکتهاي اصلاح گراي اسلامي بدون شک جامعه تاجيک را با بحران رد فعلهاي تشنج گرا مواجه کرده مردم را از دولت زده مي‌کند. و دشمنان ملت اسلامي و ميهن تاجيکستان بدون شک مي‌توانند از اين دوگانگي ملت و دولت سوء استفاده‌ها ببرند!

اميد به آينده‌ي روشن در ملت تاجيک بر اثر طوفانهاي پر طلاطم حوادث سالهاي استعمار داس و چکش و بحرانهاي سياسي پس از آن بسيار کم رنگ شده است. و جامعه تاجيکستان با وجود حفاظت بر بسياري از ارزشهاي اخلاقي و ايماني و ملي و مذهبي خود هنوز نياز به زمان دارد تا به مرحله تعايش با واقعيتها و ارزشهايي که نياکان و پدران آن براي کشورهايي چون هندوستان و چين به ارمغان بردند برسد!

بوي دانشمندان بزرگ تاريخ اسلام از مفسران و محدثان و فقيهان گرفته تا پزشکان و مهندسان و شاعران و مفکران تاريخ ساز اين ملت را در کوچه و خيابان شهر دوشنبه براحتي احساس مي‌کني. و وقتي اين ارزشهاي شگرفت و عميق در خاطره‌ات با چهره‌هاي مسخ شده و بي هدف و آرمان معاصر در ذهنت بهم مي‌رسند بناگاه اشکان داغ حسرت برگونه‌هايت جاري مي‌گردند، ولي چون به آينده‌ي پر اميد مي‌نگري از چشمهايت اشک سرد اميد مي‌جوشد و لبهايت زمزمه‌ي دعاي سعادت و خوشبختي و آرزوي هدايت براي ملت بزرگ اسلام و ملت پر مهر تاجيک مي‌گردند..

3. طنطاوي: بينش ابو حنيفه با تقليد کورکورانه و تعصب مذهبي در تضاد است...

شيخ أزهر آقاي دکتر طنطاوي پس از رئيس جمهور تاجيکستان مهار سخن را بدست گرفته امام ابوحنيفه را امام اهل رأي و مخ علم معرفي کرد.

او گفت؛ نام ابو حنيفه چنانکه برخي از مؤرخين آورده‌اند برگرفته است از علاقه‌ي شديد امام به کتاب و قلم و دوات، او هميشه در کنار کتاب و قلم، شيشه‌ي دواتش را که "حنيفه" ناميده مي‌شد بهمراه داشت از اينرو به او ابو حنيفه مي‌گفتند. پدرش "ثابت" بازرگاني درستکار و نيکوکردار و پرهيزگار بود. روزي به محضر حضرت علي (رضي الله عنه) رسيد. آنحضرت از او بس خرسند گشت و در حقش دعا نمود. و شايد امام اعظم بازتاب همان دعاي حضرت علي (رضي الله عنه) در حق پدرشان است.

امام ابو حنيفه نيز تجارت و بازرگاني را پيشه خود ساخت. ولي تجارت هرگز نتوانست لحظه‌اي او را از ياد خدا غافل کند. « رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ »(النور37) { مرداني كه بازرگاني و معامله‌اي ، آنان را از ياد خدا و خواندن نماز و دادن زكات غافل نمي‌سازد . از روزي‌ مي‌ترسند كه دلها و چشمها در آن دگرگون و پريشان مي‌گردد }.‏

و دنيا تنها در بين دو دست او بود و هرگز محبت و دوستي آن به قلبش سرايت ننمود. امام هميشه در خدمت محتاجان و مستمندان بود. بخصوص آن تنگ دستاني که حاجت خود را از مردم پنهان مي‌داشتند آناني که « لِلفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمْ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنْ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ ».(البقرة273) { ‏( چنين بذل و بخششي مخصوصاً بايد ) براي نيازمنداني باشد كه در راه خدا درماندهاند و به تنگنا افتادهاند و نميتوانند در زمين به مسافرت پردازند ( و از راه تجارت و كسب و كار براي خود هزينه زندگي فراهم سازند و ) به خاطر آبرومندي و خويشتنداري ، شخص نادان ميپندارد كه اينان دارا و بينيازند ، امّا ايشان را از روي رخساره و سيمايشان ميشناسي ،  ( چه از لحن گفتار و طرز رفتار پيدا و نمودارند و ) با الحاح و اصرار ( چيزي ) از مردم نميخواهند . و هر چيز نيك و بايستهاي را كه ببخشيد ، بيگمان خدا از آن آگاه است} .‏

آورده‌اند که در دکانش پارچه‌اي بود که عيبي در آن بود. و شريک امام بدون اينکه آن عيب را به مشتري نشان دهد پارچه را فروخت. وقتي امام سر رسيد و از موضوع مطلع شد چند روز درپي مشتري بود تا شايد او را بيابد و ايراد لباس را برايش بيان کند. ووقتي از يافتن مشتري نا اميد شد قيمت پارچه را در راه خدا صدقه داد تا مبادا بوي حرام در مالش رخنه کند!

ابوحنيفه از استادش بسيار قدرداني مي‌کرد. و درباره‌ي استادش حماد مي‌گفت: وقتي در محضر او مي‌بودم خود را در معدن علم و فقه و دانش مي‌يافتم.

و از شدت محبتي که به او داشت فرزندش را بنام استاد "حماد" نام نهاد.

امام با دانش آموزان بسيار دوستانه برخورد مي‌کرد. و کلاس درس او بيشتر به يک جلسه‌ي مشورت و بحث و مباحثه‌ي دوستانه و علمي بين دانشوران شباهت داشت تا يک کلاس درس معمولي. و هميشه مي‌فرمود: دلهاي ما بر روي کساني که توان تحمل ما را ندارند گشاده است.

ايشان موضوعات مورد بحث را بين شاگردانش مطرح مي‌ساخت و پس از پژوهشها و تحقيق اجتهادي که با دليل و برهان بر ديگر آراء برتري مي‌يافت را مي‌فرمود تا بنويسند و مي‌گفت: اين بهترين رأي و اجتهادي است که بدان رسيده‌ايم و اگر کسي اجتهادي بهتر و درستر از ما انجام دهد پيروي از او شايسته‌تر و والاتر است. آنچه ما بدان دست يافته‌ايم اجتهادي است و اگر کسي به بهتر از آن و قويتر از آن برسد پيروي از آن اولاتر و درستتر است.

و مي‌فرمودند: کسي که براي کسب دنيا علم مي‌آموزد از برکت آن محروم مي‌ماند، و کسي که براي آخرت علم فرا مي‌گيرد خداوند در علم و دانش و عقل او برکت مي‌نهد.

و امام قلبي بس گشاده و دلي پاک داشتند و هميشه مي‌فرمودند: خداوندا ببخشاي هر آنکس را که بر عليه ما چيزي گويد. و رحم فرما بر هر آنکس که در حق ما سخن نيکويي گويد.

و به پيروي از قرآن پاک و سنت رسول اکرم (صلي الله عليه و سلم) بسيار تأکيد مي‌ورزيدند و مي فرمودند: قرآن مرجع و اساس دين ماست، و پس از آن اگر خبري از رسول اکرم بما رسد از آن پيروي مي‌کنيم. و اگر اخباري از ياران رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) بما رسد، در بين آنها مي‌انديشيم و برترين را اختيار مي‌کنيم، و اگر از تابعيان بما خبري رسد، در رسيدن به اجتهاد درست با آنان به بحث مي‌نشينيم، چرا که ما نيز مرداني چون آنهائييم. (امام ابو حنيفه از علماي تابعيان شمرده مي‌شود).

آقاي طنطاوي به برخي از اجتهادات امام اعظم که بيشتر مذاهب اسلامي و معظم مسلمانان بدان عمل مي‌کنند اشاره نمود. از آن جمله پرداخت زکات فطر بصورت نقدينه؛ چون پول نقد براي فقير از گندم و خرما و برنج مفيدتر است و نياز او بدان بيشتر است!

و اشاره کرد که امام ابو حنيفه شخصيت انسان را بسيار ارج مي‌نهاد، و با مصادره ثروت آدم خُل (نادان) کاملا مخالف بود، ايشان مي فرمودند: ضبط ثروت نادان اهانت به کرامت و انسانيت اوست، و ترس از هدردادن مال از اهميت کمتر از آن برخوردار است، و او خود مسئوليت ثروتش را به عهده دارد.

ايشان در مسير آزادي خواهي و عدالت اجتماعي بارها به زندان افتادند و مورد شکنجه قرار گرفتند، و در جواب مادرشان که به او گفت: پسرم، اين علمي که جز زندان و شکنجه هيچ برايت به ارمغان نياورده، شايسته‌ي آن است که آنرا کنار اندازي! مي‌فرمودند: اگر دنيا را مي‌خواستم بسادگي بدان مي‌رسيدم، ولي خداوند از علما خواسته علم را ارج نهند و حفاظت نمايند و من مي‌خواهم از علم حفاظت کنم!

و وقتي امام احساس نمودند بايد از اين ديار فاني رخت سفر بسوي ديار باقي بربندند، سر بندگي به سجده نهادند و روح خود را به ملک الموت تقديم نمودند تا به ديار يار و محبوب خود نايل گردند..

رحمت خدا بر او بادا...

شيخ ازهر بصورت فعالي در برنامه‌هاي اين کنفرانس جهاني شرکت داشتند، و مهمترين نقطه‌اي که نام او را در تاجيکستان بر زبانها نهاد و ملت تاجيک را از او خرسند نمود، رد بسيار صريح و بدون ملاحظه و تعارفات سياسي ايشان بر رئيس وفد ايراني در اين کنفرانس بود که ضمنا به اهل بيت پيامبر توهين نموده جهاد پر برکت امام حسين در کربلا را نمادي از تلاش براي دست يابي به ملک پدر مي‌دانست. و ادعا نمود که حکومت در دين اسلام پادشهاهي است و ميراث خويشان شاه است! و مي‌بايستي پس از پيامبر اکرم (صلي الله عليه وسلم) حکومت به برخي از فرزندان و نوادگان و خويشان او منتقل مي‌شد!

شيخ ازهر با برخي ديگر از علما و انديشمندان اين گفته‌هاي نماينده ايران را با دليل و برهان نقض کردند که اين باعث خرسندي همه حاضرين شد. که با شعارهاي "الله اکبر" و "دستت درد نکند" و "تبارک الله" و "احسنت" و "آفرين" و کف زدن و... موافقت خود را با سخنانشان اعلام داشتند...

 

 

4. صبغت الله مجددي نمونه‌اي از تنگ نظري!...

          در فضاي علمي و دانش پروري کنفرانس مهار سخن بدست صبغت الله مجددي رئيس جمهور اسبق افغانستان داده شد. ايشان پس از تشکر از دولت تاجيکستان که چنين برنامه‌ي پرباري را ترتيب داده‌، رهبران کشورهاي جهان را تشويق نمود تا در برپايي مجالس علمي و سعي در ابراز شخصيتها و نامداران تاريخ اسلام سهيم گردند تا جوانان ما نمونه‌ها و اسوه‌هايي از موفقيت را جلوي چشم خود داشته باشند.

او بر تاريخ نگاران تازيد که همه جوانب زندگي امام را مورد بحث و بررسي قرار داده‌اند ولي از مسائل روحاني ايشان چشم پوشي کرده‌اند! ايشان ادعا کردند که حضرت امام اعظم روزانه 2 دفعه قرآن را ختم مي‌فرمودند و در ماه رمضان 62 دفعه که به اعتراف خود آقاي مجددي اين از طاقت انسان بيرون است. ولي ايشان اين قضيه را به قدرت معنوي امام واگذار کردند!

البته اين گونه روايات پوچ و بي اساس که در حقيقت سعي در تخريب و مسخ شخصيت انساني امام دارد را دانشمنداني چون سلمان العوده در جلسات بعدي کنفرانس مورد نقد شديد قرار دادند.

رئيس جمهور اسبق افغانستان از عشق بيدريغ امام به پروردگار و محبت بي‌مانند ايشان به جناب رسول اکرم (صلي الله عليه و سلم) اشاره کرد و گفت که اين عشق 70 هزار حجاب نور و ظلمتي که بين آنها و خداوند بود را برچيده است.

عشقهايي که از پي رنگي بود

                   عشق نبود ننگي بود

 

زانکه عشق مردگان پاينده نيست

                   چونکه مرده سوي ما آينده نيست

 

ايشان براي به تصوير کشيدن ورع و تقوا و پارسايي امام حکايتي بيان داشته گفتند: گوسفندي در شهر بدزدي برفت. امام مدت 7 سال که عمر گوسفند است گوشت گوسفند نخورد تا مبادا از آن گوسفند باشد.

آقاي مجددي سخن برخي از متعصبان که ادعا کرده‌اند وقتي امام مهدي تشريف مي‌آورند از مذهب امام اعظم پيروي مي‌کنند را شديدا رد کرد و آنرا سخني بيهوده برشمرد، چون امام مهدي خود مجتهد است! ولي ادعا نمود که صوفيان کرام در عالم کشف يافته‌اند که اجتهادات امام مهدي با اجتهادات امام اعظم توافق پيدا مي‌کند!!!

و ادعا نمود که در عالم مثال آمده است؛ مذهب امام اعظم چون دريايي است خروشان وساير مذاهب ديگر چون جوهاي تنگ!!

تمامي سخنان آقاي مجددي حاضران را بخنده درآورده بود. و صداي خنده و پچ پچ سالن کنفرانس را بخود گرفته بود.

ملت تاجيک از حرکتهاي مشبوه مذاهب شرک آميز و بدعتگرايي که برخي از کشورهاي همزبان و کشورهاي غربي در اين کشور رهبري مي‌کنند شديدا به تنگ آمده است. و آقاي مجددي اين درد ملت تاجيک را بخوبي احساس مي‌نمود. ايشان با زيرکي خاص از اين نقطه استفاده نموده خواستند مهار کنفرانس را که تقريبا از دستشان در رفته بود را بازيابند. بهمين دليل بر پيروي از عقيده قرآن و سنت تأکيد فراوان نمود و با صداي بلند اعلام داشت تنها راه سعادت پيروي از مذاهب اهل سنت و جماعت است، و کساني که عقائدي غير از عقيده اهل توحيد؛ اهل سنت و جماعت که همان عقيده راستين قرآن کريم است دارند را بيرون از دايره اسلام معرفي نمود.

اين سخن ايشان درست جواب درد ملت تاجيکستان وافغانستان بود. از اينرو همه شرکت کنندگان تاجيک و افغان ايشان را با تکبير "الله اکبر" و کف زدن تشويق نمودند.

 

5. شيخ عبد الله بصفر: کنفرانس ابو حنيفه را مناسبتي براي بزرگداشت همه بزرگان و دانشمندان دانست...

          دکتر عبد الله بصفر مدير مدارس حفظ قرآن کريم در مؤسسه رابطه عالم اسلامي اين اقدام رئيس جمهور تاجيکستان را دليلي بر ايمان و تقواي ايشان دانست« ذَلِكَ وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ »(الحج32) و از ايشان تشکر و قدر داني نمود.

و رهبران کشورهاي اسلامي و دانشمندان جهان را به پيروي از او و برپائي برنامه‌هايي مشابه تشويق نمود.

آقاي بصفر اين کنفرانس را احترام و تقدير براي همه‌ي علما و دانشمندان و بخصوص امامان مذاهب فقهي چهارگانه‌ دانست. و ابو حنيفه را يکي از علماي سلف امت که از محضر 4000 استاد که در بين آنها 63 تابعي و 7 تن صحابه کرام رسول اکرم (صلي الله عليه و سلم) قرار دارند معرفي نمود.

و ايشان را بهترين نمونه‌اي از دانشمندي که توانسته است به دين و دنيا در کنار هم اهميت دهد دانست. و از زهد امام اعظم و استغنايشان از مردم سخنها گفت.

و شايعه‌اي که برخي از مغرضان بر عليه امام پخش کرده‌اند که ايشان قياس را بر قرآن و حديث ترجيح مي‌دادند را شديدا رد نمود. و کشورهاي اسلامي را به پيروي از سياست عربستان سعودي دعوت نمود که در هيئت کبار علماء دانشمنداني از همه مذاهب فقهي معترف حضور دارند تا مسائل مطروحه را در چهارچوب اصول فقهي معترف بحث و بررسي کنند.

ايشان دعوت؛ گفتگو با انديشه‌هاي ديگر را راهکاري قرآني دانستند و به فرموده خداوند متعال اشاره کردند که« ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ »(النحل125). و بر نياز بر برپايي چنين کنفرانسهايي تأکيد نمودند.

 

6. وزير ديانت ترکيه: تعصب و تنگ نظري را در اسلام هيچ جايگاهي نيست..

          آقاي علي بردک آغلو وزير ديانت ترکيه مدرسه‌ي پربار علمي کوفه را نتيجه زحمتهاي بيدريغ صحابه ناميد. و برخي از ويژگيهاي مذهب امام اعظم که در سايه فقه صحابه‌ي کرام پايه‌گذاري شده بود را برشمرد. که از آنجمله است:

ـ عدالت خواهي

ـ آزادي انسان

ـ قياس و اجتهاد دليلي است از احترام عقل و بيان مکانت و جايگاه آن.

و ايشان بر اين نقطه تأکيد ورزيدند که اسلام از تعصب و تنگ نظري و کشت و کشتار به کلي پاک است. و اسلام دين زندگي و آسايش و امنيت براي بشريت است. و تصويري که وسائل اعلام با برنامه ريزي دشمنان اسلام از اين دين مبين اسلام در جهان انعکاس مي‌دهند با حقيقت دين کاملا در تضاد است.

پس از ايشان عبد الشکور قفقاز زاده رئيس مسلمانان قفقاز در آذربايجان و نماينده پتريارک روسيه از اين اقدام رئيس جمهور تاجيکستان قدرداني نمودند.

 

7. نماينده عراق و ساز بي آهنگ

          آخوند علي الخطيب در جلسه‌ي کنفرانس با يک حرکت ناشايست به خود و کشورش اهانت کرد و مسخره و استهزاء مردم را برانگيخت. ايشان پس از سخنان صبغت الله مجددي که مذاهبي که به پايه قرآن و سنت پيامبر اکرم (صلي الله عليه وسلم)؛ دو اصل ثابت دين پايه گذاري نشده‌اند، را خارج از دايره دين معرفي نمود، بسيار خشمگين و خروشان بدون اجازه خود را به پشت ميکروفون رسانيد. که با خنده‌ي حاضران و با اشاره مجريان برنامه به عقب رانده شد.

وقتي به ايشان فرصت داده شد با همان ديدگاه تنگ خود به پيامبر و تنها ياران منتجب او ( تنها 3 يا 5 صحابه‌اي که شيعه آنها را مسلمان مي‌دانند) سلام و درود فرستاد سپس با چاپلوسي ريئس جمهور تاجيکستان را به حضرت علي (رضي الله عنه) تشبيه نمود!

ايشان از موضوع کنفرانس بيرون رفته شروع به لعن و نفرين صدام نمود و بر کشورهاي عربي تازيد که تا کنون حکومت وحدت وطني شيعه که زير سايه استعمار آمريکايي حکومت مي‌کند، را در عراق به رسميت نمي‌شناسند!!

تمامي حاضران جلسه که از جنايتهاي شوم گروهکهاي آدمکشي شيعه در عراق اطلاع داشتند، در هنگام ايراد سخنان او اين جنايات ضد انساني را بهمديگر يادآوري مي‌کردند.

نماينده عراق در پايان رئيس جمهور تاجيکستان را به زيارت قبر امام ابو حنيفه در بغداد دعوت نمود!

نقطه‌اي که توجه بسياري از حاضرين را جلب نمود اين بود که رئيس جمهور تاجيکستان از کساني که چاپلوسانه او را مدح و ثنا مي‌گفتند پس از ايراد سخنانشان استقبال نمي‌کرد و از جايش بلند نمي‌شد. در حاليکه براي همه آناني که حرفهايي مناسب و مفيد تقديم مي‌داشتند بلند مي‌شد و با آنها دست مي‌داد و از آنها تشکر مي‌نمود!

نماينده عراق نيز چون محمد صديق چاکري وزير ارشاد و حج افغانستان که رکورد چاپلوسي را شکست و عرب و عجم را به پيروي از رئيس جمهور تاجيکستان دعوت نمود، و چون وليام فيرمن نماينده ولايت متحده آمريکا و نماينده پتريارک روسيه نتوانست توجه رئيس جمهور را بخود جلب کند!

8. مژده افتتاح بزرگترين مسجد آسياي ميانه

          پس از اينکه دکتر مصطفي اوزجان از ترکيه به جوانب اخلاقي و ويژگيهاي شخصيتي امام اعظم اشاره نمود دکتر خليفه وزير روابط خارجي دولت قطر سخناني ايراد نمود، و آرزو نمود اين نشست ابتداي روابط دوستانه براي ساختار فردايي بهتر براي ملتهاي مسلمان باشد.

پس از آن رئيس جمهور تاجيکستان مژده برپايي بزرگترين مسجد جامع در آسياي ميانه را در شهر دوشنبه اعلام کرد. اين مسجد که ظرفيت آن 150000 نمازگذار است هديه‌اي است از امير دولت قطر به ملت مسلمان تاجيکستان که سنگ بنياد آن در صبح روز بعد از افتتاح کنفرانس گذاشته شد و در مدت 5 سال ساختمان آن به ياري خداوند تکميل خواهد شد.

 

9. آثار امام ابوحنيفه و نگرشهاي نوين در جهان اسلام

          جلسه دوم کنفرانس امام اعظم ساعت 2 بعد از نماز ظهر در کاخ سامان برگزار شد. در اين جلسه که به رئاست آقاي بشير کوزوبتلي از ترکيه برگزار شد، دکتر محيط مروت استاد دانشگاه هتيت ترکيه در مورد ديدگاه امام ابوحنيفه از تندروي سخن گفت.

دکتر محيط، تندروي را پديده‌اي افراطي دانست که همه‌ي جوانب زندگي و همه تخصصات علمي را مي‌تواند دربرگيرد. و ايشان اشاره کردند که دنياي غرب و جهان غير مسلمان اسير تندرويها وافراطگريهاي بسياري در همه جوانب زندگي است، از اينروست که با بيماريهاي مهلک اجتماعي و انساني دست بگريبان است.

و ايشان تندرويي و افراطگري در دين را خطرناکترين تندروي دانست، چرا که اين تندروي خودش را بر جامعه و بر ديگران بزور تحميل مي‌کند و بجاي اينکه مردم را متحد سازد آنها را فرقه فرقه ساخته از هم جدا مي‌کند.

ايشان ديدگاه امام اعظم را ديدگاه شمولي و متکامل و موافق با طبيعت بشر دانسته فقه ابوحنيفه را فقهي انساني، و او را بنيانگذار مدرسه‌ي عقل و انديشه و رأي معرفي نمود و نرمي و لطافت برخورد با مسائل روز را از ويژگيهاي مذهب امام برشمرد.

وامام اعظم را از جمله امامان و دانشمنداني دانست که شديدا با تکفير مسلمانان در ستيز بود و هميشه سعي داشت مردم را با اخلاق پسنديده و برخورد شايسته در دايره‌ي اسلام حفظ نموده با حکمت و درايت بدعتها و اشتباهات آنها را بزدايد و به مرحله‌ي اعتقاد درست و ايمان صحيح و پيروي نيکو برساند.

 

10. نماينده‌ي ايران و خيانت به خون سالار شهيدان...

           آقاي بي آزار شيرازي به نمايندگي از آيت الله تسخيري رياست وفد ايراني را به عهده داشت. ايشان در ابتداي سخن گفتند: تاجيکان امام ابوحنيفه را صوفي کوفي مي‌نامند و من اين جمله را تصحيح نموده مي‌گويم: صوفي کوفي علوي!!..

او رابطه امام ابوحنيفه با اهل بيت را در روابط عاطفي و محبت و علمي و مبارزاتي منحصر دانست. و گفت: ابو حنيفه اهل بيت را مرجع علم مي‌دانست!.. و دو سال را در محضر امام جعفر علم آموخت و هميشه مي‌گفت: اگر همان دوسالي که با امام جعفر بودم نمي‌بود من هلاک و برباد مي‌شدم!

و امام صادق بر ابو حنيفه رحمت مي‌فرستاد و مي‌گفت: خدا رحمت کند او را، دوستي خود را با ما با ياري رساندن به زيد بن علي ثابت نمود..

آقاي شيرازي در سخنانش امام جعفر و شيعيان اهل بيت را بصورت گروهکي بريده از جامعه بزرگ اسلامي معرفي نمود که امام ابوحنيفه با آنها تعاطف نشان مي‌داد! و گويا ساير مسلمانان از آنها بيزار بودند!!!

سپس او تعاطف امام ابوحنيفه را با زيدبن علي که پايه گذار مذهب زيديه شيعه برشمرده مي‌شود، و آنهم نزد شيعيان اثنا عشري مذهبي گمراه و خارج از دايره اسلام دانسته مي‌شود را بروز داد!

همچنين آقاي بي آزار شيرازي ادعا نمود؛ مخالفت امام ابوحنيفه با حکومتهاي اموي و عباسي از اين جهت بود که ايشان حکومت اسلامي را حکومتي وراثتي چون نظام شاهان ايراني مي‌دانست که با وفات رسول اکرم (صلي الله عليه وسلم) رهبريت و حکومت به وارثان و فرزندان او منتقل مي‌شود. و چون پيامبر پسري نداشت پس پسران دخترش (نوه‌هايش) از سايرين به ملک او حقدارترند، و چون نوه‌ها کوچک بودند پس حکومت از آن پدرشان حضرت علي است و پس از او به فرزندانش به ارث مي‌رسد.

اين ديدگاه کاملا شاهانه در تداول حکومت کاملا با دين مبين اسلام و برنامه‌ي قرآن که مسلمانان را به شورا و احترام علم و دانش و انسانيت دعوت مي‌کند در تضاد است. و اهل بيت رسول اکرم (صلي الله عليه وسلم) و خود حضرت علي (رضي الله عنه) در نهج البلاغه کاملا اين ديدگاه وراثتي را انکار مي‌کند.

و امام حسين (رضي الله عنه) وقتي ديد حکومت پس از معاويه که برادرش امام حسن (رضي الله عنه) براي استحکام يافتن دولت اسلام و وحدت و همبستگي مسلمانان به نفع او از حکومت کناره گرفته بود، به فرزندش يزيد رسيد، داد برآورد که اين نظام وراثتي از آن پادشاهان ايران و روم است و با دين کاملا در تضاد، شمشير بدست گرفت تا با نظام شاهي و وراثتي به مبارزه برآيد. و در جنگ با نظام شاهي و وراثتي به شهادت رسيد.

و امروز با کمال تأسف نماينده جمهوري اسلامي ايران حکومت اسلامي را از ميراث گروهي از اهل بيت دانسته، ساير اهل بيت پيامبر را از زير چتر خويشاوندي آن حضرت بدور مي راند و حکومت را ميراث حضرت علي (رضي الله عنه) و سپس فرزندان حضرت امام حسين از همسر فارسيشان دختر کسرا معرفي مي‌کند...

اين ديدگاه تنگ ايشان از سوي همه‌ي انديشمندان و علماي حاضر در کنفرانس در جلسه‌هاي رسمي و در نشستهاي هامشي بشدت مورد نقد و نکوهش قرار گرفت.

در پايان همين جلسه يکي از علماي افغانستان گفته‌هاي آقاي بي‌آزار شيرازي را بشدت مورد نقد و بررسي قرار داد. ايشان گفتند که مذهب "علوي" يک مذهبي است گمراه، اين نام به گروهي که حضرت امام علي را خدا مي‌دانستند اطلاق داده مي‌شود که امروزه در برخي از مناطق کردنشين عراق و ترکيه وجود دارند. و آقاي بي آزار هدفشان با اين انتساب امام ابوحنيفه نسبت دادن ايشان به آن مذهب گمراه بود که بايد از اين اهانتشان به آن امام عذر خواهي کنند.

شخصيتي ديگر نيز به اهانت آقاي بي‌آزار به تمامي اهل سنت جهان اشاره نمود. او گفته بود که امام ابوحنيفه با اهل بيت تعاطف داشت. و گويا سايرين با اهل بيت دشمن بودند! ايشان به صراحت به نماينده ايران گفت که دوستي و محبت اهل بيت از جمله واجبات يک مسلمان است و اهل سنت بحق دوستان اهل بيت هستند و در هر نماز موظفند براي اهل بيت رسول خدا (صل الله عليه وسلم) دعا کرده براي آنها طلب آمرزش و رضوان الهي و سعادت اخروي نمايند. و ايشان به صراحت اعلام کرد که متأسفانه شيعه بدروغ ادعاي محبت اهل بيت مي‌کند و اهل سنت را در چشم پيروان خود دشمنان اهل بيت معرفي مي‌کند. و بدينصورت مردم را بگمراهي مي‌کشد. که اين اسلوب هرگز نتيجه‌ي مثبت نخواهد داشت. چون اهل سنت پيروان بحق اهل بيت رسول اکرم (صلي الله عليه وسلم) ودوستداران مخلص آنهايند. و همه اهل بيت رسالت را احترام مي‌گذارند و چون شيعه آنها را در چند نفر مخصوص منحصر ندانسته، ساير اهل بيت و خويشان و همسران رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) را مورد لعن و نفرين قرار نمي‌دهند!..

ايشان پديد آمدن مذاهب مختلف تشيع و کافر دانستن هر مذهب و گروه ساير مذاهب را دليلي از اهانت آنها و قدر نشناسي آنها به رسول خدا و اهل بيت دانست، چرا که امام هر مذهب بنا به قواعد خود شيعه مي‌بايستي از اهل بيت رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) شمرده شود!..

سخنان بي‌اساس آقاي بي‌آزار شيرازي در حقيقت اهانت به علم و دانش و تاريخ و طعن بر اسلام و مسلمانان جهان بود که چهره‌ي ايران را در اين کنفرانس بسيار زشت نمودار کرد.

يکي از علماي تاجيکستان که مدتي را در ايران سپري کرده بود در يکي از نشستها با خنده گفت: آقاي بي‌آزار شيرازي گمان کرده بود اينجا هم ايران است و مردم هر آنچه از دهن آخوند برآيد را بدون چون و چرا بر چشمان خود نهاده قبول مي‌کنند. او هرگز گمان نمي‌کرد کساني هستند که با عقل و انديشه و علم حتي سخنان آخوندها را با ميزان حق مي‌سنجند!!..

البته اشاره به اين نقطه نيز لازم است که اين تنها اشتباه نماينده ايران در اين کنفرانس نبود، اشتباهي ديگر که در حقيقت اهانتي صريح به دولت ميزبان تاجيکستان بود در جلسه‌ي سوم کنفرانس که در روز سه‌شنبه 6/اکتبر برگزار شد از سوي نماينده ايران صورت گرفت که در گزارشهاي بعدي تفاصيل آن را بياري خداوند مي‌آوريم. تا ملت مسلمان ايران دريابد نمايندگان بي‌سوادي که بزور خود را در منصب نمايندگي اين کشور در جهان معرفي مي‌کنند چگونه به ملت و کشور ايران اهانت مي‌کنند و آنرا در چشم جهانيان پوچ و خوار مي‌سازند!...

 

 

11. لغزش عالِم لغزش عالَم است!...

          در ادامه ميزگرد "ابوحنيفه و گفتگوي تمدنها" دکتر عمر هاشم از مصر سخناني ايراد داشتند. ايشان اشاعه‌ي برخي از متعصبان را که ادعا دارند امام ابوحنيفه تنها 15 حديث از پيامبر اکرم (صلي الله عليه وسلم) ياد داشتند را سخني پوچ و بي اساس دانسته گفتند که خوارزمي 15 کتاب حديث از مسندهاي امام ابوحنيفه را ذکر کرده‌اند.

ايشان از تواضع و فروتني امام اعظم سخنها گفته، ابراز داشتند که سالگرد امام ابوحنيفه بهيچوجه ظلمي به ديگران نيست بلکه بايد ساير مراکز علمي و دولتمردان وحکومتها چنين برنامه‌هايي را براي آشنايي نسلهاي امروزي با علما و دانشمندانشان ترتيب دهند.

ايشان در مورد احترام علما ودانشمندان و تقديرشان از يکديگر نيز مواردي را ايراد داشتند. و گفتند فقه و علم همه‌ي آنها از رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) برگرفته شده است.

پس از او دکتر عنايت الله ابلاغ از شاخصترين علماي افغانستان در مورد زندگي امام اعظم و آثار علمي و مدرسه‌ي فقهي او سخن گفت. دکتر ابلاغ که از چهره‌هاي نامدار تاريخ معاصر افغانستان بشمار مي‌آيد و نسلي از استادان و علماي افغانستان را تربيت کرده و بيش از 80 سال عمر دارد تنها در مورد امام ابوحنيفه 5 کتاب به زبان عربي تأليف نموده است. 1. ابوحنيفه متکلم. 2ـ انديشه‌هاي فلسفي ابوحنيفه. 3ـ رسائل ابوحنيفه. 4ـ نظريات اخلاقي ابوحنيفه. 5ـ ابوحنيفه محدثا.

ايشان گفتند که روزي امام ابوحنيفه پسر بچه‌اي را در راه ديدند، بر اثر بارش باران کنار جاده کمي خراب شده بود. امام به پسر بچه گفتند: پسرم مواظب باش نلغزي! پسر بچه لبخندي زده گفت: امام شما مواظب باشيد که نلغزيد که لغزش عالِم لغزش عالَمي است!

ايشان در ادامه عرائضشان جوانان را از تعصب مذهبي بازداشته تشويق به آموزش علم و دانش نمودند.

و در مورد نظام اجتهاد نزد امام ابوحنيفه سخناني ايراد داشته گفتند امام ابوحنيفه شاگردانش را وادار مي‌کرد عقلهايشان را بکار گيرند و با دقت در موضوعات علمي بحث و جستجو کنند. و او در واقع پايه‌گذار مدرسه‌ي اجتهاد گروهي است. و که کلاس درس او را در حقيقت مي‌توان مجلس شوراي فقهي ناميد.

دکتر عنايت الله که از کويت براي شرکت در اين کنفرانس آمده بود گفت: امام اعظم در همه‌ي موارد فقهي به اهداف شريعت و مقاصد آن توجه داشته است. از اينروست که در بسياري موارد اجتهادات او با وجودي که با ساير مذاهب فقهي اختلاف دارد مورد قبول بيشتر مجامع علمي قرار گرفته است.

دکتر طاهر منصوري رئيس دانشکده‌ي شريعت و حقوق دانشگاه بين المللي اسلامي اسلام آباد پس از دکتر ابلاغ در مورد "رأي و استحسان در انديشه و مذهب امام ابوحنيفه" سخناني ايراد داشتند. ايشان سوء تفاهم برخي را که گمان برده‌اند امام ابوحنيفه رأي را بر برخي از مصادر شريعت برتري مي‌دهد را با دليل و برهان قاطع رد نمود.

در اين جلسه دکتر انيس احمد رئيس دانشگاه رفاه پاکستان در مورد نظام اجتهاد نزد امام ابوحنيفه سخناني ايراد داشتند.

و در پايان جلسه آقاي "جزين خوئه خو" رئيس مرکز پژوهشهاي دنغاني چين در مورد "نقش مذهب حنفي در جهان امروزي" مقاله‌اي تقديم داشتند.

 

12. جايگاه امام ابوحنيفه در تاريخ زندگي اجتماعي و ديني تمدن اسلامي

          رياست جلسه‌ي پاياني روز اول کنفرانس را دکتر عبدالمحسن عبد الله استاد دانشگاه امام محمد سعود از عربستان به عهده داشت.

در اين جلسه دکتر محمد الخفاري از مصر در مورد شخصيت امام ابوحنيفه، و دکتر احمد کيونش از ترکيه در موضوع "پژوهشي در نظام افکار ابوحنيفه"، و قيام الدين کشاف عضو دادگستري عالي افغانستان در باره "ابوحنيفه نمونه شخصيت"، وباطر رستم از دانشمندان مسلمان تاتارستان درباره "نقد و بررسي آنچه درباره شخصيت امام ابوحنيفه روايت شده است" و دکتر انس ليواکافيج از بوسنه هرزگوين در موضوع "ابوحنيفه و مذهب حنفي" و مؤمنوف عشيربک رئيس مرکز پژوهشهاي شرقي قزاقستان درباره "تحول شخصيت ابوحنيفه در مصادر تاريخي و گزارش نامه‌ها در آسياي مرکزي" سخن گفتند.

اين جلسه با سخني از عبدالله گولن مفکر سرشناس معاصر ترکي آغاز شد که:" مسلمان تروريست نمي‌تواند باشد و تروريست نمي‌تواند مسلمان باشد".

آقاي کشاف از جمله علماي با نام افغانستان که تفسير تفهيم القرآن امام مودودي را به زبان پشتو ترجمه کرده است بر اين نقطه تأکيد داشت که بايد در صحنه‌ي عمل خود را مطرح ساخت و از لفاظي و شعارهاي توخالي دوري نمود. شاخصترين برگه‌ي اين جلسه از آن دکتر سلمان العوده از عربستان بود که "اندرزها و عبرتهايي را از زندگي امام ابوحنيفه" تقديم داشت.

ايشان بر بازخواني زندگي بزرگان دين تأکيد نموده گفتند که در زمان جهاني شدن و هجوم فرهنگهاي بيگانه مطرح نمودن شخصيتهاي بارز علمي و فرهنگي و رهبران جهان اسلام باعث حفاظت کيان و هويت و شخصيت امت اسلامي گشته، نمونه و اسوه‌هايي زنده جلوي روي نسلهاي جوان خواهد بود.

ايشان بر اهميت ايجاد جو امنيت و همزيستي مسلمانان و غير مسلمانان زير چتر آسمان اشاره داشته گفتند که در فضايي که امنيت و آسايش بر آن حاکم باشد مسلمانان مي‌توانند تنها با پيروي درست از تعاليم اسلام ساير ملتها را به دين پر فروغ اسلام جذب نمايند.

و ايشان اختلافات فقهي را دليلي روشن بر بينش آزاد اسلامي و پايه همزيستي و همياري مسالمت آميز با وجود اختلاف انديشه‌ها دانست.

دکتر العوده گفتند که در حقيقت امت اسلامي در طول قرنهاي گذشته ـ به تعبير امروزي ـ به همزيستي مسالمت آميز در کنار قبول اختلاف انديشه رأي داده است.

و مسلمانان در طول تاريخشان هميشه بر اصول دين اتفاق نظر داشته از تعصب بر عليه عقل و روايتها بکلي دور بوده‌اند. و امامان و علماي دين هميشه با تقليد کورکورانه و پيروي از اشخاص در مواردي که با روح شريعت در تضاد است مخالف بوده‌اند و تنها به پيروي از قرآن و سنت پيامبر اکرم (صلي الله عليه و سلم) دعوت مي‌کرده‌اند...

13. اهانت وفد ايراني به ايرانيان و کشور ميزبان؛ تاجيکستان

          رياست جلسه‌ي اول صبح سه‌شنبه 6/اکتبر به عنوان "مشارکت مدرسه‌ي حنفي در پيشرفت علم حقوق" در کاخ سامان به عنوان تقدير و احترام شايان تاجيکستان از ايرانيان به عهده مستشار رئيس جمهور ايران واگذار شده بود.

لحظاتي قبل از داير شدن جلسه وفد ايراني به دستور سفارت ايران در تاجيکستان به بهانه حضور خانمي يهودي در جلسه از رياست جلسه استعفا داد!!

به وفد رسمي ايراني که رياست آنرا بي‌آزار شيرازي بر عهده داشت و عبارت بود از يک آخوند همراه با مستشار رئيس جمهور، همراه با آخوندي تاجيک (که شايعه‌ها در کشور تاجيکستان بر اين قرار است که او در ايران شيعه شده است، وديد مردم نسبت به او بسيار منفي است!) دستور داده شده بود، هنگام ايراد برگه خانمه يهودي جلسه را ترک کنند! هدف از اين تاکتيک بهره‌برداري تبليغاتي آن در جهان و بخصوص کشورهاي عربي بود!

اين حرکت بسيار ناشايست از سوي مقامات تاجيکي شديدا مورد نکوهش قرار گرفت. چون اسم خانم يهودي از پيش در برنامه بود و در جلسات روز پيش نيز در ميزگرد حضور داشت و ايرانيها هيچگونه اعتراضي نداشتند. و او در تمامي برنامه شرکت داشت و سخنان همه را گوش داد، چرا هنگام ايراد سخنش جلسه را ترک گويند! مقامات رسمي تاجيکستان اين حرکت ايرانيها را بدور از ادبيات گفتگو شمرده اهانتي آشکار بخود دانستند.

خبر اين سياست دوگانه وفد ايراني قبل از جلسه در بين مشارکين پيچيد. نمايندگان کشورهاي عربي با اين تاکتيک "فرار از صحنه" بشدت واکنش دادند و مسئله را مورد مشوره قرار دادند. برخي بر اين اعتقاد بودند که براي خنثي نمودن تبليغات ايراني و سوء استفاده از آن در جهان عرب؛ که ما حاضر نشديم به حرفهاي زني يهودي گوش فرا دهيم و جلسه را ترک گفتيم در حاليکه علماي عرب در جلسه حضور داشتند! آنها نيز جلسه را ترک گويند.

و نهايتا مشوره به رأي برخي از اساتيد دانشگاههاي سعودي و مصر و بخصوص شيخ طنطاوي پايان يافت که گفتند: دوستان ما نبايد احساساتي برخورد کنيم:

اولا: ما در ميهماني کشور تاجيکستان هستيم و همه‌ي ما پيش از آمدن از برنامه اطلاع داشتيم. آنهايي که نمي‌خواستند حرف خانم يهودي را بشنوند مي‌توانستند تشريف نياوردند!

دوما: اين جلسه يک ميزگرد علمي است در گفتگوي تمدنها. اگر يهودي و مسيحي و هندو و غيره در آن حضور نيابند و ما با آنها تبادل آراء نکنيم و انديشه‌هايشان را تصحيح نکنيم پس گفتگوي ما با کدام تمدنهاست؟!

سوما: اگر ما صحنه را ترک گوئيم، اين به معناي شکست است. ما بايد حرف ديگران را بشنويم و دليل و برهانشان را با دليل و برهان خود جواب گوئيم.

چهارما: ترک جلسه اهانتي است واضح به کشور ميزبان؛ تاجيکستان. و ما بايد به دولتمردان تاجيک که ديدگاهي منفي در مقابل اسلام دارند بفهمانيم که دين ما غير از آنچيزي است که در تبليغات بلوکهاي شرق و غرب آمده. دين ما دين گفتگو و احترام ديگران و اخلاق والاي قرآني است. و ما کسي را مجبور به پذيرفتن دين و عقيده خود نمي‌کنيم. و با  حکمت و اندرز نيکو مردم را به اسلام دعوت مي‌کنيم. و دين خود را تنها راه نجات کشورها و ملتها از مشکلات اقتصادي و سياسي و اجتماعيشان مي‌دانيم.

وقتي خانم "صفريت نوريت" استاد دانشگاه تل آبيب شروع به خواندن برگه‌ي خود نمود، وفد ايراني جلسه را ترک گفت. بزرگي جلسه و حضور زياد مشارکان و حرکت آنها در ضمن برنامه باعث شد کسي متوجه خروج و سپس دخول ايرانيها نشود. و بدينصورت تاکتيک ايرانيها عملا خنثي شد! و تنها ديد مسئولين اجرائي که قبلا از اين حرکتشان اطلاع داشتند درباره وفد ايراني کاملا منفي شده بود. و اين حرکت را توهيني به کشور و ملت ميزبان؛ تاجيکستان و رئيس جمهور آن کشور و هيئتهاي اجراي آن تلقي نمودند!..

 

14. شيخ طنطاوي اسلام شيعه را زير سؤال برد؟!

          در جلسه‌ي اول روز دوم کنفرانس در زمينه "سهم مدرسه حنفي در پيشبرد علم حقوق" بحثهاي پرباري تقديم شد. از جمله مواردي که مطرح شد:

ـ نقش فقه حنفي در ساختار اصول حقوقي اسلام: سيوکيانين ليونيد از روسيه

ـ نگاهي نوين بر رساله "وصيت" امام ابوحنيفه: وسيم الکلعجيه از لبنان

ـ مشارکت مدرسه حنفي در پيشبرد قانونگذاري فقهي : بکير حسن از هولند

ـ راههايي ديگر در حل مشکلات اقليتهاي ملي حنفي در انگلستان: محمد کشيوجي از لندن

ـ ديدگاه ابوحنيفه از ميانه روي: حائل عبد الحفيظ داود از اردن

ـ ابوحنيفه و ديدگاه عقلاني در علم حقوق: خالقوف عبدالرحيم از تاجيکستان

ـ فرهنگ قانونگذاري اسلامي و پيشرفت تاريخي آن: مرامتسوف غنادي از روسيه

در پايان جلسه وقتي براي نقد و بررسي به مشارکين داده شد که سخنان شيخ ازهر عمده ترين مشارکتها بود.

شيخ ازهر در ابتداي سخنشان ادعاهاي پوچ و بي‌اساس خانم يهودي درباره نظام قانونگذاري جنائي اسلامي را با دليل و برهان قاطع که تعجب همه‌ي حاضرين را برانگيخت جواب داد.

سپس انگشت بر نقطه‌اي بسيار مهم گذاشت که تشويق همه‌ي حاضرين را بدنبال داشت.

ايشان بصراحت اعلام داشتند که ارکان اسلام در پنج رکن اساسي معرفي شده است که عبارتند از: ايمان به خدا. و ايمان برسالت رسول اکرم (صلي الله عليه وسلم). و برپائي نماز. و دادن زکات. و حج خانه‌ي خدا براي کسي که توان آنرا دارد.

شيخ ازهر گفتند که در اسلام قضيه‌اي ديگر و بسيار مهم هست که مي‌توان آنرا رکن ششم اسلام ناميد. چرا که ثبات و برپائي پنج رکن اسلام بر آن تکيه دارد. و آن قضيه‌ي بسيار مهم احترام ياران پيامبر اکرم (صلي الله عليه وسلم) است..

ايشان بر اين نقطه تأکيد کردند که کسانيکه براي صحابه پيامبر اکرم (صلي الله عليه وسلم) احترام قائل نيستند و آنها را توهين و لعن و نفرين مي‌کنند بخصوص آنهايي که به يار غار پيامبر اکرم (صلي الله عليه وسلم) حضرت ابوبکر(رضي الله عنه)،  و خليفه دوم مسلمانان پدر زن پيامبر اکرم (صلي الله عليه وسلم) و داماد علي مرتضي؛ حضرت عمر (رضي الله عنه)، و حضرت عثمان؛ که دوبار شرف دامادي پيامبر اکرم را داشتند، و به همسران پيامبر خدا؛ مادران مؤمنان اهانت روا مي‌دارند و از مکانت آنها مي‌کاهند هيچ بويي از اسلام نبرده‌اند، و اسلام و دين خدا از آنها بکلي بيزار است!!

اينان با اهانت و فحش و ناسزا گفتن و لعن و نفرين به ياران رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) در حقيقت انگشت اتهام به قرآني که آنها برايمان حفظ کرده‌اند، و به ميراث علم پيامبر اکرم (صلي الله عليه وسلم) که آنها سينه به سينه به ما رسانيده‌اند دراز مي‌کنند.

ايشان اهانت به ياران پيامبر اکرم (صلي الله عليه وسلم) و زبان درازي به ساحت مبارک آنها را اثري از توطئه‌هاي مشترک دشمنان اسلام و بخصوص يهودياني که با دسيسه‌ي مشترک با بازماندگان آتش پرست و خانواده سلطنتي و پادشاهان امپراطوري فارس که توسط مسلمانان نابود شده بود، تدارک ديده بودند برشمرد. ايشان سخنانشان را با اين جمله پايان دادند که: احترام ياران رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) فرض است، و کسي که به آنها احترام نمي‌ورزد اسلام از او بيزار است. ما در مسائل فرعي اختلاف را با سينه‌اي گشاده مي‌پذيريم ولي در ارکان دين واحترام صحابه هيچ مجالي براي اختلاف نيست.

سخنان شيخ طنطاوي گويا دواي درد جگرهاي خون شده بسياري از حاضرين در جلسه بود که فعاليتهاي مشبوه شيعه با استفاده از پول نفت ملت ستمديده ايران در کشورهايشان فتنه و فساد برپا کرده است. همه‌ي حاضرين با تأييد سخنان شيخ ازهر از او تشکر و قدرداني کردند. در پايان جلسه همه بسوي شيخ طنطاوي رفته با او دست دادند و بر جرأت و صراحت گويي او آفرين گفتند..

 

15. مفتي تقي عثماني؛ تقيه و دروغ شيعيان را مهمترين عامل شکست وحدت اسلامي دانست!

          در يکي از نشستهاي فرعي کنفرانس برخي از دانشوران اين سؤال را از مفتي تقي عثماني سرشناسترين عالم و فقيه پاکستان و يکي از شخصيتهاي نامدار در مجامع فقهي جهان مطرح ساختند که: جناب حضرت مفتي شما در رياست بسياري از مجامع فقهي قرار داريد و در برخي از موارد شخصيتهاي عمده‌اي از شيعه چون آيت الله تسخيري در مجامع علمي شما هستند، چرا از اين نزديکي با آنها استفاده نمي‌کنيد و سعي نمي‌کنيد از شدت آنها در برخورد با اهل سنت بکاهيد؟!

پرسشهاي ديگري نيز در همين زمينه مطرح شد که در آنها مظالم شيعه بر عليه اهل سنت ايران از کشتار علما گرفته تا عدم اجازه به بناي مسجدي براي بيش از يک مليون سني در تهران و جنايتهاي گروهکهاي مافيايي تربيت يافته ايران در عراق و افغانستان و فعاليتهاي فتنه جويانه‌ي ايران در ساير کشورهاي جهان اسلام مطرح شده بود.

مفتي تقي بصراحت گفتند: ما بارها اين قضايا را با شخصيتهاي ايراني که خود را علمبرداران وحدت و همبستگي اسلامي جلوه مي‌دهند مطرح ساخته‌ايم. ولي متأسفانه آنها پشت پرده تقيه پنهان شده، با همه‌ي سخنان ما تعاطف نشان داده و ادعا مي‌کنند که همه‌ي حرفهاي ما درست است و آنها قبول دارند و بزودي همه‌ي مشکلات حل خواهد شد!! و قول مي‌دهند حتما رسيدگي خواهند کرد. و حالا پس از 30 سال که از انقلاب ايران مي‌گذرد ما تنها شاهد شدت برخورد و فشارهاي بيشتر و بيشتري هستيم!

ايشان گفتند که به ايران سفري داشته‌اند و درد اهل سنت ايران را از نزديک احساس کرده‌اند. ايشان براي اهل سنت ايران آرزوي موفقيت و تلاش بيدريغ نمودند.

مفتي عثماني صداقت و صراحت و دوري از دورويي و تقيه و دروغ و نفاق را تنها عامل رسيدن به حل مشکلات معرفي کردند..

 

16. رابطه‌ي ايمان و عقل در منظومه‌ي عقائدي امام ابوحنيفه: ديدگاههاي فلسفي و اخلاقي

          جلسه‌ي پاياني کنفرانس چون ساير نشستهاي آن بسيار پربار و علمي بود. در اين جلسه دکتر محمد عبدالرحمن خميس استاد دانشگاه امام محمد عربستان "اصول مذهب امام ابوحنيفه را در چهار چوب دين و عقل" بررسي نمود. ايشان ادعاي شيعه که امام ابوحنيفه قياس را بر اجتهادات و سخنان صحابه و ياران رسول اکرم (صلي الله عليه وسلم) ترجيح مي‌داد را دروغ محض دانسته با دليل و برهان قاطع آنرا رد کرد.

دکتر بشير کوزوبنلي استاد دانشگاه اتاتورک ترکيه ورقه‌اي در موضوع جايگاه حديث و سنت پيامبر اکرم (صلي الله عليه وسلم) در منظومه اجتهادي امام ابوحنيفه تقديم داشتند.

دکتر توفيق ابراهيم از مرکز استشراق روسيه در دفاع از برخي از مواقف امام ابوحنيفه که مورد سوء استفاده گروهي قرار گرفته گفتند ايشان با علم کلام از اين جهت که عقلاني است مخالفت نداشتند بلکه موقف شديد امام با علم کلام از جهت تعصب و تکفيري بودن آن است.

ايشان اذعان داشتند؛ ابوحنيفه اولين کسي است که سعي کرد عقل اسلامي را از زنجير‌هاي تقليد برهاند.

دکتر توفيق به روش تربيت علمي امام ابوحنيفه که شاگردانش را بر آن بارمي‌آورد اشاره کرده گفتند: روزي جواني بدو گفت: شما اشتباه کرده‌ايد! عالمي که در آنجا حضور داشت به شدت بر جوان پرخاش کرده بدو گفت: چگونه بخود اجازه مي‌دهد در مقابل عالمي چون ابوحنيفه سخن گويد!

امام در جواب آن دوست خود گفتند: بگذاريد چنين گويند، من خودم آنها را اينطور تربيت کرده ام.

در مورد تقديم عقل بر نقل دکتر ابراهيم اشاره داشتند که عقل محور اصلي ايمان است و از عقل و علم است که ما به شناخت پروردگار مي‌رسيم. خداوند متعال مي‌فرمايند:«فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ ....»، اي بدان، و دانستن مستلزم بحث و کنکاوش و دليل و برهان عقلي است. و چون عقل به نقل رسيد، آنوقت در چهارچوبه‌ي ايمان بحرکت درخواهد آمد.

دکتر عمار جيدل از الجزائر مهار سخن را بدست گرفته گفتند: نقل براي تهذيب و تربيت و ساختار عقل آمده است. دين آمده است تا عقل را از قيد زنجيرهاي بردگي برهاند. و گفتگو بايد از داخل هر مذهب با پيروان خود شروع شود. و سپس به مرحله‌ي گفتگو با مذهبهاي ديگر گسترش يابد تا در مرحله‌ي نهايي آن به گفتگو با مخالفين برسد.

 

17. شيخ صالح پردل مي‌توانست آبروي از دست رفته ايران را بازگرداند!..

          شيخ صالح پردل از انديشمندان اهل سنت ايران نيز در اين کنفرانس شرکت داشتند. شيخ پردل از جمله شخصيتهاي بسيار محبوب در بين ملت تاجيک و بخصوص جوانان اين کشور بشمار مي‌آيند. ايشان در تاجيکستان از سوي مردم با حفاوت و مهر و صميميت خاصي استقبال شدند.

تلويزيونهاي کشور براي جذب بيننده ايشان را به استوديوهاي خود دعوت کرده برنامه‌هايي اجرا نمودند.

مردم تاجيک از شهرهاي مختلف و مسافتهاي طولاني براي ديدار با او به پايتخت کشور "دوشنبه" محل برگزاري کنفرانس مي‌آمدند. از جمله کودکاني که براي ديدار با شيخ پردل آمده بودند و اشکهاي شادي شيخ را بر گونه‌هايش جاري کرده بود کودکي ده ساله بود که هفت جزء از قرآن کريم را همراه با ترجمه معاني آن، و همراه با فهرست موضوعات قرآني حفظ داشت.

شيخ پردل با ديدن اين کودک بسيار متأثر شده بود و مي‌گفت: اين معجزه‌ي قرآن است. اين چنين خداوند دينش را در همه جا ثابت قدم نگه مي‌دارد.

احترام و محبت ملت تاجيک به شيخ پردل باعث شدم مسئولين کنفرانس وقت فوق العاده‌اي به ايشان اختصاص دهند. شيخ صالح در عرائض خود به نکات بسيار مهمي اشاره نمودند. از آنجمله است:

انديشه و فکر چون چتر نجات است، و تا اين چتر را باز نکنيم نمي‌توانيم خود را از مشکلات برهانيم، بايد عقل و انديشه را آزاد گذاشت. و اين پيام ابوحنيفه است. امام ابوحنيفه پيروانش را عاقل و دانشمند مي‌خواهد. او از تنگ نظري و کوته فکري بيزار است.

ايشان به جوانان مسلمان توصيه کردند که در پي علم و دانش و ادب باشند.

شيخ بر قدرت تحمل و صبر وبردباري و حکمت امام اعظم آفرين گفته اشاره کردند که امام با 22 گروه از خوارج به مناظره نشت. روزي 70 نفر از خوارج شمشير بدست آمدند تا سر امام را از گردن جدا کنند و با وقاحت به او گفتند: اي دشمن خدا... اي شيطان اين امت..!!

ابوحنيفه آنها را با سينه‌اي باز استقبال نمود. و با دليل و برهان از شمشيرهايشان پنبه‌ي محبت بافت.

حال ما چه داريم؟ تا کي مي‌خواهيم بدون فکر و انديشه تنها با احساسات حرف بزنيم.

آقاي پردل وجود اختلافات و تصادم فکري و تعارضات را براي رشد عقل و انديشه‌ي انسان بسيار مفيد ارزيابي کرده گفتند جايي انسان رشد مي‌کند که تعارض و تصادم افکار باشد.

شيخ صالح به جوانان توصيه کرد تا در همه‌ي ميدانهاي جهاد سياسي و علمي و فرهنگي و مالي و نظامي نقش مثبتي ايفا نمايند.

شيخ خطاب به حاضرين در کنفرانس گفتند: ما نيامده‌ايم سالروز امام ابوحنيفه را جشن بگيريم! ما آمده‌ايم تا ابوحنيفه شويم. نسلهاي آينده بايد از رهبرانشان الهام گيرند. علم و دانش بياموزند. چرا که تنها علم و برهان امام بود که خوارج را مجبور ساخت شمشيرهايشان را کنار بگذارند.

شيخ پردل گفتگوي تمدنها را بسيار مفيد جلوه داد. البته آنرا مرحله‌اي دانست که هنوز وقتش نرسيده. او گفت:  ما تا حال نتوانسته‌ايم با هم به تفاهم برسيم چگونه مي‌خواهيم با ديگران به گفتگو بنشينيم!

سخنان شيخ پردل چون مسک و عنبر مورد قبول همه‌ي حاضرين در کنفرانس واقع شد. و با تشويق بسيار شديدي همراه گشت.

يکي از مسئولين کادر رياست جمهوري تاجيکستان در پايان کنفرانس مي‌گفت: اگر ظلم و ستم حکومت ايران به اهل سنت نمي‌بود، و اگر اهل سنت ايران در کشورشان از حقوق خود برخوردار مي‌بودند و جزئي از نظام و دولت را تشکيل مي‌دادند، بدون شک سخنان شيخ پردل مي‌توانست آبروي رفته‌ي ايران در اين کشور را بازيابد.

از ديد تاجيکان که از حضور شيخ الاسلام عبدالحميد و شيخ پردل و هيئت همراه بسيار استقبال گرمي کرده بودند، آنها بهيچوجه از وفد رسمي ايراني به شمار نمي‌آمدند!

خبر فشارهاي حکومت ايران بر اهل سنت آن کشور وبخصوص زير فشار قرار دادن شيخ الاسلام و مولانا احمد نارويي براي راندن دانشجويان تاجيک از مدرسه‌هاي ديني اهل سنت وبخصوص دارالعلوم زاهدان جگرهاي مردم اين کشور را از حکومت ايران بسيار خونين ساخته است.

مردم تاجيکستان با ديدي بسيار منفي به سياستهاي جمهوري ايران در تاجيکستان مي‌نگرند، وچون ساير مسلمانان جهان با اهل سنت ايران همدردي و همدلي صادقانه‌اي نشان مي‌دهند. و نظام ايران را عامل اصلي تشنج و فساد و فتنه افروزي در منطقه مي‌دانند.

 

18. دلهره از غياب چهره‌ي اسلامگرايان در کنفرانس تاجيکستان

با وجود اينکه کنفرانس جهاني تاجيکستان بمناسبت سال امام ابوحنيفه توانسته بود علما و انديشمندان سرشناس از چهار سوي جهان را بدور هم جمع کند غياب چهره‌هاي سرشناس دعوت اسلامي در اين کشور همه‌ي انديشمندان مسلمان را نگران ساخته، علامت استفهام بسيار تندي بر مصداقيت سخنان مسئولين کشور نهاده بود.

اين قضيه از مهمترين نکاتي بود که در نشستهاي جانبي انديشمندان با همديگر مطرح مي‌شد.

گفته مي‌شد که استاد تورجانزاده و استاد کبيري تنها در برنامه‌ي افتتاحي کنفرانس شرکت داشته‌اند!

شايعات از بيماري شديد استاد همت زاده سخن مي‌گفت و انگشتان اتهام بسوي سازمان اطلاعات کشور اشاره مي‌کرد که ايشان را مسموم کرده، باعث شده‌اند بکلي زمين گير شوند!

همچنين خبر دستگيري برخي از دعوتگران پاک دل و ساده‌لوح جماعت تبليغ که گوشهاي انديشمندان اسلامي را در خارج از کشور آزرده بود و با اهتمام آنرا پيگيري مي‌کردند نيز از جمله خبرهاي تکاندهنده بود.

جماعت تبليغ از جمله جماعتهاي اصلاح گرايي است که تنها در سطح عوام الناس بدور از سياست براي تصحيح اخلاق آنها و آموزش برخي از مسائل بسيار ابتدائي دين فعاليت دارد و تقريبا مي‌توان گفت در تمام جهان آزادانه فعاليت دارد و هيچ کشوري در جهان جلوي فعاليت آنها را نمي‌گيرد.

اينکه نظام تاجيکستان آنها را بعنوان يک جماعت تروريستي معرفي کرده فعاليتشان را در کشور منع نموده است براي همه بسيار جاي تعجب داشت!

برخي از شرکت کنندگان در کنفرانس بر اين اعتقاد بودند که آقاي رئيس جمهور شخصيتي است عاقل و انديشمند ولي بگمان غالب برخي از اطرافيان ناباب توانسته‌اند تصويري غير صادقانه از اسلامگرايان وحرکتهاي اصلاحگرا براي او به تصوير کشند، از اينرو حکومت او ديدگاه سختي در مقابل آنها اتخاذ نموده است.

ولي برخي ديگر با توجه به سردي رابطه بين حکومت و ملت و بخصوص حرکتها و فعاليتهاي اسلامي همه‌ي کوششهاي اصلاحي نظام را نوعي ترفند سياسي و بازي با عواطف و احساسات مسلمانان جهان مي‌دانستند.

به گمان نگارنده که شاهد نمادي از صداقت و راستي در بيانات سران کشور بودم، شايسته‌ي دولت تاجيکستان است که براي رسيدن به آسايش ملي و امنيت ورفاه اجتماعي و تداوم حکومت بايد راه را بر روي انديشه‌هاي اسلامي و حرکتهاي اصلاحي بکلي باز گذارد، و با رهاکردن مهار آزادي به ملت ميدان فعاليت و رشد دهد. اگر رسانه‌هاي گروهي بتوانند آزادانه زير رهبريت دلسوزان ميهن حرکت کنند نه تنها از فساد و فحشاي اخلاقي نجات خواهند يافت. بلکه در تحقق عدالت اجتماعي سهمي بس بزرگ خواهند داشت.

 اگر رسانه بتواند با مصداقيت تمام پرده از جنايات برخي از مسئولين و ساير جنايتکاران، و رشوه و فساد اداري برخي از کارمندان دولت برکشد جامعه رو به اصلاح خواهد نهاد، و ملت دور حکومت حلقه خواهند زد. اما در سايه رعب و وحشت بدون شک ملت در زير زمين نقشه‌ها براي سرنگوني نظام خواهند بافت. و تاريخ در اين باب بهترين موعظه‌گر است!

غياب چهره‌هاي اسلامي در کنفرانس، و غياب بوي دين در بازار تاجيکستان و بخصوص نبودن حجاب در کشور، و دستور اخير نظام بر ممنوعيت ريش براي معلمان در مدارس و مواردي از اين قبيل خبر از طوفانهايي سهمگين در بين ملتي که توانست از زير چرخ کشنده‌ي کمونيستي بسلامتي با سر و گردني بالا خود را بيرون کشد، مي‌داد.

با وجودي که همه‌ي مشارکان در کنفرانس اميدها به آينده‌اي درخشان براي اين ملت داشتند، ولي نمي‌توانستند دلهره و ترس خويش را از چنين سياستهاي نابساماني پنهان دارند.

و اي کاش حکومت تاجيکستان با در نظر گرفتن اين ملاحظات بسيار مهم و حياتي در سياسات خود تجديد نظر نمايد و هرگز سعي نکند ملت را از خود برهاند...

 

 

19. شيخ الاسلام عبدالحميد مشکل نام رئيس جمهور تاجيکستان را حل کردند!!!...

مدت قريب به دو سال است که رئيس جمهور تاجيکستان دستور داده کلمه "اوف" را از آخر نامشان حذف کنند.

در دوران سياه استعمار روسيه بر تاجيکستان در اين مستعمره نيز چون ساير مستعمرات روسي نامهاي مردم به سيستم نامگذاري روس درآمد. مثلا رئيس جمهور اين کشور امام علي فرزند شريف فرزند رحمان است که در شناسنامه بايد چنين درج شود: رحمانوف امام علي شريف يوج. و براي اختصار او را "امام علي رحمانوف" صدا زنند. از زمان استقلال باشکوه اين کشور تا کنون دولت سعي دارد فرهنگ روسي را از کشور بيرون رانده فرهنگ فارسي را رونق بخشد. پس از اين اقدام رئيس جمهور تقريبا همه‌ي مسئولين کشور و ملت "اوف" را که بوي استعمار مي‌داد از نامهايشان حذف کردند!

از آنروز تا بحال رئيس جمهور به نام "امام علي رحمان" خوانده مي‌شود. ولي چون "الرحمان" از نامهاي ويژه‌ي پروردگار شمرده مي شود و نامگذاري بدان نزد فقهاء جايز نيست، عموم مردم تاجيکستان از اين نام احساس حرج شرعي مي‌کردند، و غالبا به لفظ "جناب عالي" يا "امام علي" اکتفا مي‌نمودند!

شيخ الإسلام عبدالحميد با زيرکي معهودشان اسم رئيس جمهور را در کنفرانس امام اعظم بصورت "جناب رئيس جمهور محترم تاجيکستان؛ امام علي رحماني" تلفظ نمودند، که هم از نظر شرعي قابل قبول و هم بسيار زيبا و خوش آهنگ است! اين حرکت شيخ الاسلام در نظر همه‌ي حاضرين در جلسه بسيار جالب توجه واقع شد.

به گمان غالب زيبايي اين تغيير نام هم به ذوق و سليقه‌ي دولتمردان تاجيک خوش خواهد آمد و هم ملت را از احساس به حرج شرعي نجات مي‌دهد.

جاي دارد اين نام جديد و زيبا را به رياست جمهوري و ملت مسلمان و با فرهنگ تاجيکستان تبريک گفته از خداوند متعال صميمانه درخواست کنيم؛ رئيس جمهور ملت مسلمان تاجيک را به بندگي خود پذيرفته و او را به حق مردي "رحماني" کند، و نجات بخش خود و ملت تاجيک قرار داده، الگوي ايمان وسعادت و هدايتي گرداند براي ساير رهبران و دولتمردان جهان اسلام. و او را با ايمان امام علي مرتضي و تقوا و پرهيزکاري و اخلاص آن امام بزرگ زينت بخشد.

الهي آمين...

 

20. شبکه‌ي جهاني نور در کنفرانس تاجيکستان

          پس از صرف شام در شب اول کنفرانس در تالار وحدت تعداد زيادي از انديشمندان فارسي زبان کشورهاي تاجيکستان، ايران، ازبکستان و افغانستان که از مناطق مختلف جهان دور هم جمع شده بودند جلسه‌ي فوق العاده‌اي تشکيل دادند.

مشارکين در اين جلسه روي تبليغات سوء و فعاليتهاي فتنه جويانه‌ي نظام ايران در راستاي نشر مذهب شيعه با سلاح زر و زور و استغلال فقر و جهالت ملتهاي اسلامي ترکيز داشتند. و تقريبا بيشتر انديشمندان فارسي زبان بر اين باور بودند که علماي مسلمان بايد تلاش کنند سطح علمي و فهم و دانش ملتهاي اسلامي را بالا ببرند تا به دام مذاهب منحرف نيفتند.

در اين جلسه رابطه‌ي ايران و آمريکا و اينکه ايران براي رسيدن به اهداف سلطه‌جويانه‌ي خود حاضر است با کشورهاي استعماري هرگونه همکاري داشته باشد و اينکه از شيعه‌هاي کشورهاي مسلمان بعنوان طعمه و کبش فداء براي رسيدن به اهداف خود و مصالح آني خود مي‌نگرد بحث شد..

پايه‌ريزي شبکه‌ي جهاني نور در باور همه‌ي مشارکين يک قدم بسيار مفيد در آگاهي ملتها شمرده شد. از آنجا که کسي روي اهميت وجود و پر بار بودن اين شبکه حرفي نداشت اجازه دهيد بنده از ايجابيات شبکه گذشته تنها به برخي از ايراداتي که در اين نشست مطرح شد اشاره‌اي گذرا داشته باشم.

بسياري از انديشمندان غير ايراني مشارک در اين نشست بر اين اعتقاد بودند که زاويه ديد مسئولين شبکه بسيار تنگ و در زمينه‌هاي مي‌توان گفت قومگرايانه است؟!!

با وجوديکه شبکه نور از ضعف کوادر علمي و دعوتگران در سطح عامه ي مردم و خطيبهاي مردم پسند بشدت رنج مي‌برد و با مشکل مواجه است ولي تا کنون بخود اجازه نداده از خط مرزي ايران تجاوز کند و از علما و انديشمندان ومراجع علم و دانش افغانستان و تاجيکستان و ازبکستان استفاده ببرد!

يکي از متخصصان زبان علت اين کوته انديشي برخي از دوستان را تصور اشتباه آنها از زبان شناسي دانست. برخي گمان مي‌برند زبان فارسي ايراني و تاجيکي و افغاني با هم فرق دارد. و فارسي افغاني را به فارسي دري و فارسي ايران را به فارسي ايراني يا روان دسته بندي مي کنند!!

ايشان فرمودند که اين يک وهم و باور دروغيني بيش نيست که کمونيستهاي هوادار روسيه و قومگرايان شيعه‌ي ايراني توانستند آنرا در اذهان عمومي مردم بکارند، تا ملتها را از هم جدا کرده به اهداف شوم خود برسند. و در حقيقت زبان فارسي يک زبان است و اين تقسيم تنها در دايره لهجات زباني که بين هر دو روستا و شهر با هم تفاوت دارد چه رسد به کشورها مورد بحث قرار مي‌گيرد.

همه بر اين اتفاق داشتند که مسئولين شبکه‌هاي فارسي بايد اين واقعيت را درک کرده دايره فعاليت خود را گسترش دهند. با اين ترتيب نه اينکه کارشان پررونقتر خواهد شد بلکه خودشان نيز در سيستم اجرائي کار اختيارات و انتخاب بسيار برتري خواهند داشت.

نقطه‌ي ديگري که در مورد اين شبکه مورد بحث قرار گرفت روشن نبودن ديدگاه و هدف آن مي‌باشد. بسياري از برنامه‌هاي شبکه بسيار بي محتوا دانسته شد. مشارکين در اين جلسه بر اين باور بودند که چنين شبکه‌اي مسئول بالا بردن سطح دانش و فرهنگ ملتهاست واهتمام به عقيده و فهم قرآن کريم و سنت پيامبر خدا (صلي الله عليه وسلم ) مهمترين وظيفه‌ي آن است و از اينکه شبکه وقت خود را به مطرح ساختن آب و هواي شهرهاي ايران و يا مسابقه‌ي بي محتواي جدول، و يا دلغک بازي براي يافتن کلمه‌اي بي‌هدف و... صرف کند و هزينه‌هاي هنگفتي را ضايع سازد بسيار تأسف خوردند.

در پايان انديشمندان فارسي زباني که در اين نشست شرکت داشتند به اين اميد که مسئولين اجرائي شبکه ديدي واضحتر در مقابل ملت فارسي زبان جهان و سياستي روشنتر در مقابل نيازها و حاجتهاي جامعه‌هاي اسلامي منطقه، و فهمي عميقتر درباره حفظ آرمانها و عقيده‌ي ملتها داشته باشد براي اين شبکه آرزوي موفقيت و پيشرفت روز افزون نمودند...

غياب شبکه‌ي نور از اين نشست و از اين کنفرانس جهاني بشدت محسوس مي‌شد...

 

 

نمایش تعداد بازديد
6235

Bookmark and Share              Balatarin
 
 
 
 
لغو عضویت
عضویت
 
  عجب جیره خوران حرامی اعراب دم از چه میزنند اسلامی که حالا بعد از اینهمه تمدن برسم کهن زنان و کودکان را به بردگی میبرند و مردان را سر میبرند کجای دین از نبی خدا اینهمه خشوند رقم زده؟؟؟ ای وهابی تند رو بجای ریا بهتر نیست کمی عاقل باشی تا کی سر سپردگی به دیگران میکنی ذاتت اگر از این سرزمین مادریست کمی بر خاکت و ناموست غیرت داشته باش هر چند میدانم اینقدر خداوند در وجودت زوال عقل را گذاشته که از گذاشتن این پست پرهیز میکنی اما برادر شیعه برادر سنی چقد زیباست بگوییم برادر مسلمان بیایم باهم متحدباشیم


  ماکرون با هدف ارائه راهکارهای نادرست و ویران کننده سعودیها از سوی ما ماموریت دارد انچه نمایش حریری و موگرینی و ... دیگران نتیجه نداد به نتیجه برساند و جنگ زرگری علیه ما هم با همین هدف و جلب اعتماد سعودیها راه انداخته ایا در نبوغ سران ما در ویرانی حهان شک دارید!!!!!!!


  عربستان نه یک دشمن بلکه یک مانع برای کشورگشایی ما در منطقه است


  جرم مردم نادان کم از ظالم نیست ، اگر روزی دستم رسد آخوند و آخوند پرست را یکجا آتش میزنم، به امید انروز


  اگر کسی بخواد سنی بشه چکار باید بکنه ، خسته ایم از دروغ و دغل های رژیم حرامی و فاسد آخوندی ، کاری کنید ، هر چه بشود از این وضع بدتر که نیست


 
 
 
2012 © Sunni-news.net .همۀ حقوق ویژه سنی نیوز است، استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد