توهین به حضرت عمر رضی الله عنه در خیابانهای ایران
Added Date: 8/1/2010 8:21:08 PM
Bookmark and Share              Balatarin

توهین به حضرت عمر رضی الله عنه در خیابانهای ایران

بشكست عمر پشت هژبران عجم را      برباد فنا داد رگ ريشه جم را

 اين عربده از غصب خلافت زعلي نيست   با آل عمر كينه قديم است عجم را

توهین به حضرت عمر رضی الله عنه در خیابانهای ایران

 

 

Reader Count
15466

Bookmark and Share              Balatarin
 
Wednesday 21 August 2013 09:08:19 GMT
د.وثیق الله  
چیزیکه حقیقت اشکاراست این است که تمام فضلا و شخصیت های متاخیر ایران اهل سنت والجماعت بوده اند. مانند فردوسی ،سعدی ،خاقانی ،عطار،حافظ،امام غزالی ،مولانا وصدها تن دیگر که ذکر اسامی شان زمان زیادی را میگیرد.حال سوالی می شود که چگونه یک شبه کشور ایران تغییر مذهب میدهد.واین هم بعد از حکومت صفوی ایران
Wednesday 21 August 2013 09:08:18 GMT
د.وثیق الله  
چیزیکه حقیقت اشکاراست این است که تمام فضلا و شخصیت های متاخیر ایران اهل سنت والجماعت بوده اند. مانند فردوسی ،سعدی ،خاقانی ،عطار،حافظ،امام غزالی ،مولانا وصدها تن دیگر که ذکر اسامی شان زمان زیادی را میگیرد.حال سوالی می شود که چگونه یک شبه کشور ایران تغییر مذهب میدهد.واین هم بعد از حکومت صفوی ایران
Monday 29 April 2013 07:04:06 GMT
حقیقت اسلام 
خیلی متاسفم برای کسانی که به اصحاب پیامبر توهین میکنند همین حضرت عمر بود که آنان را از بی دینی نجات داد
Thursday 7 June 2012 02:06:27 GMT
مبین 
با عرض سلام خدمت برادران و خواهر ان گرامی متاسفانه بعضی از دوستان به جای اینکه برای خودو همشهری و خانواده کاری کنند تا از آتش دوزخ نجات یابند به فکر مشکل نبوده 1433 سال پیش بر میگردند اگر عمر از علی ظلم کرده باشد که نکرده در حضور باری تعالی باید جواب گو باشند اما من و تو که از همدیگر ظلم می کنیم به یکدیگر خیانت می کنیم و یکدیگر را گمراه می کنیم به یکدیگر دروغ می گویم تا طرف من و حزب من قوی نشان داده شود در حضور الله جل جلاله چه جوابی داریم
میازار موری که دانه کش است
که جان دارد وجان شیرین خوش است
مزن برسر ناتوان دست زور
که روزی دریفتی به پایش چو مور
بیاید خودمان را از کوری دل دور کنیم حتی حق نداریم به خدای کفار(بت ها،مجسمه هاو...) ناسزا بگویم پس چرا مثل کبک سرمان را در برف کرده تا شکارچی هرچه خواهد بکند
چیزی دارم در دل اگر گویم زبان سوزد
اگر پنهان کنم ترسم که مغز استخان سوز
مبین
Saturday 27 August 2011 11:08:56 GMT
حمید 
چه گفت آن خداوند تنزيل و وحي
خداوند امر و خداوند نهي
كه خورشيد بعد از رسولان مه
نتابد بر كس زبوبكر به
عمر كرد اسلام را آشكار
بياراست گيتي چو باغ بهار
پس از هر دوآن بود و عثمان گزين
خداوند شرم و خداوند دين
چهارم علي بود و جفت بتول
كه او را بخوبي ستايد رسول
نبي آفتاب و صحابه چو ماه
به هم نسبتي يكديگر است راه(فردوسی)
این جماعت رو حضرت عمرنباید مسلمون میکرد چون اصلا اینهااسلام رودوست ندارن
مگه جشن نوروزکه عید دوران اتش پرستیشونه رو بیشتراز اعیاداسلامی دوست ندارن؟
مگه تاهنوزکه هنوزه از روی آتش نمیپرن و از آتش مددنمیگیرند؟ومیگن:سرخی تو ازمن و زردی من ازتو
این یعنی اینکه آتش نگهدارماباشه نه خدا
حتی دیگه اسامی اسلامی رو هم دارن کنارمیزارن تاجاییکه امامزاده ای بنام امامزاده بیژن رومنسوب کردن به حضرت زین العابدین(رح)
آخه احمقا کجای الفبای عربی حرف(ژ) دیدین که این اسمو رو این امامزاده گذاشتین؟
خداخودش شماروبه راه راست هایت کنه انشاالله
Monday 25 July 2011 03:07:11 GMT
متین 
با سلام، جناب آقا یا خانم روز
1- این را یقین بدانید که فضایل ثابت شده برای عمر(رض) نسبت به علی(رض) در کتب اهل سنت هم از لحاظ تعداد و هم از لحاظ وزن(یا ارزش) بیشتر است. بنابراین آمار غلط نداده و کلی گویی نفرمایید. دلیل افضلیت عمر بر علی در نگاه اهل سنت و جماعت نیز همین است.
2- فضایل ساختگی برای علی(رض) با توجه به اوضاع و احوال دوران حکومت ایشان فراوان است. و این به دلیل هجوم عده ای بوده است که مخالف ایشان بودند از خوارج و شیعیان معاویه(رض) و بدیهی است که این تهاجمات باید به نوعی پاسخ داده می شده است و در این رهگذر احتمال ساخت و ساز فضیلت زیاد بوده است. در حقیقت اعتبار علی(رض) مانند عمر(رض) نبوده است تا مشکلی در اطاعت و پذیرش وجود داشته باشد. به همین دلیل لازم بوده اولا فضایل ایشان بیشتر ذکر شود تا جلوی تهاجمات گرفته شود ثانیا دوستان نادان برای ایشان فضیلت سازی نمایند ثالثا دشمنان در لباس دوست به قصد برای شخصیت پردازی برای ایشان فضایل بتراشند تا جایی که علی مجبور شد در مقابل آنها بایستد و موضع بگیرد. کافی است برای درک این موضوع توجه کنید که علی تنها کسی است که در میان خلفای راشدین توسط عده ای به مقام الوهیت رسیده و برایش مقامی خدایی متصور شدند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که بسیاری از آن فضایل آنچنانی که در کتب شیعه و برخی در کتب اهل سنت وارد شده است از همان دست باشد.
Thursday 9 June 2011 07:06:38 GMT
غلام سر ور حریق 
سلام برشما برادران که همه روزه به خاطر احیای سنت نبوی زحمات خستگی نا پذیری را متحمل میشوید !ضمن آرزوی موفقیت هرچه بیشتر شما عزیزان میخواهم بگویم که این شیعان ایران درروزازل قسم یاد کرده اند که تا ریشه اسلام رانکنند آرام نمینشینند بنابهتراست باایشان همانند جهودان ومسحیان به چشم یک دشمن خطرناک اسلام نگاه نموده وبا مشت قوی جواب شان را داد .لعنت برین شیعان کافر.موفق باشید.
Friday 20 May 2011 03:05:17 GMT
روز 
ت.ک عزیز من یک شیعه هستم و اصلاً به توهین به خلافای شما اعتقاد ندارم و اون رو کار بدی میدونم. شما که اهل مطالعه هستی باید قبول کنی که این فضائلی که شما برای خلیفه دوم عمر عنوان کردید در مقابل فضائل علی (ع) قطره ای در مقابل دریاست. تازه فقط فضائلی که توسط خود اهل سنت نقل کردند.حال سوال من اینه که چرا بعد از رحلت پیامبر و بلافاصله جلسه تشکیل میشه ؟ باشه عیب نداره فرضاً به خاطر شرایط بحرانی اون موقع.
ولی چرا همه اصحاب مورد وثوق پیامبر در اون جلسه هستن جز علی . یعنی به عبارت دیگه اصلا علی رو خبر نمیکنن .دلیل خبر نکردن حضرت علی چه بوده. تورو به خدا برو تحقیق کن
طبق سند خود شما سنی ها بعد از رحلت عمر بلافاصله به درب خانه حضرت محمد میره و حتی داخل خانه هم نمیره و از طریق یک رابط میگه که به ابوبکر بگید بیاد یه کار خیلی واجب پیش اومده .اون چه کاری بوده که حتی از ورود به خانه پیامبر بعد از مرگ واجب تر بوده ویا به عبارت دیگه با ورود به خانه علی از ماجرا باخبر میشده.
مطالب فوق عینا مورد قبول شما سنی هاست , و تو کتابهای شما ذکر شده
Saturday 9 April 2011 02:04:46 GMT
یه بنده  
سلام بر همه دوستان سنی خودم همیشه موفق باشین به کمک خدا
این شیعه ها را باید هدایت کرد خیلی بد بختند راه حلی برای راهنمایی اینان بیابیم
Monday 21 March 2011 06:03:00 GMT
ت.ک 
حضرت عمر رضی الله تعالی عنه




با ستارگان آسمان دين ودعوت

خلاصه زندگی ايشان در چند سطور

نويسنده: السيد محمد حسين الحسينی

ترتيب: محمد أمين الباز

1ـ ايشان 30 سال پيش از بعثت حضرت رسول اکرم صلی الله عليه وسلم متولد شد.

2ـ روزی که ايمان آوردند تعداد مسلمانان 39 نفر بود.

3ـ عمر فاروق رضی الله عنه پدر ام المؤمنين حفصه پدر خانم رسول اکرم صلی الله عليه وسلم می باشد.

4ـ روزی که به خلافت رسيدند 55 سال داشتند.

5ـ مدت خلافت ايشان ده سال وشش ماه وچهار روز بود.

6ـ در زمان خلافت ايشان سرزمين های شام،عراق،مصر،ايران بزرگ،طرابلس وآذربايجان فتح گرديد.

7ـ شهرهای بصره وکوفه در دوره خلافت ايشان بنا گرديد.

8ـ ايشان اولين کسی است که تاريخ هجری را اساس گذاشت وديوان را ترتيب در جماعت با مردم نماز تروايح ادا کرد.

9ـ ايشان يکی از 12 نفر مجتهد عصر صحابه هستند.

10ـ پس از رحلت در خانه حضرت عايشه رضی الله عنها در جوار رسول اکرم صلی الله عليه وسلم وابی بکر صديق دفن گرديد.

11ـ همسرا؛ايشان با زينب دختر مظعون،ام کلثوم دختر حضرت علی بن ابی طالب کرم الله وجه وجميله دختر ثابت ازدواج کردند.

12ـ فرزندان؛حضرت عمر رضی الله عنه،صاحب 12 فرزند شدند که شش فرزندشان پسر وشش فرزند ديگر دختر بود.

پسران؛عبد الله،عبد الرحمن،زيد،عبيد الله ،عاصم وعياض.

دختران؛حفصه ( ام المؤمنين) رقيه،فاطمه،صفيه، زينب وام وليد.

اسم ولقب:

ايشان،عمر بن خطاب بن نفيل بن عبد العزی می باشد، نسب ايشان با رسول خدا صلی الله عليه وسلم در کعب بن لوئ به هم می رسد.

کنيت: ابو حفص که روز جنگ بدر رسول اکرم صلی الله عليه وسلم ايشان را مسمی کردند.

لقب: فاروق (جدا کننده حق از باطل) اين لقب توسط نبی کريم صلی الله عليه وسلم در روز اسلام آوردن سيدنا عمر به ايشان داده شد،زيرا خداوند به وسيله او اسلام را عزيز وقوی ساخت و او حق را از باطل جدا کرد.

ويژه گی ها،ومحيط رشد ونموی عمر رضی الله عنه:

عمر فاروق رضی الله عنه در مرکز دينی عرب،يعنی: مکه معظمه در خانه که به قوت ورشادت معروف بود به دنيا آمد ورشد يافت،در جاهليت برای رفع مشکلات ونزاع های موجوده ميان قبايل عرب در رأس هيأت ها برای ميانجيگری انتخاب می شد،از نظر جسمی شخصی بلند بالا،تنومند،نيکو صورت وقوی بود.

مسلمانان از دست ايشان در عهد جاهليت به خصوص سالهای اوج دعوت مرارت ها ديدند.

چگونه اسلام آورد؟

بنا به اختلاف روايات ايشان در سالروز بعثت سی سال داشت،در سال ششم بعثت ايمان آورد،از بدو مفتخر شدن به اسلام سخت گيری او از سر مسلمنان برداشته وبر سر کفار فرود آمد.

پيش از ايشان 39 نفر از اصحاب اسلام آورده بودند که با اسلام آوردن عمر فاروق رضی الله عنه تعداد مسلمانان به چهل نفر رسيد.

رسول اکرم صلی الله عليه وسلم دعا کرد. خداوند هم دعايش را مستجاب نمود،دعای پيامبر اين بود:« اللَّهُمَّ أَعِزَّ الْإِسْلَامَ بِأَحَبِّ هَذَيْنِ الرَّجُلَيْنِ إِلَيْكَ بِأَبِي جَهْلٍ أَوْ بِعُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ» "بار خدايا! اسلام را به هر يک از اين دو نفری که نزد تو محبوب است عزت بده،ابی جهل يا عمر بن خطاب" که خداوند دعای پيامبرش را پذيرفت ودومی را بر گزيد،که: اسلام آوردن عمر نشانه محبوبيت وکرامت او در پيشگاه خداوند است.

مصاحبت با رسول اکرم صلی الله عليه وسلم:

همصحبتی وهمراهی با رسول اکرم صلی الله عليه وسلم چنان در ايشان اثر کرد که از او مؤمن مثالی ومتعهد به پروردگار،مطيع وفرمانبردار پيامبر،مخالف سرسخت دشمنان اسلام ساخت.در تمام غزوات وجنگ ها با رسول خدا صلی الله عليه وسلم حضور داشت،رسول اکرم صلی الله عليه وسلم از او با جملات در بار وگهربار خود تقدير کرده او را تحسين می نمودند،به اين حديث شريف توجه کنيد:« إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ الْحَقَّ عَلَى لِسَانِ عُمَرَ وَقَلْبِهِ» " همانا خداوند حق را در زبان عمر جاری ودر قلب او نهاده است ".

سيدنا عمر با تدبير وشجاع،سياست مدار ومدبر ومشاوری امين بود وبنا به حکمت الهی در چند مورد تحريم شراب،عدم قبول فديه،وموضوع حجاب از آن جمله است،او از سلسله جونان عهد رسالت بود وهمانند ساير اصحاب جليل القدر رسول اکرم صلی الله عليه وسلم در دامن رسالت به نيکوترين وجه تربيه گرديد. سالها همراهی با منجی عالم بشريت از او عمری ساخت که با همه شهامت،شجاعت و ... نتوانست رحلت جانسوزختم الأنبياء،نبی معصوم ورحمت جهانيان را تحمل کند،او از شدت الم ودرد فقدان رسول اکرم صلی الله عليه وسلم می گفت:" رسول اکرم صلی الله عليه وسلم از دنيا نرفته بلکه دوباره به ميان مردم باز می گردد ومی گفت: هر کس بگويد: رسول اکرم از دنيا رفته است گردنش را با شمشير می زنم".

ايشان همان طور که با مشرکان سخت گير ودشمن بود با منافقان مزور ورياکار نيز چنان تعاملی داشت،هر گاه می ديدند کسی با حرکت ويا سخن خود قصد اهانت به پيامبر اسلام را دارد می گفت: ای رسول خدا بگذاريد گردن اين منافق را بزنم...

رسول انسانيت سيدنا عمر رضی الله عنه را در شمار جمع ديگری از اصحابش به بهشت بشارت می دهد،همين او را کافی است که رسول اکرم صلی الله عليه وسلم در حالی که از ايشان راضی بود از دنيا رفتند.

نقش عمر فاروق رضی الله عنه در زمان خلافت ابی بکر صديق:

عمر رضی الله عنه به عنوان وزيری امين وصادق،همکاری خير خواه وياری مددکار برای حضرت ابو بکر صديق به حساب می رفت.

نقش ايشان هنگام اختلاف اصحاب در سقيفه بنی ساعده مهم وراهگشا بود،اقدام وی را بايد الهامی الهی دانست که در آن شرايط سخت دست به بيعت با ابوبکر رضی الله عنه پيش نمود وبه تعقيب ايشان،اولاً انصار وسپس مهاجرين برای انجام مراسم بيعت اقدام کردند.

آنان در آن شرايط خطير ابوبکر صديق را مناسب ترين گزينه به خلافت رسول خدا تشخيص دادند وخليفه کردن رسول خدا ابوبکر صديق را در نماز سند شاخصه برای تصدی خلافت راشده ايشان دانستند.

عمر رضی الله عنه همان طور که در زمان رسول اکرم صلی الله عليه وسلم سخت گير وشديد بود در زمان حضرت ابوبکر هم رويه اش چنين بود،البته حلم وبردباری وگذشت وعفو ابی بکر ايجاب می کرد تا در کنارش وزيری سخت گير باشد،در ساختار دولت اسلامی پس از رسول اکرم صلی الله عليه وسلم حلم،صبر وشکيبايی خليفه وهيبت وشدت وقوت وزير او ،باهم در آميخت وآن ساختار مستحکم را ساخت.

در مسند خلافت:

بعد از در گذشت جانشين رسول خدا صلی الله عليه وسلم بنابر وصيت ايشان،وتأييد شورا واخذ بيعت از کافه مردم،عمر فاروق به عنوان « امير المؤمنين» زمام خلافت را بدست گرفت،ايشان در شرايطی جانشين رسول خدا گرديد که مسلمانان با فارسيان وروميان در حال جنگ بودند؛شهرها يکی پی ديگری فتح می شد،بلاد مفتوحه نيازمند کار گزاران خدا ترس،امين،صادق وبا درايتی بود که بايد،در جای پای خليفه پا می گذاشتند وسياست عادلانه که متأثر از تعاليم اسلامی بود را به تبع از امير المؤمنين پی گرفته وبکار می بستند،عرب های مسلمان وفاتح در برابر سيل مال ومنال وغنايم قرار گرفتند،اين خطر احساس می شد که مبادا مجاهدان فريفته دنيا شوند ومحبت دنيا وشرينی های آن،آنها را از ميدان جهاد ورزم به سرير رفاه وآسايش بکشاند،بدين لحاظ حضرت عمر رضی الله عنه بهترين تدبيرها وبرنامه ريزی ها را طرح کرد،ودر دوران خلافت راشده اش بزرگترين خدمات را در تاريخ مسلمانان بنام خود ثبت نمود.

کارهای نيمه تمام جهادی زمان خليفه اول توسط خليفه دوم رضی الله عنه در جنگ با فارسيان،روميان،مصر وشام و... بپايان رسيد.

ساختار دولت اسلامی منظم،ديوان ها مرتب،حقوق ومستمری برای اصحاب کارکنان دولت اسلامی وازواج مطهرات واهل بيت تعيين،وبا بهترين وجه واتخاذ سياست درست خراج بر اراضی مفتوحه وضع وبرای عرصه های مختلف دولت اسلامی قوانين ومقررات ساخته شد،با شهروندان بلاد مفتوحه بر اساس رأفت اسلامی ،عدل وتسامح رفتار می شد،مسيحی،يهودی ودر مجموع پيروان کتابهای آسمانی آزادانه حق داشتند مراسم عبادی خود را بجای آورند،ايشان در طول زمان خلافت راشده اش کارهای انجام داده که تاريخ نظير آن را کمتر سراغ دارد!

جا دارد به پر توهای تجلی بخش يکی از اهداف اساسی اسلام که اعطای حريت وآزادی برای مردم بود ودر زمان حکومت حضرت عمر رضی الله عنه با آن همه اقتدار جلوه خاص يافت اشاره کنم،آزادی بيان،نقد وانتقاد واز همه مهمتر نقد حکام کاملاً رسمی وقانونی بود،هر کس می توانست خليفه را نقد کند،ما در تاريخ داريم که زنها خليفه را نقد کردند،داستان آن زنی که به خليفه در باب مهر دختران در داخل مسجد اعتراض کرد را هرگز تاريخ به عنوان يکی از ده ها سند حضور زن در اجتماع وسند آزادی نقد فراموش نمی کند،من در عجبم از کسانی که امروزه بر منبری که روزگاری سيدنا عمر از بالای همان منبر توسط يک خانم مورد انتقاد واقع شد،حضور زن را در مسجد غير شرعی می دانند. وآن روز که خليفه بر منبر خطبه می خواند،يکی از اصحاب فرياد می کشد ای عمر ! گفته هايت را نمی شنويم ونمی پذيريم،گفت: چرا ؟ گفتند: چون تو بايد توضيح دهی که اين پيراهن بلند را از کجا آورده ای؟ ايشان خم بر آبرو نياورد ومخالف خود را منکوب نکرد،بلکه به فرزندش عبد الله گفت: بلند شود وتوضيح دهد بعد از اينکه عبد الله بلند شد وتوضيح داد قناعت اصحاب حاصل گرديد وبعد گفتند: حالا بگو که می شنويم وفرمان می بريم.

لازم است گوشه از عدالت حضرت عمر فاروق رضی الله عنه را ذکر کنم،آورده اند آنگاه که نيروهای لشکر توحيد قدس را در محاصره داشت،متوليان شهر قدس که مسيحی بودند پيشنهاد صلح وتسليم شهر بدون جنگ را نمودند،از طرف مسلمانان اين پيشنهاد پذيرفته شد،جريان به مدينه منوره( دارالخلافه) گزارش گرديد،امير المؤمنين عمر رضی الله عنه با اصحاب رسول خدا در رابطه با فتح بيت المقدس مشوره کرد،سيدنا علی بن ابی طالب رضی الله عنه به سيدنا عمر مشوره داد که چون قدس شهر بسيار مهمی است خود شما شخصاً برای تسليم گرفتن شهر عازم شويد،اين پيشنهاد مورد پذيرش خليفه قرار گرفت،خليفه عادل،سيدنا علی بن اب طالب رضی الله عنه را به جای خويش در مدينه قرار داد وخود به سوی شام حرکت کرد،خليفه که شرق تا غرب را کنترل می کند بدون گارد تشريفات ولشکر وسلاح فقط با غلام خود حرکت کرد،در ميان راه به غلامش گفت: بايد در راه هم عدالت رعايت شود،وسيله سواری شان شتری بود،با تناوب بر شتر سوار می شدند ويک نوبت هم شتر را خالی همراهی می کردند،از نهايت تشدد در عدل چون ساعت در آن زمان نبود،خليفه بر شتر سوار می شد وسوره «يس» را می خواند،وبعد غلام پائين می شد وبه اندازه قرائت يک سوره «يس» شتر را خالی همراهی می کردند،تا اين که به سرزمين سوريه رسيدند،در مناطق خوش آب وهوای سوريه لشکريان توحيد را ديدند که در سايه سار باغ ها وروی چمن ها اردو زده اند،اين وضعيت را که ديدند،فوراً هدايت داند که نيروها بايد از اين منطقه خوش آب وهوا بيرون شود،استدلال شان اين بود که نيروی نظامی لشکر توحيد بايد در سخت ترين شرايط ومناطق سخت ودشوار اردو زند، وآن نيرو می بايست خود را با نا ملايمات وطاقت فرسا ترين وضعيت وفق دهد.

ارکان حرب نيروی موحد به استقبال امير المؤمنين،عالی ترين رهبر جهان اسلام شتافت،اتفاقاً غلام بر شتر سوار بود،وسيدنا عمر پاهايش با گل وخاک آلوده شده بود،مجموعه ارکان حرب ( عمر وبن العاص،شرحبيل بن حسنه،خالد بن الوليد،يزيد بن ابی سفيان وابو عبيده بن الجراح) اين بی تکلفی خليفه وبا پای به داخل گل ولای آمدن را برای خود کسر شأن دانستند،ولی جرأت نکردند بگويند،برای سيدنا ابو عبيده بن الجراح ( امين اين امت) گفتند،تو برای خليفه بگو که چون می خواهد به نزد بزرگان مسيحيت برای فتح قدس برود اينگونه رفتن مناسب شأن خليفه اسلام نيست. ابو عبيده رضی الله عنه برای امير المؤمنين جريان را گفت:عمر رضی الله عنه فرمود: « نحن قوم أعزنا الله بالإسلام ولو ابتغينا العزة في غيرها أذلنا الله » "خداوند ما را به اسلام عزت داده است اگر عزت را در جای ديگر جستجو کنيم،خداوند ما را خوار می گرداند".

خليفه راشده با همان وضعيت وارد قدس شد وقدس را تسليم گرفت او پرچم اسلام را در قدس برافراشت ما فرويش انداختيم! او قدس را فتح کرد ما بابی توجهی به دشمنش داديم،خدا يا می دانم که هيچ عذری موجه نيست! پس ما را توفيق عنايت کن.

ويژگی ها:

1ـ در دفاع از عقيده:

عمر فاروق رضی الله تعالی عنه قبل از اسلام آوردن با مسلمانان دشمنی داشت،او می گفت: اينان از کيش آبا و اجداد خود روی گردانيده اند،پس از ايمان آوردن يکی از عساکر لشکر بزرگ توحيد بود،او در دفاع از عقيده ودينش هرگز حاضر به مصالحه نشد،قبل از او مسلمانان در خفا مراسم های عبادی شان را بجای می آوردند،چون سيدنا عمر ايمان آورد مسلمانان از اختفا بدر آمدند،ايشان در داخل حرم کعبه با صدای بلند فرياد می زد: من از دين گذشته به اسلام گرويدم.

2ـ التزام در برابر حق:

در اجرای حق،هيچ گاه ملاحظه خانواده،دوست،و ... را نمی نمود،در قضيه اسرای بدر،ايشان شديد بر خورد می کردند،گفتند: اينان زعمای قريش اند بياييد گردن اينها را بزنيم،واين شدت را سزای کسانی می دانست که با خدا ورسول او ستيز می کردند.

در روز صلح حديبيه هر گز نمی توانست شروطی که کفار وضع کرده وعلی الظاهر به ضرر مسلمانان بود را با رضايت بپذيرد،پيش رسول خدا آمد وگفت: يارسول الله آيا ما بر حق وآنان بر باطل نيستند،رسول خدا فرمودند « چرا» تا حدی پيش رفت که آخر رسول خدا برايش فرمودند:« ای پسر خطاب! من رسول خدايم وهرگز خداوند من را ضايع نمی کند» سپس حضرت عمر رضی الله تعالی عنه قانع شد.

3ـ فرمان برداری از رهبری:

باهمه آن سخت گيری وشدت که ايشان در برابر حق از خودنشان می داد،اما اگر حق را در جانب ديگری می يافت فوراً تسليم می شد وآن را می پذيرفت،در قضيه صلح حديبيه با همه شدت ومخالفت همين که ديد پيامبر شان راضی است در جا تسليم شد،ودر جريان جنگ با مرتدين سيدنا عمر مخالفت کرد،که مبادا با برادران مسلمان جنگ شود اما موقف حضرت ابوبکر او را به خضوع واطاعت واداشت وچون دريافتند که حق به جانب خليفه رسول خداست ايشان اولين کسی بود که لبيک گفت واطاعت کرد.

4ـ ترحم به ملت:

حضرت عمر رضی الله تعالی عنه با آن همه شدتی که داشت ولی به ضعفا، فقراء ومردم چنان ترحم ومهربانی داشت که کمتر در تاريخ ديده ايم،پس از اينکه مردم احساس کردند که عمر رضی الله عنه خليفه گرديده،ايشان به منبر رفته چنين خطبه ايراد کردند:«ای مردم! سخت گيری وشدتی که من داشتم چند برابر شده است،زيرا سخت گيری های من نسبت به ستمگران وکسانی است که بر مسلمانی می تازد وتجاوز می کند،بر عکس من در برابر افراد ديندار وکسانی که بر خط خود استوار اند کاملاً نرم ومهربانم،من به هيچ کس اجازه نخواهم داد به کسی ستم کند اگر کسی را به چنين جرمی بگيرم،او را بر زمين خوابانيده وپای خود را چنان بر صورتش فشار می دهم تا در برابر حق تسليم شود،اما در برابر اهل گذشت وبخشش ونيکان گونه صورتم همچون خاک زير پای شان خواهد بود».

اين است ترحم،عطوفت،مرحمت وگذشت حاکم مشفق وناصح امت او بر اين اساس شب پاسبانی می داد،در حالی که مردم خواب بودند او شب ها گشت می زد تا حال رعيت را دريابد ،ايشان خود را مديون مردم می دانست اما چماق داران جهل،تزوير وزور،مردم را نوکر خود می شمرند،داستان همان زن را حتماً شنيديد،که از فرط گرسنگی فرزندانش ريگ ها در ديگ گذاشته بود وبرای فرزندان خود می جوشانيد وآنها را مصروف می کرد،تااينکه قرار شوند وبخوابند،عمر رضی الله عنه چون اين وضع را ديد،رفت وبر دوش خود آرد وروغن آورد وبا دست خود غذا تهيه کرد وبه پسر ها غذا داد تا سير شدند او امت را غذا می داد تا سير شوند مدعيان حکومت عمری غذا را از ملت می گيرند تا ملت بميرد،فرق از کجاست تا به کجا !

در سال 18 هجری قمری که به ( قحطی مشهور شد) حضرت عمر رضی الله عنه سوگند ياد کرد که هرگز گوشت نخواهد خورد تا شکم اطفال مسلمانان سير نشود معمولاً شتر،گاو وگوسفند در مسجد ذبح،وبرای فقرا توزيع می شد، روزی طباخ قسمتی از جگر،گرده ودل حيوان مذبوحه را بريان وبرای امير المؤمنين تقديم کرد،ايشان گفتند: « اين غذا از آن کيست»؟ طباخ گفت: از شماست ای أمير المؤمنين! فرمود: « بدبخت! مادر به داغت بنشيند - اين غذاها را بردار وبرای فقرای مسلمانان توزيع کن وبرای من همان نان خشک وروغن زيتون ونمک را بياور» حضرت عمر تمام کاروانهای امدادی غذايی را که از شهر ها می آمد بدون اين که چيزی از آنها بخورد ميان فقرای مسلمانان تقسيم می کرد وغذای خودش همان نمک،روغن زيتون ونان جو بود،ايشان درد امت را با تمام وجود خود لمس می کرد،در خطبه فرمود:« چگونه می توان حال رعيت را در يابم،اگر دردهايی که به آنها می رسد را شخصاً لمس نکنم»

ايشان در رابطه با حفظ،ونحوه مصرف بيت المال نهايت دقت ودغدغه داشت،مردم را صاحب بيت المال می دانستند،ايشان در جای می فرمود: « هيچ کسی از ديگری در اين مال مستحق تر نيست،مال از آن امت،ومن هم فردی از امت می باشم» اهميت موضوع از اينجا مشخص می شود که با درايت وحکمت است که کشتی عدالت اجتماعی که سکان آن در دست سياستمدار،مدبر ومدير بزرگ مسلمانان است از ميان امواج وطوفان ها سالم گذرنمود.

5ـ درايت وخبرگی،عامل مهم در اداره دولت:

حضرت عمر رضی الله عنه کار گزاران خود را شديداً زير نظر داشت،در انتخاب واليان مناطق ملاک های مهمی را مورد دقت قرار داده وگزينش سختی می نمود،جدای از زهد،تقوی وخا ترسی،توان متولی در انجام مسؤليت را هم از شرايط اساسی يک کار گزار می دانست،او اشخاصی را تعيين می کرد تا سياست عدالت اجتماعی منبعث از اسلام را که او در صدر برنامه کارش قرار داده بود اجرا کنند،بنا به گفته دکترمحمد عماره ( عدالت اجتماعی عصر حضرت عمر رضی الله عنه عدالت محض يک صحابی رسول اکرم صلی الله عليه وسلم نيست،بلکه عدالت خليفه اسلام،زعيم دولت اسلامی وامير المؤمنين است واين عدل يک موقف فردی ناشی از فکر شخصی،خصوصی و ويژه نيست،بلکه برای اين عدل بستر سازی های لازم انجام شده بود وعدل دولت،قانون وجامعه بود واين عدل تجربه امتی بود که بزرکترين امپراطوری اسلامی را ساخته است).

ايشان پس از انتصاب والی ( استاندار) می فرمود: «من شما را حاکم ستمگر نمی فرستم،بلکه شما را ائمه وقدوه می فرستم،مبادا مسلمانان را تنبيه وخوار کنيد! ومبادا آنان را بيش از حد در جبهه نگهداريد ومرخصی ندهيد که به خانه های خويش برگردند!».

سخنان ماندگار:

· « در کارهايت با کسانی مشوره نما که از خدا می ترسنند».

· «بسا نگاه ها شهوت بار است وهر نگاه شهوت آلود، حزن وانده مزمن در پی دارد»

· « من در رابطه با بيت المال خود را همانند متولی يتيم می دانم،که اگر نياز نداشتم به مالش دست نمی زنم واگر نياز مبرم پيدا کردم با رعايت تقوی مصرف می کنم».

· « های مردمان! جايگاه خود را خوب بسازيد،وبه اصلاح امورتان بپردازيد! واز پروردگارتان بترسيد».

در پايان می خواهم،وضعيت بغرنج وذلت باری را که دنيای اسلام در مقابل اشغال گران يهودی با آن روبرو بوده وفعلاً به برکت انتفاضه اقصی شريف که منشأ تقوی وخدا ترسی دارد آنان را از اين حالت نجات داده وبه سوی پيروزی بر اختاپوس ضد بشری ونژاد پرست اسرايل به پيش می برد وبه سفارش حضرت عمر رضی الله عنه متوجه تان سازم که به سعد ابن ابی وقاس نوشت:

گناه لشگريان خطرناک تر از تعرض دشمن:

پس از حمد وثنا،من تو ونيروهای همراهت را در همه حال به تقوای الهی سفارش می کنم،زيرا تقوای الهی بر ترين آمادگی بر دشمن است،وبه تو وهمراهانت دستور می دهم که پرهيز تان از گناه ومعاصی بيشتر از احتياط از دشمنان باشد،چرا که خطر ناشی از گناه لشکريان برای شان مهلک تر از دشمن شان است،وهمواره فلسفه پيروزی مسلمانان،نافرمانبرداری دشمنان شان از خداونداست،اگر چنين نباشدما که نمی توانيم در تجهيزات با آنان برابری کنيم،نه تعداد ما با آن ها برابرست ونه تجهيزات ما! اگر در گناه هم با آن ها برابر شويم آنان با استفاده از امکانات خود بر ما غلبه خواهند کرد،اگر ما با تقوا وفضل بر آنان چيره نشويم قدرت ما کارساز نخواهد بود!

هان بدانيد! محافظين الهی( فرشتگان) شما را کنترل می کنند،پس از آنان حيا کنيد،ودر حالی که در راه خدا بسر می بريد نا فرمانبرداری خدای را نکنيد! مبادا به اين فکر باشيد که دشمن از ما شرورتر وجنايتکار ترست پس اگر ما گناه هم بکنيم بر آنها مسلط می شويم،بسا اقوامی بودند که شرورتر از آنها بر آنان مسلط شده است همانندی که بر بنی اسرايل( به واسطه شرارت های شان) کفار مجوس حاکم شد...

همان طور که برای شما توفيق نصرت وپيروزی را از خدای تعالی می خواهم برای خود هم می خواهم که من را بر نفسم ياری کند،اين است خواسته من از خداوند که برای من وشما عنايت نمايد»!

من هم از خداوند می خواهم که لباس تقوا،زبان تقوا وسلاح تقوا را نصب امت مسلمان گرداند،که اين رمز پيروزی بر دشمن وبه خصوص بر زژيم غاصب اسرايلاست؛آن چيزی که حکام اکثر کشورهای اسلامی چندان بهره از آن نبرده وهر آن از فشار غاصب يهود به دامن غرب می افتند!امت اسلام بايد عرصه را بر حکام خود تنگ کند تا آنان قبل از اينکه با يهوديان وارد کارزار می شوند،که بايد بشوند،با نفسهای خود وارد معرکه شوند وبه تسويه درونی بپردازند که اگر موفق شدند بر يهوديان هم غلبه خواهند کرد.

های زعمای مسلمانان! بدانيد با همان سلاحی که اسلاف تان قيصر وکسری را شکست داد شما هم دشمن را شکست خواهيد داد!

به اميد بهره گيری هر چه بيشتر از رهنمون های بزرگان دين ودر همه عرصه ها.

پس هر گز سلاح تقوی وطاعت را فراموش نکنيد!

پی نوشت ها:

1ـ کتاب« اخبار عمر رضی الله عنه» از طنطاويين،ص 363 چاب هشتم مکتب اسلامی.

2ـ «الرياض النضرة في مناقب العشرة» از طبری 1/188.

3ـ تاريخ طبری 4/98-201.

4ـ دکتر عماره،مسلمونثوار بحث عمر بن الخطاب.

5ـ حيات الصحابه 3/450.

6ـ ترمذی،حديث 3683.

7ـ عقد الفريد 2/160.

8ـ جامع الأصول 8/ 558.
Monday 21 March 2011 04:03:03 GMT
uvthk 
ای احمق ها خدا لعنت تان کند که فقط جنگ سنی و شیعه درست میکنید
Monday 24 January 2011 08:01:22 GMT
شيعه ولي با انصاف 
سلام دوستان آخه اين چه جور بازي كثيفيه كه يك عده راه انداخته اند اين ها همش براي قدرت و سياست هست اگر نه جنگي بين سني و شيعه وجود ندارد اينها ساخته عده اي بي خدا است كه براي منافع دنيايي رو به اين كارها مي آورند شما اگر مي توانيد دلايل خودتان را بگوييد من خودم در كتب اهل سنت زياد ديدم مواردي كه خودشان به بدي ا زخلفا ياد مي كنند خوب آنها انسان بودن و انسان خطا مي كند بهتر ما بجاي دشمني دنبال اختلافات علمي خود باشيم ن دعوا و اربده كشي
Sunday 9 January 2011 11:01:10 GMT
arman 
midoonam nazar man montasher nemishe
faghat khastam be toyi ke dari mikhooni ino begam ke lanate khoda bar toe ke dari mosalmonaro az ham joda mikoni ke farzandane ma baz ham estesmar beshan
vaghean khejalat avare
dge be hich irani tohin nakon
har kasi mikhad bashe
age injoorie shomam hamoonayi hastin ke zano bache mardomo too khiaboon tike tike mikonin
be harfe gorbe siam baroon nemiad,inghadram lanato razio..nafrestin
khoda jaye hagh neshaste
Saturday 1 January 2011 06:01:18 GMT
سعيد 
از پيروان *** سارق بيش از اين برنمياد. حتي كتابهاي خدتون هم منكر ميشين. ايه صيغه كردن در قران را هم قبول ندارين .حتي مس پا هم در وضو نمي كشين حتي ايه تيمم هم منكرين بعد ادعاي سنت پيامبر(ص) را دارين.لعنت بر منافقين
Saturday 18 December 2010 06:12:22 GMT
سید جاوید "سادات " 
به جواب اقای کورش :
اقای کورش ! اول اینکه معلومات خود را خوبتر وبهترتکیمل بساز بعدا بیا وبحث کن من نگفتم که سپاه حضرت عمر به زنان ایرانی تجاوز میکرد بلکه گفتم زنان آتش پرست ایرانی وصفویان امروزی خود شان را مست ولایعقل میساختند بعدا بخاطر جلوگیری ازحمله مسلمین که سرلشکر اسلام امثال عبید جراح , خالد ابن ولید عمربن عاص وغیره درهرطرفی بخاطر قلع وقمع دشمنان اسلام وزردتشتی های آنزمان که یک آمپراتوری فارس را تشکیل داده بودند ازهم گسیخته شد ولی اینکه شما جناب اقای کورش معلومات بهتری داشته اید ازاینکه تجاوزی برحق شما صورت گرفته ورنه تاریخ نویسان وروایت کننده گان این را هم یادآوری میکردند ببخشید که موضوع تجاوز که شما بهتر ویا هم اینکه مورد تجاوز قرار گرفته اید وتا حالا سکوت کرده بودید وکسی اینرا یادآور نگردیده وثانیا کابل درآنزمان که به قول شما جز ازخاک فارس بشمار میرفته بدون سرکشی قبلا با بیشتر جاها مانند ماورالنهر بلخ غزنه وقسمتی ازهرات امروز مسلمان شدند لازم ندیده بودند که برای اینکه مرتد شوند دختر ویا زنان خود را سکس کنند وبه جلو سپاه اسلام بفرستند وخیلی خجالت آور است که بعدا سپاه اسلام ازعمل زنا خود داری میکنند وبه فرمان حضرت عمر که با شیر خدا حضرت علی کرم الله وجه که درمسند قضا وظیفه داشت مشوره میکند وحضرت علی مشوره میدهد که فارس باید هرطور شده قلع قمع شود حالا شما ها ازین دسیسه ها وتوطئه ها باید بکنید چون که دیگر راه وچاره ی ندارید من پیشنها میکنم کورش جان اول برو وخوب تاریخ را بخوان بعدا به روایاتی که ازصحابه حتی درنهج البلاغه که درشان حضرت عمر حضرت علی گفته که او کجی ها را راست نمود یعنی معنایش را میدانی چه ؟ یعنی شما وامثال شما را که درجهان بسرمیبردند وکافر بودند مسلمان نمود وبزور شمشیرش خیلی ناروایی ها وکاری های بد را توانست ازبین ببرد اینکه شما ایرانی ها چه میگوید وچه میبرید ومیدوزید ما کاری نداریم چون شاهد ما تاریخ است شاهد ما احادیث است حتی درگفتار اهل بیت هم به خوبی آشکار است که شما نه پیروان اهل بیت هستید ونه هم کارهایرا که انها انجام داده اند شما انجام میدهیدازجمله ناسزا گفتن شما توهین کردن شما بد وبیراه گفتن شما به صحابه به خلفای راشدین این را اثبات میکند پس لااقل اگر راست میگوید ازامامان خود یاد بگیرید ازاخلاق امام حسن وحیسن یاد بگیرید درکدام کجای گفتار امام حیسن یا حسن یا حضرت علی بد وبیراه به صحابه را سراغ دارید پس شرم تان باد
Saturday 4 December 2010 06:12:21 GMT
عبدالغفور جاهد از کابل 
ای برادران سنی و شیعه !
بیائید با هم برادر شویم این همه فحش و جدل برای چیست ؟ از یهود و نصاری عبرت بگیرید با آنکه آنها دین یکدیگر را تکذیب میکنند با آن هم در مقابل اسلام با یکدیگر دوش به دوش سنگر گرفتند .
و یا اینکه ببینید مذاهب مسیحیان با آنکه کتاب های شان با یکدیگر تفاوت دارند ولی با آنهم در مقابل اسلام همه شان یکجا اند .
ولی افسوس ما که هم کتاب ما و هم خالق و معبود ما و هم پیشوای ما یکی است ولی ما در مقابل یکدیگر ایستادیم .
این همه فحش و سخنان رد و بد در مقابل یکدیگر برای چیست کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته بناء هر یک ما باید خانواده و فامیل خود را به صراط مستقیم هدایت بدهیم وبه آنها تذکر دهیم که اسلام همه یکی است شیعه و سنی ندارد .
ولی این کسانی که به دنبال این همه تفرقه میگردند دشمنان اسلام اند


در اخیر میگویم لعنت برهمه آن شیعه وسنی جاهل که به دنبال تفرقه میگردند.

خداهمه ما را بسوی صراط مستقیم هدایت کند .
Saturday 20 November 2010 04:11:52 GMT
كورش 
جناب عمر
شهرام از من سئوالي نكرده كه من پاسخ دهم .نظر خود والبته يك سري از تاريخ دانان را درج كرده و يكسري تاريخ دان را بي اعتبار دانسته .در اين مورد بحث به جايي نمي رسد.چون شايد من هم به نوبه خود تاريخ دانان مورد وثوق شما را قبول نداشته باشم .در مورد پيامبران دروغين تا آنجا كه من مي دانم غير از مسلميه كذاب؛ در يمن شخصي به نام "اسود بن عنسي" ادعاي پيامبري كرد.شايد اگر در جنگ او با حضرت محمد،او پيروز شده بود الان ما به او "حضرت اسود"مي گفتيم !.در مورد زبان عربي كتاب شفا وكلا ايرانيان آن زمان بايد بگويم :در آن زمانها زبان فارسي توسط دست نشاندگان خلفاي عرب زبان شيطاني ناميده ميشد.بنابر اين نوشتار به اين زبان ممنوع و نويسنده محاكمه ميشد.(ميدانم كه باز هم اين تاريخ را دروغ مي پنداريد.ولي واقعيت دارد.)ديگر اينكه وقتي در قرآن گفته شده" ما قرآن را به زبان عربي نازل كرديم تا فهمش آسان باشد" اين مفهوم را ميرساند كه؛اين كتاب براي اعراب آمده و الا براي يك فارس ويا يك سرخ پوست از قبيله مايا زبان عربي قابل فهم نبوده.در مورد بر افتادن رسم سواد طبقاتي بايد بگويم :اين جبر زمان است كه يك رسم غير عقلاني بر چيده شود اگر اسلام اين كار را نكرده بود . تحولات مدنيت اين كار را ميكرد.مثلا يك رسم بد اسلامي اين است كه زنان حق راي وحق تحصيل ندارند.ولي مي بينيم كه اكنون در كشورهاي اسلامي نيز زنان كم كم داراي حق راي وسواد شده اند.در ضمن بد نيست ياد آوري كنم .رسم سواد طبقاتي را روحانيون زرتشتي در زمان ساسانيان پايه گذاري كردند.ولي در زمان هخامنشيان نه تنها چنين رسمي نبود بلكه يكچنين رسمي در مصر رواج داشت كه هخامنشيان آن را برانداختند.
در آخر .عمر جان جواب شما را ندادهام كه ثابت كنم مردم! بلكه هدفم نقد ومباحثه است تا از تعصبات كم كنم وبه عقلانيت بها بدهم.
Wednesday 17 November 2010 09:11:49 GMT
عمر 
کورش دوباره حرف زدی جواب دلایل منطقی شهرام را بده اگرمردی
Tuesday 16 November 2010 04:11:16 GMT
كورش 
شما سني ها فقط بلديد .با شيعيان بحث كنيد.چرا جواب شبهه هاي قرآن را نمي دهيد.؟
Friday 12 November 2010 09:11:36 GMT
فرهاد 
به مهدی
اگر حضرت علی رضی الله عنه از زمان پیامبرصلی الله وسلم شیعه میداشت پس زمانی که بقول شما خلافت را از علی غصب نمودند این شیعیان کجا بودند چرا به حمایت علی رض نه امدند
Friday 5 November 2010 08:11:09 GMT
شهرام 
سلام سامی جان
براستی که مطالب با مسمای راانتخاب کردی زیراخود مرا تحت تاثیر قرار داداز این روشنتردیگر نمی دانم!ابوجهل هم این گونه حقایق را می دانست ولی اقرارنمی کرد.پس فرق ابو جهل بامنکراین واقعیتهادرچیست؟
Thursday 4 November 2010 01:11:32 GMT
سامی 
سلام اقا مهدی
برادر سجاد در بحث با یکی از برادران شیعه چیز خوبی نوشته و ان را کپی میکنم تا شما هم ان را بخوانید و حتی وصیت خود حضرت علی در نهج البلاغه اتباع از سواد اعظم است نه از شیعه یعنی اتباع اکثریت را بکنید اکثریت مسلمین که اهلسنت هستند این قول من نیست که از اکثریت پیروی کنید قول حضرت علی است که فکر میکنم جمله عربیش درنهج البلاغه این باشد والزموا سوادالاعظم.... که معنی اش همان اکثریت است به این نوشته های برادر سجاد خوب توجه کن خصوصا در کامنت اخرش که در مورد شیعه از قران دلیل می اوردکه از هر روایتی معتبرتر است کامنت اول برادر سجاد خارج از این موضوع است ولی برای اینکه بحث بهتر مشخص شود ان را هم کپی میکنم
سجاد
سلام درود برپیروان حق باد
خداوند متعال میفرماید:سوره نور : الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُوْلَئِكَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ ﴿ 26 ﴾ زنان ناپاك از آن مردان ناپاكند، و مردان ناپاك نيز به زنان ناپاك تعلق دارند; و زنان پاك از آن مردان پاك، و مردان پاك از آن زنان پاكند! اينان از نسبتهاى ناروايى كه (ناپاكان) به آنان مى‏دهند مبرا هستند; و براى آنان آمرزش (الهى) و روزى پرارزشى است! جزء 18
بنا بر این ایه حضرات شیعه رسول اکرم ص را در کدام گروه میدانند حضرت عایشه و حضرت حفصه رضی الله عنهم بدون چون وچرا در همان گروه هستند.
از اینکه انها از روی جهل یا از روی عناد زنان حضرت نوح ع وحضرت لوط ع را مثال می اورند باید بگویم
اولا : حضرت نوح ع وحضرت لوط ع شاید قبل از بعثت با ان زنان ازدواج کرده بودند که دین وایمان مطرح نبوده.
ثانیا:این حقیقت دارد که زنان حضرت نوح ع وحضرت لوط ع کافر بوده اند ولی هرگز بدکاره نبوده اند که زن هیچ پیامبری بد کاره نبوده امکان ندارد که پیامبر که مردم را به تقوا وپاکی میخواند او خود در خانه زن ناپاک وبدکاره داشته باشد
این امکان دارد مردی با زن غیر مسلمان ازدواج کند وبه او بگوید شما ختیار دارید که مسلمان بشوی یا نه ولی هرگز این امکان ندارد که به او بگوید تو اختیار داری که بدکاره بشوی یا نه مگر یک انسان دیوث و بیشرف اگر چنین بگوید.
ثالثا : کسانی که بر حضرت نوح ع ولوط ع ایمان اوردند عدد قلیلی بودند بعضی پیروان حضرت نوح را 30 تا 35 نفرمیگویند که بیشتر انان مرد بودند اگر ازدواج در زمان انها فقط با مومنات میبود شاید کسانی از ان مومنان برای همیشه بدون از زن باقی میماندند واین برای انها بسیار مشکل وغیر قابل تحمل میشد.
رابعا : بنص صریح قران ازدواج مسلمان با کافر ومشرک جایز نیست رسول اکرم ص که بنا بر مذهب شیعه او عالم الغیب بوده چگونه با دختر کافر یا مشرک یا منافق ازدواج میکند وچنین ازدواجی شرعا هم جایز نیست .
خامسا : خداوند در باره همسران پیامبر میفرماید وازواجه امهاتهم همسران پیامبر مادر شما مومنان هستند پس چرا خداوند متعال در باره همسران حضرت نوح ع وحضرت لوط ع چنین چیزی را نمیفرماید وهمسر هیچ یک از پیامبران را جز همسران رسول اکرم ص را شرف مادر بودن نمیدهد.
سادسا : اگر شما بگویید منظور از این ایه این است که با همسران پیامبر ازدواج نکنید چرا با همسران پیامبر ازدواج نکنید سبب چیست ایا این خود این معنی را نمیدهد یعنی ان زنانی که لیاقت این را داشتند که همسر پیامبر شوند وخداوند متعال انها را برای پیامبر خویش اختیار نمود دیگر هیچ مردی جز رسول اکرم ص لیاقت همسر بودن انها را ندارد واین هم شرفی بزرگتر است برای همسران رسول اکرم ص
سابعا : خداوند میفرماید: همسران پیامبر مادران مومنانند ما منظور ایه را به خداوند واگذار میکنیم ولیکن لفظ ایه همین است که همسران پیامبر مادر مومنان اند چطور شیعه خود را مومن میدانند وهمسران پیامبر را به مادری قبول ندارند یعنی قسمتی از ایه را میپذیرند و قسمت دیگر ایه را انکار میکنند.
ثامنا: شیعه وسنی حدیثی از رسول الله اورده نقل میکنند که فرموده اذاجائكم من ترضون خلقه ودینه فزوجوه یعنی هرگاه کسی که اخلاق ودینش مورد رضایت شماست به خواستگاری امدهمسرش دهید
سبحان الله رسول اکرم ص ملاک ازدواج را دین و اخلاق میداند ایا نعوذ بالله خود همسری را اختیار میکند که نه دین داشته است ونه اخلاق
اگر خود شما همین الان پیش یک اخوند بروید بگویید حاجی اقا من میخوام ازدواج کنم همسری را که میخواهم انتخاب کنم باید چه صفاتی را داشته باشد لابد به شما نمی گوید که دختر نجیب وخدا ترس و نماز خوان و....باشد چگونه بریک مسلمان معمولی لازم میباشد که چنین اوصافی را برای همسراینده خود در نظر بگیرد ورسول اکرم ص خود ناشیانه ازدواج میکند.
تاسعا : قران کریم خطاب به همسران پیامبر میفرماید:
احزاب : يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا ﴿ 28 ﴾ جزء 21 اى پیامبر، به همسرانت بگو> :اگر خواهان زندگى دنیا و زینت آنید، بیایید تا مهرتان را بدهم و[ خوش و ]خرم شما را رها کنم.

احزاب : وَإِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا ﴿ 29 ﴾ جزء 21 و اگر خواستار خدا و فرستاده وى و سراى آخرتید، پس به راستى خدا براى نیکوکاران شما پاداش بزرگى آماده گردانیده است.
اگر همسران پیامبر خواهان زینتهای زندگی دنیا بودند پس چرا چنین طلاقی صورت نگرفت ایا انها توانسته اند العیاذبالله خدا ورسول راگول بزنند یا نه اینکه زندگی اخرت را اختیارکردند که مستحق پاداشی باشند که خدا به انها وعده داده است
عاشرا : اگر زنان پیامبر خوب بودند پس شما شیعیان صفوی چرا بدگویی انها را میکنید واگر بد بودند چگونه پیامبر ص حاضر میشود که با زن بد معاشرت کند مثنوی رح میفرماید
ذره ذره کاندرین ارض وسماءاست --
جنس خود را همچو کاه و کهربااست --
ناریان مرناریان را جاذبند --
نوریان مر نوریان را طالبند --
اهل باطل باطلان را میکشند --
اهل حق از اهل حق هم سر خوشند --
طیبات امد زبهر طیبین --
للخبثات الخبیثون بالیقین--
موفق باشید




سه شنبه 26 اکتبر 2010 - 4 آبان 1389 - 02:10:52 به وقت تهران شیعه ام المومنین حضرت زهرا(س)
اولا: طبق ترجمه ای که خود در سوره نور مطرح کردین چنین بدست میاد که اعوذ بالله حضرات نوح و لوط(علیهما السلام) ناپاک اند(زنان ناپاک برای مردان ناپاک)
دوما: اینکه می گین قبل بعثت دبن نبوده هم توهین به پیامبران است. چرا که کلمه دین به معنای اعتقاد به وجود خداوند است.(دین برابر پوچ گرایان است) و اینکه می گویید دینی وجود نداشته کفر است.
ثالثا: تو زمان نوح و لوط(علیهماالسلام) اصلا اسلامی وجود نداشته که شما از اون دم می زنید
رابعا: کجا مومن بودن شرط ازدواج با یک مسلمونه؟
خامسا: اون نص صریح قرآن که می گین مسلمونایی همچون من و شما رو می گه که حق و باطل رو نمی فهمیم نه پیغمبرو که حبیب الله است. وگرنه مخاطب آیه خود پیغمبر می بود.
سادسا: همسران پیامبر مادران ما هستند اما نه عایشه که عالمان سنی خود روایت کرده اند که: ابوبکر بهش به خاطر بی احترامی به پیامبر سیلی زد.
فکر کنم اینا واسه این سنی افراطیمون کافی باشن.
ضمنا باز متذکر میشم که در بحثا تعصب و بی خیال.





چهار شنبه 27 اکتبر 2010 - 5 آبان 1389 - 12:10:25 به وقت تهران سجاد
به شیعه ام المومنیین حضرت زهرا رض

خداوند متعال اسم شیعه را برای امتهای گذشته می پسندد که میفرماید وان من شیعته لابراهیم
اما برای امت محمد ص شیعه بودن را نمی پسندد ومی فرماید:انعام : إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ ﴿ 159 ﴾ جزء 8 کسانى که دین خود را پراکنده ساختند و فرقه فرقه شدند، تو هيچ گونه رابطه‏اى با آنها ندارى! سر و كار آنها تنها با خداست; سپس خدا آنها را از آنچه انجام مى‏دادند، با خبر مى‏كند. (159)
در ایه اول : تعریف وتمجید شیعه است که متعلق به امم گذشته است
در ایه دوم مذمت ونکوهش شیعه است که متعلق به امت رسول الله ص است
خداوند صراحتا میفرماید که تو ای محمد ص هیچ رابطه ای با شیعیان نداری یعنی از انها نیستی یعنی از انها بیزاری
اولا دوست عزیز تو اسمی را برخود گذشتی که خداوند متعال ان را برای امت محمد ص نمی پسندد به محمد ص میگوید تو از شیعیان نیستی وتو از انها بیزاری شیعه در قران معنی حزب وفرقه را میدهد که محمد ص برای تمام بشریت مبعوث گشته نه برای یک حزب یا یک فرقه یا یک گروه
خداوند متعال شیعه بودن را از انبیا وامتهای گذشته پذیرفته به این خاطر که ان انبیا برای یک فرقه وگروه مخصوصی مبعوث گشته اند نه برای تمام بشریت
ثانیا : خود را چرا شیعه حضرت فاطمه الزهرا نامیده ای مگر اسلام را حضرت فاطمه الزهرا بنیاد کرده یا محمد ص هر حزب وهر گروه را برای بنیانگذار ان حزب وگروه نام گذاری میکنند یا به اسمی که بنیانگذار ان حزب وگروه او را نام گذاری کرده نام گذاری میکنند مگر اینکه کسی از ان گروه پیدا شود که رای او با رای بنیانگذار ان گروه مخالف باشد .
یعنی ما اینطور نتیجه میگیریم که حضرت فاطمه یا حضرت علی رض با رسول الله رای مخالفی داشته اند وشما رای حضرت فاطمه رض یا رای حضرت علی رض بیشتر میپسندید از رای حضرت محمد ص
برای همین میگویید شیعه علی شیعه فاطمه الزهرا و نمیگویید شیعه محمد ص
وثالثا : خداوند فرموده همسران پیامبر مادران شما مومنانند نفرموده دحتران پیامبر مادر شما مومنانند واگر زنی مادر کسی باشد دختر ان زن دیگر مادر نخواهد گشت اینگونه توهیچ منطقی عرف نیست خداوند همسران پیامبر را مادر نامیده شما چرا ناراحتید وحسادت می ورزید.
رابعا : اشتباه میکنی شما نمی توانید زنان حضرت نوح و حضرت لوط ع را مثال بیاوید زیرا در مذهب انها شاید نکاح با کافر ومشرک جایز بوده ولی در مذهب اسلام نکاح با مشرک وکافر نکاح جایز نیست بنص صریح قران میفرماید:فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ( ممتحنه)اگر آنان را باایمان تشخیص دادید، دیگر ایشان را به سوى کافران بازنگردانید :نه آن زنان بر ایشان (کافران )حلالند و نه آن[ مردان ]بر این زنان (مسلمان )حلال اند .
خامسا : من کجا گفتم که قبل از بعثت دین نبوده من گفتم که قبل از بعثت دین وایمان مطرح نبوده ( یعنی زنان حضرت نوح ع وحضرت لوط ع زمانی کافر شدند که حضرت نوح ع وحضرت لوط ع به پیامبری مبعوث گشتند زنان نوح ع ولوط ع بعثت ورسالت انها را قبول نداشتند برای همین کافر گشتند ) بیزحمت اگر مشکل بینایی داری عینک بزن وبعد بخوان که اشتباه نباشی
سادسا : این مثالی بود که من اوردم من نمیگویم زمان حضرت نوح ع وحضرت لوط مذهب اسلام بوده باید اینقدر میفهمیدی
سابعا : بنص همین ایه که ذکر کردم مسلمان نمی تواند با کافر یا مرتد ازدواج کند واگر کسی مسلمان بود ومرتد شد زن او طلاق میشود باید ان زن از مرد مرتد جدا گردد.
ثامنا : ایه دلالت بر عموم دارد که برکسی احتصاص نیافته است .
تاسعا : اگر قبول داری که همسران پیامبر مادر مومنانند کجا ایه گفته همسران پیامبر مادران شما مومنانند الا عایشه مادر شما نیست از این چه کفری بزرگتر که ایات خداوندی را مطابق به خواسته هایتان تفسیر به رای میکنید .
زنان پیامبر هم انسان بوده اند کدامین انسان است که هیچ گاه اشتباه نکند من تو شاید روزی چند بار با همسر خود اختلاف میکنیم پس زنان خود را سب ولعن کنیم وبدگویی انها را بکنیم اگر اختلافات انها با پیامبر خدا اختلاف بزرگی میبود پس چرا خداوند امر نکرد تا انها را طلاق بدهد زیرا انها دیگر ارزش پیامبر را نداشتند
بلکه پیامبر در ایام بیماری از خانه تمام همسران خود با اجازه انها خانه عایشه رض را اختیار کرد ورسول الله برسینه عایشه رض وفات یافت
عاشرا : اگر حضرت ابوبکر صدیق رض منافق بود ودشمن پیامبر بود چگونه بخاطر رسول الله ص سیلی بر دختر خود میزند چرا از دختر خود دفاع نمیکند پس شما بی انصافان جاهل چرا بدگویی ان بزرگوار را میکنید چرا او را کافر و مرتد مینامید ایا کمی روز قیامت را در نظر نمی اورید نمیدانید که باید روزی پاسخگویی اینهمه کذب وافترا خود باشید.
کاشکه میتونستی به تمام سوالاتم پاسخ میگفتی که بعد جوابش را میدادم و انان را نیمه تمام نمیگذاشتی .
بیچاره ها وقت تان را ضایع نکنید واقعا اگر جواب دارید فقط یک ایه از قران برای حقانیت مذهبتان بیاورید که روی ان بحث کنیم .





Thursday 4 November 2010 07:11:49 GMT
شهرام 
سلام بر شمااقاکورش
از این که مرا مورد لطف قرار دادی ممنونم.اما در مورددوستان شما وما!!!دوست عزیز ما همگی جمع شده ایم که از هم چیزی بیاموزیم.من خود این گونه فکرمی کنم.نه انکه یکی را مسلمان ودیگری را خدای ناکرده باطل خطاب کنیم.برادرم در زمان خو حضرت رسول مسیلمه کذاب ظهورکردو12نفرکه از دوستان سنی نیوز میخواهم که در این زمینه که اسامی ان ملعونان می باشد مرا یاری فرمایندواسامی را که انان در ارشیو خود دارندتا هم رفع شبه گردد وهم بر معلومات ما افزون گردد.اینان به نامهای مسلمان وتاریخ نویس همواره به جعل احادیث واکاذیب می چرداخته اند.وجزیه کاملا صحیح ودر مورد اشخاصی صورت می گرفت که بعد ار فتح اسلام این دین را قبول نداشتندواین یک امر عجیبی نیست ودرزمان حضرت رسول(ص)در مورد یهود نصاراوکلام خالق هستیست.وطبیعتاایشان نیزازپیروان ان مکتب هستندوازخود بدعتی نمی سازند.ودر مورد سواد فرمودی ایا با امدن اسلام این طلسم شکسته نشد؟ای قبل از ان نیز چنین سواد اسان بود؟ودر ضمن گفته باشم که کتابهای دانشمندان وشعرای ایرانی اکثریت به زبان عربیست.منجمله قانون شفای ابن سیناپس این امر چه را می رساند.ودرموردتفسیر خالق (ج)فرموده ما این کتاب را اسان وبا زبان عربی نازل کردیم پس فهم ان به اندکی دانستن زبان عرربی میسر است.شما هرکه هستید اول بنده خدابعد یک انسان از نظرمن ومحترم هستی.ودر مورد شک در قران معذرت میخواهم گوسفندواراطاعت جایز نیست.تا جای که قدرت هضم ان را داشته باشیم.وخالق کار ما رااسان کرده سوره بقره ذالک الکتاب و لا ریبه فیه هدن لیل متقین.پس این اشکار می کند که علم انسان محدودوبرای تکامل نیازبه پرسش دارد نمونه خود من از دوستان طلب کمک نمودم.زیرابه اندازی انان تخصص در این زمینه ندارم این است که حتی علما از خیلی از پرسشها باز می مانند.این گناه نیست ندانسته وخود را عالم جا دادن گناه است.وما وشما نداردما بایدماگردیم بعدپیروزیم
Wednesday 3 November 2010 05:11:21 GMT
كورش 
سلام آقا شهرام
بايد اعتراف كنم دوستان شما در آستانه يك فتح الفتوح ديگر قرار دارند .يعني آنقدر تهمت وافترا بار من كردند .كه من هم تصميم گرفتم ديگر در اين بحث ها (كه مي تواند مفيد باشد) شركت نكنم .الان ديگر من باورم شده كه من يك منافق هستم كه كافر بوده ام و مرتد شده ام ورافضيان را دوست دارم و دارم به دشمنان اسلام خدمت ميكنم .وبين برادران شعه وسني !!!!! اختلا ف مي اندازم . اگر مي بينيد هنوز هم در اين فضا نفس ميكشم به خاطر اينست كه مي خواهم بحث را با شما كه خارج از افترا مي نويسي ادامه بدهم.
نوشته ايد من از جواب طفره مي روم .من متوجه نشدم كدام سئوال را بي جواب گذاشته ام لطفا ياد آوري كنيد. ولي انصافا كدام يك از سئوالات من (به قول دوستان شما توهين هاي من ) جواب گرفته اند؟
من الان نمي دانم شما كدام تاريخ نويس را قبول داريد .ولي بايد اين را بگويم (براي بار سوم ) كه اولين تاريخ نگاران اسلامي (محدث و تاريخ نگار) حداقل150 تا 200 سال بعد از وفات حضرت محمد نوشته اي از خود به جا گذاشته . بنابراين هرچه از تارخ صدر اسلام نقل شده صحبت هايي است كه سينه به سينه نقل شده ودر سلامتش شبهه جدي وجود دارد. ا مثل اين است كه مثلا شما بخواهيد در باره زندگي ناصر الدين شاه بدون اينكه مقاله ونوشته اي موجود باشد و فقط با پرس وجو كتاب بنويسي تازه در مورد زندگي شخصي ايشان .وجالب اين است كه جنگ شيعه وسني همه بر اين روايات بي بنياد بنا شده .پس به من حق بده .سئوالات زيادي در اين مورد داشته باشم. اگر سر خود را زير برف فرو نكرده باشيد شما هم لابد با سئوالات زيادي در مورد اختلاف آيات قرآن با هم وبا علم روز مواجه شده ايد .البته جواب مفسرين به اين شبهات نه تنها قانع كننده نيست بلكه گاها در مرور زمان عوض هم شده . البته خود تفسير هم داستان بلندي دارد كه از جمله مي توان به اين نكته اشاره كرد تا سالها هيچكس اجازه تفسير قرآن را نداشت .به اين علت كه اين امر يك بدعت محسوب ميشد . از طرفي اگر به يك نفر اجازه تفسير مي دادند . يعني بايد همه بتوانند مطابق دانش خود(كه فكر مي كنند از همه داناترند)قران را تفسير كنند وامكان داشت دشمنان اسلام هم به صرافت تفسير قرآن بيافتند كه ديگر بيا ودرستش كن .از همه مهمتر اينكه در قرآن بار ها به اين نكته اشاره شده است كه "اين كلام اشكار است "كلام آشكار كه احتياج به تفسير ندارد؟ خلاصه تابوي اين كار شكسته شد زيرا بعضي آيات با علم همان دوره عباسيان هم هماهنگي نداشت.( قصد توهين ندارم ودارم قسمتي از تاريخ كه به مذاق شما خوش نمي آيد بيان مي كنم).درآخر اينكه اگر علماي شما نمي توانند به اين سوالات پاسخ قانع كننده بدهند تقصير از سئوال كننده نيست. اگر خواستيد مي توانيم بعدا در ايم مورد بحث كنيم .
اما در مورد خودم . من يك شيعه زاده هستم كه از بخت بد با جوابها ي مفسرين شما قانع نشدم . باور كن خيلي دوست دارم اين سئوالات اصلا به ذهن و ديده من نمي رسيد تا من هم خود را رستگار از نوع شما مي پنداشتم .ولي نشد .اما اين را ميدانم كه نبايد به هيچ آئيني توهين كرد اميدوارم اين در بحث هايم به شما ثابت شده باشد .آنچه دوستان شما از آن به توهين ياد مي كنند ،سئوالات من هستند.من هيچگاه از شيعه دفاع نكرده ام و اگر از علي ابن ابيطالب با"حضرت"ياد كردم به اين دليل است كه هم شيعه و هم سني به او احترام مي گذارند. دوستان شما به من به خاطر زرتشتي بودن ويا ايران پرست بودن توهين مي كنند . گرچه من اين كه آنها مي گويند نيستم . ولي اگر هم بودم نمي بايست به ايران و زرتشت توهين ميكردند.
ودر آخر نظرت را در مورد خدمات عمر به ايران نگفتي .آيا جزيه و موالي دروغ است ؟ آيا به اين بهانه كه يك دين دچار انحراف شده ميتوان يك سر زمين را ويران كرد (برخلاف منشور كورش).گفتي كسب علم در ايران مخصوص طبقه مخصوصي بوده آيا اعراب به ايرانيان سواد آموختند؟ ...
در آخر از همه دوستان اين مبحث .اگر توهيني كردم معذرت مي خواهم . من كه از اين بحث ها خيلي سود بردم .ديگران را نميدانم .
Wednesday 3 November 2010 10:11:07 GMT
مهدی 
در تفسير «الدرّ المنثور» از «ابن عباس» آمده است كه وقتى آيه «ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خير البرية» نازل شد پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به امام على(ع) فرمود:
«آن تو و شيعيان تو در قيامت مى‏باشيد كه هم شما از خدا خشنود هستيد و هم خدا از شما خشنود».
نامبرده در حديث ديگرى از «ابن مردويه» از على عليه السّلام نقل مى‏كند كه
پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به من فرمود: «آيا اين سخن خدا را نشنيده‏اى كه مى‏فرمايد:
كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند بهترين مخلوقاتند؟ اين تو و شيعيان تو هستيد، و وعده‏گاه من و شما كنار حوض كوثر است، هنگامى كه من براى حساب امتها مى‏آيم و شما دعوت مى‏شويد در حالى كه پيشانى سفيد و شناخته شده‏ايد».
كوتاه سخن اين كه حديث فوق از احاديث بسيار معروف و مشهور است كه از سوى غالب دانشمندان و علماى اسلام پذيرفته شده، و اين فضيلتى است بزرگ و بى‏نظير براى على عليه السّلام و پيروانش.
ضمنا از اين روايات به خوبى اين حقيقت آشكار مى‏شود كه واژه «شيعه» از همان عصر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به وسيله آن حضرت در ميان مسلمين نشر شد، و اشاره به پيروان خاص امير مؤمنان على عليه السّلام است، و آنها كه گمان مى‏كنند تعبير «شيعه» از تعبيراتى است كه قرنها بعد به وجود آمده سخت در اشتباهند
Tuesday 2 November 2010 08:11:16 GMT
شهرام 
سلام بر شما دوست عزیزاقاکورش
دوست عزیز مثل اینکه مطلبم را خوب نخواندی ویا ازجواب دادن تفره میروی!من سبب این همه تناقص گویی را خواستم.نه اینکه کتابی را به من معرفی کنی!من بیش از نیمی از عمرم رادر راه مبارزه باخرافات مذهبی از هردونوعش(سنی وشیعه)سپری کردم.از هم کیشان فرمودی!من تمام مسلمین وراست اندیشان را برادروهمکیش خود می دانم.برای خواندن کتاب باید قصدوهدف نویسنده راازنوشتن ان فهمید. بسیار اسلام نماهای هستندکه تیشه به ریشه اسلام زدند.تاریخ تبری یک نمونه!از جنگ گفتی.شمافرق نبرد در راه خداوتوسعه طلبی را بخوبی میدانید.بصرف اینکه روایتی شدکه فلان هرچند ضعیف ایا غرورملیتان باید انقدرقوی باشدکه همه دستاوردهارانادیده گرفته وخودنیز عین گفتارفلان شخص عمل کنید ایا این خلاف انصاف نیست؟من مسلمانم امایک ایرانی مسلمان ویک مسلمان ایرانی.اگر این مسئله که سالهاپیش راست یادروغ عنوان شده اینگونه احساسات شما راجریحه دارنموده پس چراعقایداین روافض راکه ناموس شرف وکیان ایران رادرکشورهای عربی وغیره بصورت اشکارنه روایت ونه سالهای دور بلکه هم اینک به تارج رساندندپیروی می کنی؟وکلام انهاراموبموتکرارمی نمای؟من کسی را کافرومرتد نمی دانم جز دشمنان ایران زمین را.که در کیش ماپرستی بمستیست برونندزین حلقه هشیارها!اصولامن پله مذهبی وسواد دینی انچنانی ندارم وخالی از ادعا هم هستم.امابه کتابم شک نمی کنم ورسولم راسرورکائنات جز خدا میدانم.و فراموش مکن که پروردگارلاریب فیه فرموده است اگرمومن هستی این ایه شما راکفایت می کندوسلام ازکنایتان هم ممنونم(نوشته های این حقیر)
Tuesday 2 November 2010 01:11:51 GMT
سامی 
سلام برشهرام وفاضل دوستان عزیز وبزرگوار

این اقای کورش را میتوان به تخم مرغی تشبیه کرد که در داخل دو رنگ است در جای کامنت میگذارد بر اسلام و قران انتقاد و اعتراض دارد و در جای کامنت میدهد بر شخص رسول اکرم ص انتقاد و اعتراض دارد و قتی که میبیند در مقابل دانشمندانی چون برادر علی کم می اورد و جواب داندان شکم می یابد هم اکنون خودش را به اسم یک شیعه جا زده برعلیه صحابه رض کامنت میگذارد واز انان اعتراض و انتقاد میکند و بر انان با بی شرمی اتهامات ناروایی را میزندتا اگر هم برنده بحث نباشد لا اقل به اختلافات بین شیعه وسنی دامن بزند
در اعتقاد خود برادران شیعه هرکس به اسلام و قران و رسول اکرم ص اعتراض و انتقاد کند کافر و مرتد میشود پس چنین کسی که بر اسلام وقران وپیامبر اسلام انتقاد و اعتراض کند نماینده اهل تشیع نیست تا که من بحث شیعه وسنی با او انجام بدهم و خودش هم اکنون به بی راهه رفتن خودش اعتراف میکند
این یک نمونه است که چهره واقعی اش برای تمام برادران شیعه وسنی نمایان گشت تا که در اینده با هوشیاری بیشتر بحث ومناظره بکنیم وبا رعایت داشتن ادب و احترام یکدیگر .
تاکه مکر و دسیسه دشمنان و بدخواهان اسلام را خنثی کنیم و با دوستی و برادری در کنار همدیگر زندگی کنیم و حقوق یکدیگر را رعایت کنیم به امید انروز.
موفق باشی
Tuesday 2 November 2010 10:11:55 GMT
كورش 
سوره ی «قمر» كه معمولا براي اثبات معجزه شق القمر به آن استناد ميشود ،یک سوره ی مکی است که در اوایل بعثت نازل شده است(احتمالا سال چهارم بعثت نازل شده است) و آیات آن از آیات دیگری که در آنها از پیامبر درخواست انجام معجزه میشود و پیامبر پاسخ منفی میدهد،(آل عمران-181،184 ورعد-7 وانعام-37واسرا-59 ) قدیمی تر است. چگونه پیامبر در ابتدا چنین معجزه ای انجام داده است ولی وقتی بعدا مجددا از او تقاضای معجزه شده است، اظهار ناتوانی میکند؟ اگر واقعا منظور از این آیات، معجزه بوده باشد، بنابراین وقتی بعدا کافران از پیامبر در خواست معجزه کردند، ایشان نباید اظهار ناتوانی میکرد. لااقل باید مجددا کافران را به همان معجزه شکافتن ماه ارجاع میداد. مثلا میفرمودند که یکمرتبه ماه را شکافته ام ولی با اینحال بسیاری ایمان نیاورده اند، بنابراین دوباره معجزه نخواهم کرد. یا میفرمودند که خواستاران معجزه، بروند از آنانی که معجزه ی شکافته شدن ماه را دیده اند، سوال نمایند. بعبارتی ما در جای دیگری از قرآن نمی بینیم که پیامبر به معجزه ی شکافتن ماه اشاره نماید. در مقابل ما بارها شاهدیم که از ایشان تقاضای معجزه میشود ولی ایشان حتی یکبار هم نمیگویند که در فلان روز من ماه را شکافتم.

مسلما حالت معقول این است که اگر پیامبر واقعا تا قبل از سال چهارم بعثت (سال نزول سوره ی قمر)، معجزه ی بزرگی مانند دو نیم کردن ماه انجام میداد، در سالهای بعد که مردم مکررا از ایشان تقاضای معجزه میکردند؛ جواب منفی نمی دادند، بلکه مجددا همان معجزه ی شق القمر را به مردم یادآوری مینمودند. بنابراین این مورد، قرینه ای است بر اینکه پیامبر ماه را نشکافته است
Tuesday 2 November 2010 12:11:14 GMT
فاضل  
آقای کوروش !
اگر بر سخن پیامبر علیه سلام ایمان دارید پس چرا بشق القمر ایمان ندارید؟ زیراهمین معجزه در قرآن ذکر شده ودر ساینس نیز ثابت شده که قمر سالها قبل بدو دایره کمر بندی از هم جدا شده وپس با هم وصل شده است.
و در اسناد تاریخی شما ملیت پرستان و عاشقان کیشزرتشتی آن هم بصورت انحرافی اش دست بهتحریف میزنید تا مردم را ازحقایق دور نموده وانتقام دهقانان شکست خورده یزگردرا در لشکر رستم,از مسلمانان بگیرید.
آنچه از ستم اعراب ذکر نموده اید آن در زمان صحابه واقع نشده بلکه در زمان خلفای اموی وعباسی به استثنای حضرت معاویه وعمر ابن عبدالعزیز
صورت گرفته که در مجموع مسلمانان بار ستم بعضی ازآن پادشاهان کشیده اند این قضیه تنها به ایران مربوط نمیشود.
شما لطفاگفتگوی شعبه بن مغیره را با رستم مطالعه کنید ببینید که بردگان در بار رستم درباره دین مقدس اسلام و کیش دهقانان ایرا چه اندیشه داشتند؟
آفتاب عالم تاب اسلام جهان تاریک مجوسیت را که با ادرارگاو غسل میکردند ومادران ودختران خود را بزنی میگرفتندروشنی بخشیدوجاهلان فارس را به دانشمندان مسلمان تبدیل کرد پس این جفیدن ها از بهر چیست؟.
شما ازعرفان چه میدانید؟ اشعار مولانا را برخ ما مکشید مولانا هم از ماست چنانچه میگوید:
من بنده قرآنم اگرجان دارم
من خار ره احمد مختارم
گر نقل کندغیرکس این گفتارم
بیزارم ازان شخص وازان گفتارم
آفتاب اسلام نور افشانی میکند وخفاشان ظلمت کده اگر تاب دیدارآن نور عالمتاب را ندارند گناه خورشید چیست؟.
Monday 1 November 2010 01:11:42 GMT
شهرام 
سلام سامی دوست عزیز
من کاری به این بحث ند ارم.چون بر حقانیت ان شکی ندارم.برای مثال میتوانید تاریخ فروریختن امپراتوری روم رااز کتاب تاریخ ونویسندگان رومی ومصرهمچنین جستجو کرد دیگر کاتولیکتر از پاپ نمی توان شد.ودر مورد معجزه در معراج پیامبر(ص)سوره اسرائ موجود می باشد.وهمه چیز را در قران که شما از ان استنبادمی کنیدوجود ندارد.مثال رکعتهای نمازوبسیاری ازعزوات!شق القمر-پرچم دست دادن علی(ع)در جنگ خیبروغیره پس میبینیم بسیاری از واقعیتهای صدر اسلام بصورت روایت(حدیث نبوی وقدسی)بیان گردیده وباکمال معذرت ازکورش عزیزخورادرقیاس با انان که اسم بردی مکن که عنقا رابلند است اشیانه.وتفکر فرمایش الاهی است.اماشک موجب سقوط چیز دیگریست.وما نباید فراموش کنیم که مسیطر برهمه چیز نیستیم وبسیار خام ودر ضمن برای حسن ختام مولا امیرالمومنین حضرت عمرفارق(رض)نخستین کسی بود که فاتح بیت المقدس برای مسلمین بودایا چنین نبود؟!!!
Monday 1 November 2010 11:11:10 GMT
كورش 
سلام آقا شهرام عزيز
در خصوص صحبت هاي شما بايد عرض كنم .اول از اينكه جناب عالي با نظر بلندت در مورد نوشته هاي اين حقير التفات نشان داديد متشكرم .اگر بحث هايم با هم مسلكان شما اندكي به بيراه رفته معذرت مي خواهم .دو ستان شما در مورد لخت شدن زنان ايران نوشته بودند كه اين توهين بر من سنگين آمد ومجبور شدم بحث را به تاريخ بكشانم . ولي قصد تحريف آن هم بطور ملي گرايي نداشتم . فقط حرفم اين است كه اينكه يك قوم در يك برهه از زمان بتواند قدرت هاي بزرگ را شكست دهد .يك اتفاق مكرر است .مثل شكست آشوريان از مادها.يا شكست چين وروم وايران از مغول ها. يك بام ودو هوايي كه شما مي گوييد وقتي شكل مي گيرد كه پيروزي يك گروه به خدا منسوب شود وپيروزي ديگران به خون خواري ! اگر خدا به لشكر اسلام پيروزي داده حتما همان خدا به لشگريان مغول هم ظفر بخشيده. ... ولي اينكه فكر كنيم كلا نژاد ايرانيان توسط عمر به باد فنا رفته دروغ است(پيرو اظهار نظر بعضي كاربران كه گفته اند....بر باد فنا داد رگ وريشه جم را..) .زيرا تا زماني كه حتي يك نفر در دنيا نوروز را (كه پايه گذارش جمشيد(جم) بوده ،)را جشن بگيرد رگ و ريشه جم بر قرار است.(عليرغم خواسته برخي اعراب). اما در مورد اينكه بنده به ملي گرايي محكوم شده ام . اين كه در 200 سال بعد از حمله عمر به ايران اين كشور همواره محل جنگ وجدل بوده را از كتاب مسلمانان نقل كرده ام .نه ملي گرا هاي ايراني .در اين مورد نظر شما را به كتاب تاريخ طبري و دو قرن سكوت جلب مي كنم كه اتفاقا مورد انتقاد تاريخ دانان ملي گرا قرار گرفته . وبعد از اين دو قرن بوده كه دانشمندان ايراني شروع به مطابقت دادن اسلام و آموزه هاي عقلاني خود كردند .بطوري كه همين كار هم توسط مسلمانان تحمل نشد .و باز تاريخ پر است از نام عالماني كه در اين راه كشته ويا تكفير شدند وبه بدعت متهم شدند. ومتهم شدند از سنت پيامبر پيروي نمي كنند.( بخوانيد داستان اعتزاليون و شروع تفسير قرآن را) جالب اينكه حالا كتابها و انديشه هاي اين دانشمندان را به فلسفه اسلامي تفسير مي كنند . وكشورهاي مسلمان براي ثبت (به عنوان مثال) بوعلي سينا به نام خود، سر ودست مي شكنند. ولي همين بوعلي توسط مفتي هاي زمان خود چه بد بختي ها كه نكشيد!.
گفته ايد حافظ شيعه بوده . در حالي كه اين تقسيم بندي ها فقط در مورد ما عوام پسنديده است اين بزر گان در اين قالب هاي ظاهري جاي نمي گيرند .اين بزرگان موحد بوده اند . وبقيه اش افتراست .خود مي گويد "جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه** چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند" از اين بزرگان در همه اديان پيدا ميشود .مثل تاگور در هند مثل ويكتور هوگو در مسيحيت .مثل نيوتن در يهود. و....
دوست گرامي تا وقتي كه فكر كنيد يگانه راه نجات بشر حرف وراه شماست وبقيه همه در اشتباهند .تا وقتي فكر مي كنيد بقيه انسانها يا كافرند يا مرتد يا رافضي يا ناصبي ... هيچ گفتگويي شكل نمي گيرد مگر گفتار جنگ . وبا جنگ هم هيچ انديشه اي شكل نمي گيرد مگر انديشه كشتار. اينست كه مي گويم عمر اسلام را با گفتار جنگ شروع كرد (حد اقل در ايران) و شيعه كنوني فرزند قانوني اسلام شمشيري است. كه عمر پايه گذاري كرد.
Monday 1 November 2010 05:11:26 GMT
كورش 
من فكر مي كنم اين سامي خان ما دچار نوعي خود اسلام بيني مزمن شده كه اميدوارم شفا پيدا كند .من كجا گفتم امپراتوري ساساني توسط عمر نابود نشده ؟ آقا جان يكبار ديگر اگر غرورت اجازه ميدهد مطالب مرا بخوان من گفتم ايران نابود نشده واز طرفي نابودي امپراتوري روم شرقي نيز توسط عمر شكل نگرفته بلكه توسط سلطان محمد خدابنده (سلطان عثماني)شكل گرفته .و اينكه در يك جنگ خالد ابن وليد هرقل را شكست بدهد نشان اضمحلال يك امپراتوري نيست .گواينكه در جنگ هاي متعدد ايران و روم بارها يكديگر را شكست دادند ولي هيچكدام از اين دو دولت نابود نشدند.برايت مثال مغول ها و امپراتوري چين را هم زدم.در مورد اهرام مصر هم بايد بگويم :هرم بزرگ تا قرنها پس از ساخت ان دست نخورده , مسدود ونا مکشوف باقی مانده و هر گونه اطلاع و خاطره ای از محل مدخل این هرم با سپری شدن روزگاران دراز در مدفن تاریخ ناپدید گردید . تا اینکه در سال 820 پس از میلاد " عبدااله المامون " فرزند " هارون الرشید " که از جسارتها وشهامتهای او در داستانهای هزار و یکشب فراوان یاد شده است,به انگیزه دسترسی به گنجها و مدارک تاریخی گرانبها که تصور میرفت در درون این بنای عظیم ذخیره شده است , با استفاده از گروهی مهندس , معماران و گارگران روزهای متوالی بدنبال یافتن روزنه ای بر روی سنگهای مسطح هرم بدون کوچکترین نتیجه صرف وقت نمود.بعد ها دانشمندان غربي به توالي توانستند راه هايي نفوذ ومقبره هاي بيشتري كشف كنند. در مورد تعدي قرآن هم هم راست ميگويي هيچكس جرات نمي كند به تعدي قران پاسخ دهد.اگر كسي هم جرات كرد برود سرنوشت ابن مقفع و ابوعلا معري را بخواند كه هوش از سرش بپرد.همانطور كه به علي نيز گفتم در قرآن آيات زيادي است كه انسان را به تفكر دعوت مي كند.ولي اگر اسلام آنطور كه شما مي گوييد" دين سمعنا واطعنا است" .بهتر كه انسان باشم و بي دين تا مسلمان و گوسفند!.شما بر شيعه مي تازيد وآنان نادان مي دانيد (كه تا حدودي هم حق داريد) ولي آيا به حماقتهاي خود انديشيده ايد؟در حالي كه در قرآن بارها از قول حضرت محمد گفته شده من معجزه اي ندارم مگر قرآن .شما داريد از شق القمر سخن مي گوييد!؟

Sunday 31 October 2010 02:10:11 GMT
سامی 
سلام بر شهرام عزیز
دوست گرامی
2 به اضافه 2 میشود 4 اگر جاهلی نپذیرد که 4 نمیشود زیاد با وی جر وبحث نکن که او در رای خودش جسورتر میشود کاری کن که خودش اعتراف کند و اگر اعتراف هم نکند پیش اصحاب علم و دانش خود را رسوا میسازد
همچون همین اقا کورش که با چه جرائتی واقعیتهای بزرگ تاریخی همچون امپراطوری ایران و روم را انکار کرد الان کمی بر سر عقل امده به امپراطوری شاهنشاهی ایران اعتراف میکنه و کم کم به امپراطوری دوم هم خودش اعتراف میکنه شاید این بیچاره ها زیاد مقصر نباشند چونکه فقط به اینا اجازه میدهند تا حدود مسایل دینی خودشون اطلاعات کسب کنند
من با وجودیکه بارها تاریخ ایران و روم را خوانده ام که به وسیله اصحاب رسول اکرم ص شکست خوردند از اینکه این اقا اصرار به انکار امپراطوری روم را داشتند خودم هم داشتم که در شک می افتم گفتم نکنه این را من نخوانده باشم شاید این یک وهم خیالی در ذهن من مونده است شاید حرف او هم درست باشه گفتم به قول خود اقا کورش در اینترنت غیر از فحاشی چیزای دیگری هم هست نوشتم امپراطوری روم و سارچ کردم طوماری از سایتها باز شد یک دو تا را باز کردم دیدم که از امپراطوری روم تا به امدن اسلام صحبت میکردند رفتم تو سایتهای عربی یک سایتی بود که به نام موقع قصة الاسلام که خیلی با شرح وتفصیل از قصه هرقل قیصر روم و دعوت دادنش به اسلام بوسیله رسول الله و نپذیرفتنش و شکست او در زمان اصحاب رسول الله بیان کرده بود.
من نمیدانم که این بیچاره ها چگونه جرائت میکنندچنین واقعیتهای بزرگ تاریخی را انکار کنند شاید هم برای این بیچاره ها خط قرمز کشیده اند که نباید در این مورد تحقیق کنند
وبه انها چیزهای یاد داده اند که اصلا عقل سلیم نمیتواند انها را قبول کند مثل اینکه گفته بود اهرامات بسیاربلند فرعونیان و بنای بزرگ کورش همگی در خاک بودند وشاید مجسمه های بودا هم در خاک بوده اند اینها که از روز ساختشان تا به امروز موردتوجه تمام مردم همه قرنها بودند چگونه یکباره فقط در زمان صحابه در خاک میروند اری وقتی که مردم این بناها وهزاران بنای دیگر و معبد وکلیسای قدیمی را میبینند واقعا پی میبرند که اعراب نه امده بودند که فرهنگ را از بین ببرند انها فقط امده بودند که مردم را از بندگی بشر نجات بخشند وفقط انها را بنده خالق وحده لاشریک له بسازند
اینها دیگر هیچ بهانه ای نمی بینند جز همین دروغ پردازیها ولی کاش دروغی را میگفتند که عقل میتوانست یک در صد او را باور سازد
بقول شما واقعا من خنگم و اگر نه باید من خیلی زودتر به ماهیت تو پی میبردم من که از کامنتهای کفرو نفاق انگیزتان زیاد خوانده ام اری برادران شیعه بر صحابه اعتراض دارند ولی تا بحال کسی را ندیده ام که خود را شیعه بنامد و بر شخص رسول اکرم ص اعتراض کند و در هردو مذهب شیعه یا سنی هرکس بر رسول اکرم ص اعتراض کند و به او اتهام بزند از دایره اسلام خارج میشود وکافر مرتد میگردد گفتی مگه او مثل ما انسان نیست او اگر مثل تو بود نمی توانست در یک شب به بیت المقدس برود و به اسمانها سیر کند وبیاید اگر اومثل تو میبود نمی توانست ماه شب چهارده را دو نصف کند اگر او مثل تو میبود نمیتوانست کتابی مثل قران بیاورد که هزار چهارصد سال است که به مخالفین گفته اگر از این قران در شک هستید یک سوره یا یک ایه بمثل او بیاورید تاکنون کسی جرائت نکرده که یک ایه در مقابلش بیاورد
واقعا برادر علی بهترین جواب رابه تو داده بود واز قران برای شما ثابت کرده بود که کسی که خود را مسلمان می نامد هر انچه خدا ورسولش او را امر میکنند بگوید سمعنا و اطعنا در غیر اینصورت جای در اسلام ندارد نه اینکه لب به اعتراض از اسلام وشخص رسول الله کرده باشد هرچه گشتم ان سایتها را پیدا نکردم که چنین نظرات کفر انگیزی را داده بودید واگر نه بعضی از انها را کپی میکردم که همه برادران از ماهیت حقیقی تو با خبر میشدند و از حقد و حسد و بغض کینه تو را نسبت به شخص رسول الله معلوم میشدند و این را هم مینامی اسلام عرفانی به قول خودت این راه که تو میروی به ترکستان است از اسلام خیلی فاصله داری
المهم تو برو از هر عالم شیعه وسنی بپرس که اعتراض بر رسول الله حکم کافر بودن را دارد یا نه
من گفتم که اگر مسلمانی از قران فرار نمیکنی برای حقانیت مذهبت از قران دلیل بیار که نتوانستی که کوچکترین دلیلی بیاوری
از نظر شخص خودم هرکس که به رسول اکرم اعتراض کند و با بیشرمی به او اتهام بزند مسلمان نیست نه شیعه است ونه سنی اگر خود را شیعه مینامی توبه کن هرگز به رسول اکرم ص اعتراض نکن و به او تهمت نزن تا شیعه گفته شوی
اگر توبه نکردی در نظرمن شیعه نیستی منافقی هستی که میخواهی بین شیعه وسنی تفرقه بیندازی کسی که شیعه نیست من چگونه با او بحث شیعه وسنی را بکنم
اگر میخواهی با هم بحث شیعه وسنی بکنیم اولین شرط من اینست که بگو توبه کرده ام که بعد از این هرگز به رسول اکرم ص اعتراض نمیکنم و به او اتهام نمیزنم و از گفته های قبلیم هم پشیمانم و از خداوند متعال طلب بخشش ومغفرت میطلبم تا شیعه گفته شوی بعد من وشما از قران بحث شیعه وسنی میکنیم
Saturday 30 October 2010 05:10:01 GMT
كورش 
جناب سامي .با سلام
در شروع از اينكه وقت خيلي گران بهايت را با يك مرتد هدر مي دهي ممنونم!!
اول گفته اي من تاريخ را تحريف كرده ام . ولي نگفتي كدام نوشته ام تحريف تاريخ بوده . و نگفته اي آن امپراتوري دوم كه عمر نابود كرد(به غير از شاهنشاهي ايران ) چه بوده ؟ . شما مذ هبت سني است يعني پيرو سنت پيامبر ولي مولوي مي گويد "هيچ آدابي و ترتيبي مجوي //هر چه مي خواهد دل تنگت بگوي."
اين فرق شما با يك موحد واقعي است .براي يك موحد واقعي نوع عبادت مهم نيست بلكه روح عبادت مهم است. در مورد خرابكاري هاي اعراب در تخت جمشيد كافي است سري به آنجا بزني و از راهنما بپرسي .كه چرا آن قسمت از پيكره هايي كه در خاك بوده اند سالم ماند ند ولي آن قسمت كه بيرون مانده اند نه.! در مورد زمان كشف اهرام ثلاثه هم مي تواني تحقيق كني.(از اينترنت غير از فحا شي به مخالفان مي توان استفاده هاي ديگر هم كرد !!. )
دوم گفته اي علماي اسلام همه فن حريفند .ولي نگفتي آنها چه كتابي نوشتند ويا چه استفاده اي از زواياي پنهان قرآن كردند كه دو ريال به درد بشريت بخورد؟ مگر اصولا چيزي غير از تكفير و ضبط دانشمندان ايراني به نفع اسلام بلدند؟. اگر مي بيني الان براي فخر فروشي چند كتاب از اين بزرگان در كتابخانه اشان دارند براي اين است كه اولا در برابر بزرگي آنها كم آوردند. ثانيا معمولا انديشمندان در زمان بعد از مرگ عزيز مي شوند چون مي شود آنها را مصادره و تحريف كرد.
سوم . انگار دستي دستي مرگ امام حسين هم دارد مي افتد گردن ايراني ها . مگر به قول شما " حضرت يزيد" پسر "حضرت معاويه" پسر" حضرت ابو سفيان" نبود ؟
چهارم .گفته اي من ِمنافق دارم بين برادران شيعه وسني اختلاف مي اندازم . جان من ! اين تن بميره! شوخي مي كني؟! با با شما كه از بامداد تا پسين داريد به هم فحش ميدهيد و با سلاح هايي كه كافر ها در اختيار تون ميگذارند يكديگر را مي تركونين .تقصير من چيه ؟
پنجم . بين خودمان باشه تو خيلي خنگي ها ! من اين همه اينترنت خرج كردم تازه مي گي من شيعه ام يا سني؟
خوبه قبلا هم به نام "كورش" كلي كامنت گذاشتم .هنوز نفهميدي ؟ ها؟ بد نيست كمي فكر كني .نگذار آكبند بره تو خاك!... راهنمايي مي كنم : من فكر ميكنم انسان (به خاطرفطرت انساني خود) بايد به هر چيزي فكر كند و در مورد همه چيز تحقيق كند.بدون هيچ خط قرمزي هر سئوالي دارد بايد بپرسد تا شكش تبديل به يقين شود .اين هايي كه تو مي گويي افترا ! سوالاتي است كه من در مورد حضرت محمد دارم كه شما جواب كه نمي دهيد هيچ ، تهمت و بي احترامي هم مي كنيد. مگر در قران نيامده كه او هم بشري مثل ماست پس بايد پاسخگو باشيد.
(ترسم نرسي به كعبه اي اعرابي///اين ره كه تو مي روي به تركستان است!)
Friday 29 October 2010 03:10:24 GMT
شهرام 
سلام برسامی وکورش عزیز
قبل از هرچیزسامی یاردیرین کورش ازمستندات حرف میزند.تاریخی که متاسفانه بسیاریکطرفه قضاوت شده.واین تاریخست که ازعهد صفوی وبدلخواه انان بوده است .وان تاریخ دربعضی ازجاهامتاسفانه اعراب واقعا چنین ظلمهای رابرعجم(غیرعرب)رواداشته اند.امااین دلیل برردخدمات اسلام بر ایران زمین ودیگرملل تحت تصرف اسلام نیست.بجزمحمدشیرازی(حافظ)وملاصدرا دیگران اهل سنت وسنی مذهب بوده اند.وان دوطرزتفکر خاص خودونه این شیعه کنونی داشته اند.شمادوست من کورش میتوانی باکمی فاصله ازملی گرای تاریخ نویسان دیگری رامطالعه فرمای.درزمان ساسانیان همانطورکه میدانی نعمت خواندن ونوشتن مخصوص بزرگزادگان واشراف زادگان بود.واین باتحریف اوستابنفع خویش مغان انجام داده بودند.پس بنگرکه اساس علم در دسترس همگان را اسلام پایه گذاری کرده است.ودرس ظلم ستیزی حتی دربرابربرادردینی خودراداده.واسلام دین جهانیان است ونه مخصوص اعراب.از جنگهای بعداسلام گفتی!ولی انصاف ده که درزمان حکام ساسانی بخصوص یزدگرد سوم ایران همواره دستخوش اشوب بود به همبین علت اعراب توانستندبرایران ظفر یابند.پس میبینیم این جنگهاعلت وروداعراب نبوده.درموردفلاسفه که مردم انان راردوقبول نداشتند.این به شعوروحد درک انان برمی گردد.نه اسلام.وحضرت عمر(رض)چنین خدماتی نمود.حال درهر حکومت وسیستمی منافق وکارشکن وجود دارد.حال سئوالی دارم بعد از ایشان وحضرت عثمان(رض)حضرت علی(رض)زمام دار امور مسلمین گشت واین بزرگوارعرب وقریشی هم بودچراایشان رابر انان ترجیح میدهید؟اساسااین یک بام ودو هواچیست؟واگراز خلیفه دوم(ع)بصورت بیطرف مطالعه داشته باشی همگان در عدالت وی دوست دشمن معترفند.ایا در حضورایشان ودر شهر نبی (ص)وباحضورعلی(ع)چنین داستانی واقعیت دارد؟ان صحابه گرامی مشرکین مکه را به بند نکشیدندچگونه ممکن است که دخترکی را به بند کشند؟!وازان ملعون گفتی.ومتاسفانه او راقهرمان ساختی!پس سبب چی بودکه ابن ملجم(لعنت الله)ان رادمرد اسلام راشهیدنمود؟غیرازعداوت با مردان خدا چه اسم دیگری بر روی ان می گذاری؟اگرباز هم یک بام ودوهوانشود.مطلب بسیار است ووقت کم نمی خواهم بیشتر از این سرتان را بدرد اورم.فقط منصف باشیم ودربیان داستان دیگران منطق وعدل را رعایت نمایم.تادرموردمان درست قضاوت شود.
Thursday 28 October 2010 06:10:49 GMT
سامی 
ببینید چهره واقعی شیعه را که با چه جرئتی واقعیتهای بزرگ تاریخی را انکار میکنند ببینید که کسی را که دوست ندارند چه افتراء و بهتانهای بی اساس وبی پایه به او میزنند ببینیدچگونه سفیدی ها را سیاه جلوه میدهند وسیاهی ها را سفید جلوه میدهند این یکی از چهره های واقعی شیعه است گاهی امپراطوری مشهور ایران روم را انکار میکند گاهی اهرم های سر به فلک کشیده فرعونیان را و مجسمه های بزرگ بودا را از چشم عمر رض پنهان میبیند
گاهی قسمتی ازخرابیهای تخت جمشید را کار اعراب میدانند اگر اعراب میخواستند تخت جمشید را ویران کنند همه اش را ویران میکردند واو را به خاک یکسان میکردند جرئت داشتند پیش انها شمشیر وسر نیزه بود ایرانیهای بیچاره نه شمشیری داشتند ونه سرنیزه ای و نه مرد شمشیر زدن بودند و اعراب مرد شمشیر زدن هم بودند همین است که تو دم از اسلام عرفانی و اسلام شمشیری میزنی
جاهلی به اندازه تو هرگز ندیده ام اگر یکی از ایات الله های شما مخالفی داشته باشد ایا معنی اش این میشود که تمام شیعیان با ایت الله ها مخالف اند حافظ وسعدی و ابوعلی سینا اگر مخالف داشته اند معنی اش این نیست که تمام اهلسنت با انها مخالف بوده اند فکر نکنم که عالم سنی باشد وکتابخانه داشته باشد وکتابهای این بزرگواران را نداشته باشد
بیچاره این یکی از خصوصیات علمای اسلام است با وجودیکه عالم دین هم بوده اند فلسفه میخواندند علم فلک وتاریخ و منطق و طب را همراه ان میخواندند این دلیل نمیشود که ابوعلی اگر فلسفه افلاطون را خوانده از دین اسلام مرتد شده ودین افلاطون را اختیار کرده
از شما هیچ بعید نیست که بگویید ان دانشگاه که در زمان حکومتهای ظلم وستم ساسانی وجود داشته به سیستم کمپیوتر وانترنت هم مجهز بوده
اما خداوند بر حضرت علی رض رحم کرد که نرفت و اگر میرفت شاید به سرنوشت سیدنا حسین رض دچار میشد که اهل کوفه هزاران نامه برای او فرستادند تا پیش انها بروداو راحمایت میکنند وقتی که او را بدست جلادان یزید دادند کسی به حمایت او نرفت ان ایرنیهای که نامه پیامبر را پاره کردند ایا برعلی رض رحم میکردند اگر چنببن دعوتی شده حتما حیله ای در کار بوده .
من به این مزخرفات وقت ندارم واقعا اگر مرد بحثی یک دلیل از قران برای حقانیت مذهبت بیاور
پایه واساس اسلام عقیده صحیح داشتن است اگر کسی که تمام اعمالش درست باشد وعقیده اش درست نباشد خداوند هیچ یک از اعمالش را نمی پذیرد وعقیده صحیح فقط از قران به اثبات میرسد
الان یادم امد در چند جا کامنتهای بنام کورش خوانده ام که چه افترا و بهتانهای ناروایی را به حضرت رسول اکرم ص زده است اگر واقعا شما ان کورش هستی پس بدون از شک مسلمان هم نیستی چگونه در اینجا از شیعه دفاع میکنی
چنیین منافقینی هستند که نه شیعه هستند ونه سنی فقط میخواهند بین شیعه وسنی اختلاف بیندازند برای همین نظریه میدهند .
از سایت سنی نیوز میخواهم در این مورد تحقیق بعمل اورد نگذارند که چنیین منافقین به اسم شیعه بیایند ونظر بدهند تا بین ما وبردران شیعه تفرقه بیندازند.
اگر مسلمانی از قران فرار نمیکنی پس منتظر دلایل قرانی شما هستم
سلام ودرود برکسی باد که پیروان راستین حق است
Thursday 28 October 2010 05:10:17 GMT
كورش 
آقا شهرام سلام:
اميدوارم هر كجا از انصا ف فاصله گرفتم دوستاني چون شما مرا ارشاد كنند . من سقوط سلسله ساساني توسط عمر را رد نمي كنم ولي اينكه اين حمله ما را از ظلم نجات داد را نه. معتقدم ما از ستمگري روحانيون زرتشتي به دست ستمگران مسلمان افتاديم. اين مسلم است كه يك تفكر ويك فرهنگ با شمشير به هيچ جايي منتقل نمي شود .من اگر ميگويم عمر ايرانيان را نجات نداد چهار دليل مياورم و چهل تاي آن را نمي آورم كه مجال اندك است . كه اميدوارم بدون حب و بغض مورد قضاوت قرار بگيرد.
1- بعد از حمله اعراب به مدت 200 سال ايران سرشار بود از آشوب و نافرماني بطوري كه پس از فتح يك شهر و حمله به شهر بعدي شهر قبلي سر به شورش بر ميداشت بطوري كه مثلا در يك برهه از زمان سه بار سيستان مورد هجوم قرار گرفت.كه اين نشان ميدهد مردم از اعراب ناراضي بودند
2- قيامهاي متعددي تحت عناوين مختلف وبه جهت كوتاه كردن سيادت اعراب صورت گرفت كه ازجمله مي توان به قيام هاي "ابن مقنع ، سپيد جامگان، ابو مسلم،شعوبيه،مازيار،بابك، يعقوب" اشاره كرد البته به علت ضعف حافظه به معدودي از آنها اشاره كردم. اين قيامها واكنش به ظلمي بود كه مسلمانان تحت لواي قوانين ديني به مردم ديكته ميكردند. مثلا ميگفتند چون ايرانيان يكتا پرست هستند پس كافر نيستند ولي يا بايد مسلمان شوند ويا بايد جزيه دهند آن هم با خواري(طبق نص صريح قرآن).وتازه در صورتي كه مسلمان مي شدند عنوان موالي مي گرفتند يعني بايد براي يك عرب كار كنند و زنانشان كنيز مي شدند.آنها مي بايست در حضور اعرب سوار اسب نشوند، در حضور اعراب ننشينند و.. كلا شهروند درجه 3 محسوب مي شدند.( يكي از اين موالي فيروز (ابو لو لو) بود كه آسيابان و صنعتگري قهار بود و وقتي در مدينه يك دختر بچه ايراني را ديد كه با خواري دنبال يك اسب سوار عرب كشيده مي شود .تصميم به ترور عمر گرفت.)
3- شايد اسلام دين رهايي بخشي بوده ولي اين براي اعراب بوده كه آنها را از زندگي فلاكت بار گذشته جدا كرده وبه سروري رسانده .ولي با انصاف بگوييم براي ايران چه داشته ؟ مگر ايرانيان يكتا پرست نبودند؟ مگر ثروتمند نبودند ؟ مگر درخشان ترين تمدن آن زمان را نداشتند؟ .شايد بگوييد آخرت را براي ايرانيان ساخته. بايد بگويم آيا به صرف اينكه كسي بگويد من مسلمانم به بهشت كه نميرود چه بسا مسلماناني كه ظالمند و نامسلماني كه ياور مظلوم.
4- تمام تمدني كه به نام تمدن اسلامي مي شناسيم بعد از اين 200 سال شكل گرفت ،جايي كه بعد از دو قرن مبارزه ناكام . ايرانيان با اسلام عرفاني به جنگ اسلام شمشير كش، رفتند.يعني نحوه مبارزه عوض شد. بله اين نبرد تازه هم خون مي طلبد ! خون كساني مثل منصور حلاج ،ابن مقفع و... كه سلاحشان در اين نبرد افكارشان بود ولي در مقابل سلاح برندهاي به نام تكفير بود اين شد كه ؛ بوعلي سينا ، زكرياي رازي، ابو ريحان، ملا صدراو... تكفير شدند تا به جاي تعالي اسلام انديشمند به فكر جانشان باشند . شايد سرچشمه شيعه گري امروز مبارزه با بيدادگري مسلمانان سني باشد.
دوست عزيز اين رشته سر دراز دارد اما رشته زمان سر ياري ندارد.
بهروز و به،روز باشيد.(لازم به توضيح است تمام گزارش هاي تاريخي بالا از قول تاريخ دانان مسلمان نقل شده)
Wednesday 27 October 2010 05:10:39 GMT
شهرام 
باسلام کورش جان
من مطلبت را خواندم ومتاسفانه در ان زیاد منصف نبودی!بر فرض مثال رم وغیره درست.ایاایران را هم به تصرف اسلام درنیاورد؟اجدادماراازبیدادواستبدادنجات نداد؟حضرت علی رابه مامعرفی نکرد؟شمادوست عزیزچراباان حضرت اینهمه دشمنی داری؟افتاب می درخشدحتی اگر مانخواهیم.بدرود
Wednesday 27 October 2010 03:10:50 GMT
عمر 
سامی جان سلام
ازبحث کردن بااین اشخاص چیزی حاصل نمیشود.ولی کورش فکرنمی کنی که شرکت درظلم وخدمت به ظالم خودش عین ظلم است!پس مولاعلی که مامی شناسیم با این بزدلی که شما می گوید بسیار فرق دارد.علی ماسپه سالارقشون اسلام است وعلی شماازترس جان تن به هرذلتی مدهد.پس بدان که چه بخواهی وچه نخواهی اگرطرز فکرت این است پس علی هم شریک است.وشما خود اولین تروریستای دنیا بودید نمونه حسن صباح مردک
Wednesday 27 October 2010 04:10:54 GMT
كورش 
خيلي جالب است كه شما بزرگاني مثل حافظ و ابوريحان و بو علي را افتخار اسلام مي داني ولي نميداني هر كدام از اينها در زمان خودشان تكفير شدند.اگر باور نداري كتاب "منم تيمور جهانگشاي"را بخوان تا نظر سني ها را در مورد حافظ بداني.وبراي بوعلي هم شعر معروف "كفر چو مني گزاف وآسان نبود//محكمتر از ايمان من ايمان نبود..."كه شما چيزي در موردش نميداني!!را مثال ميزنم كه اگر سعي كني كمي از خرافات فاصله بگيري و كمي هم مطالعه كني مستندات زيادي مي يابي. مثلا اينكه بو علي شهر به شهر ميگشت ودر باره فلسفه افلاطون تحقيق ميكرد.نه فلسفه عمر!!!. مولوي هم مطابق نوشته هاي بزرگان دين با شروع بحث اسلام عرفاني ،اسلام شمشيري فقها را به مبارزه طلبيد.وجهت اطلاع شما مثنوي هم شخص نيست ويك كتاب است.! ديگر اينكه از كشف مقبره فرعون هاي مصر كمتر از 200 و معبد بودايي چيزي كمتر از اين ميگذرد . پس دست عمر به آنها نرسيده كه خراب كند و اگر به تخت جمشيد برويد مي توانيد قسمتهايي از خرابكار هاي اعراب را روي اين اثر تاريخي ببينيد.در مورد كليسا ها هم چون حضرت محمد دين مسيحيت را به رسميت شناخته بود از دست لشكريان عمر جان سالم به در بردند.ولي بد نيست سري به ايوان مداين بزني ويا خبري از كتابخانه تيسفون بگيري يا سئوالي در مورد فرش بهارستان كني تا فرهنگ دوستي عمر را ببيني!.
اما در مورد امپراطوري هايي كه عمر از بين برد .بايد بگويم او تنها موفق شد امپراتوري ساساني را شكست بدهد. و امپراتوري روم هم هيچگاه توسط اسلام منقرض نشد بلكه اسلام نهايتاً تا اسپا نيا پيش رفت و سپس شكست خورد و عقب نشيني كرد .كه آنهم در دوران عمر نبوده. و مصر هم در آن دوران امپراتوري نداشته و قبلا زحمتش توسط روم وايران كشيده شده بود. اگر شما امپراتوري ميشناسيد كه توسط عمر براندازي شده محض اطلاع عوام رونمايي كنيد!حالا اگر زياد هم "عظيم" نبود مهم نيست!. در ضمن مسئله دعوت از علي هم در زمان خليفه دوم اتفاق افتاده وقبل از جنگ واز جانب روساي اين مركز علمي .نه از جانب دولت ساساني. واين يك امر معمول بوده و هست كه از بزرگان يك آيين براي تبيين يك مسلك دعوت ميشود. كما اينكه در آن زمان در ايران كشيش هاي زيادي بودند كه در ايران تبليغ مسيحيت مي كردند . تعجب من اينست كه اين امر براي شما عجيب است.!
Tuesday 26 October 2010 02:10:14 GMT
سامی 
دوست عزیز برادر عمر
بحث با چنین جاهلان اتلاف وقت است کسی که نفهمد یا خود رابه نفهمی بزند که در زمان حضرت عمر فاروق رضی الله عنه دو امپراطور بزرگ وجود داشته وهر دو امپراطور در زمان حضرت عمر رض بدست سربازان اسلام شکست خوردند چه ارزش بحث کردن با او را دارد و میگوید کدام دو امپراطور فکر نکنم که هیچ تاریخی در دنیا وجود داشته باشد که این واقعیت عظیم را انکار کرده باشد
مثال او همانند کودکی است که به پدر خود گفت پدر من میتوانم با بزرگترین علما و دانشمندان دنیا بحث کنم و برنده هم بشوم پدرش گفت چگونه پسرم تو که هیچ علم و دانشی نداری گفت پدر بسیار ساده است مثلا من میگویم مرغ یک پا دارد انها میگویند نه دو پا دارد من میگم یک پا دارد انها هر دلیلی بیارند من قبول نمیکنم و اخرش من برنده میشوم
مرغ این بیچاره ها یک پا داردمن و شما هر دلیلی بیاوریم انها انکار میکنند همانطوری که معلوم است
بعد از وفات پیامبر تمام اعراب مرتدشدند جز از مثلث مکه و مدینه وطایف ایا اگر مردم این سه قریه یا شهر کوچک بتوانند کل عربستان را فتح کنندو بقول تمام تاریخهای دنیا دو امپراطور عظیم را نیز فتح کنند ودهها کشور دیگر را هم فتح کنند ایا انها قابل ستایش نیستند برو تاریخهای بیطرف دنیا را بخوان اینها اخباری هستند که با تواتور در تاریخ امده اند که با متعصبترین وتندروترین شخص دنیا انکار انها غیر ممکن است تو چطور میتوانی انها را انکار کنی
گفته ای اعراب با تمام تلاششان هنوز نتوانسته اند ایران را نابود کنند انها که برای نابودی ایران نه امده بودند انها امده بودند که به مردم ایران دین اسلام را برسانند که بیش از نود وپنج در صد مردم ایران مسلمان شدند وبیش از هزار سال تمام مردم ایران به مذهب اهلسنت بودند و ایران مرکز علم ودانش گشت و در اینده تلاش انها ثمره ای بمثل حافظ وسعدی و مولانا و مثنوی وابوعلی سینا وابو ریحان بیرونی و صد هزاران عالم دیگر بود
اگر بزرگترین جنایت کار تاریخ شاه اسماعیل صفوی کتب انها را از بین نمی برد ما صدها حافظ وسعدی وغیره داشتیم
و در اخر گفته ای اگر اسلام توسط منطق و تربيت حضرت علي به ايران ميآمد، نه تنها تمدن سوز نمي شد بلكه تمدن ساز مي شد.كما اينكه قبل از حمله اعراب به ايران از حضرت علي براي تدريس در دانشگاه گندي شاهپور دعوت شده بود كه با حمله عمر ناكام شد.
بیچاره هم حضرت ابوبکر وعمر و عثمان رضی الله عنهم بخلافت ازموده شدند و هم حضرت علی رضی الله عنه ازموده شد زمان ان سه خلیفه مسلمانان برقله افتخارات نشسته بودند که از نام مسلمان مو بر تن کفار ومشرکین راست میشد وتمام مردم در امن وامان و نعمت فراوان بودند فتوحات ادامه داشت
وزمان حضرت علی جز از برادر کشی چیز دیگری نبود که نمونه اش جنگ جمل و صفین بودند که خون هزاران بیگناه ریخته شد و حضرت علی نیز در این مورد بری است واین اختلافات را ابن سباها بین مسلمین براه انداختند .
بیچاره اگر حضرت عمر میخواست فرهنگ وتمدن را نابود کند چرا اثار فرعونیان را در مصر نابود نکرد چرا بوداها را در افغانستان نابود نکرد چرا هزاران معبد و کلیسا را نابود نکرد که تا به هنوز وجود دارند
بترسید از عذاب خداوند روزی شما صفویها باید در محضر دادگاه عدل الهی درقیامت جواب گوی این دروغهایتان باشید
برادر عمر این بیچاره ها هیچ منطق و دلیلی ندارند فقط یاد دارند که حتی بزرگترین واقعیتها تاریخ را انکار کنند و بعد بگویند شما در برابر ما کم میاوری من خودم در دو راهی قرار گرفته ام حرفهای این شیعیان صفوی را میبینم که جز سب ولعن وکذب وافترا وانکار حقایق چیزی بیشتری نیستند که هیچ ارزش جواب دادن ندارند واگر جواب ندهی رویشان میره بالا فکر میکنند که سنیها جواب ندارند پیش ما کم میارند جواب اینها برایم از اب خوردن اسانتر است لیکن وقت بنده بسیار محدود است کذب ودروغهای اینها این ارزش را ندارند که من وقتم را به پاسخگویی انها بهدر بدهم ولی گاه گاهی مجبور میشوم که باید پاسخ بدهم
در پایان از خداوند متعال هدایت تمام بشریت را خواستارم والسلام
Tuesday 26 October 2010 04:10:14 GMT
كورش 
اگر ميخواهي علي را در جنايات عمر شريك كني من حرفي ندارم .ولي چيز ي كه مشخص است اينست كه علي به خاطر اينكه از سران اعراب بوده و همراهي نكردن او در اين جنگ يك نوع خيانت ملي محسوب مي شده در عمل انجام شده قرار گرفته وهمراهي كرده . از اينكه در بحث كم اوردي و فحاشي مي كني لذت ميبرم.پيشنهاد مي كنم به خود بمب ببندي و كامپيوتر را در يك عمليات استشهادي بتركاني.حتما به بهشت ميروي!!!
Monday 25 October 2010 01:10:39 GMT
عمر 
کورش اینقدرچرت نگو.مردک دران زمان علی(ع)یکی ازژنرالهای ایشان بود.اصلادران زمان ایران مدعی درالعولوم راداشت.کجااعراب راقبول داشتند.الکی ترهات مباف.نامه حضرت عمرفارق رابخوان که درجواب خسروپرویزملعون چه جواب دادند.
Monday 25 October 2010 05:10:08 GMT
كورش 
شما راست راستي انگار دروغ هاي خود را باور كرده ايد!؟.كدام برهنه شدن ؟ كدام دو امپراتوري؟آيا اعراب امپراتوري روم را نابود كردند؟ اعراب عليرغم تلاششان هنوز هم موفق به از بين بردن ايران نشده اند!آيا مغول هاي آن زمان پيشرفته بوده اند؟ در آن زمان مغولستان سر زمين كوچكي بود كه عبارت بود از چند قبيله، مثل عربستان.ولي توانستند بر لشكر يان امپراتوري چين (درخشان ترين تمدن زمان خود)پيروز شوند.هون ها و كارتاژيان هم توانستند حكومت روم شرقي را شكست بدهند واينها تماماً انگيزه شان بدست اوردن غنيمت ثروت و سر زمين هاي بيشتر بود.تاريخ از اين بازيها زياد دارد.همانطور كه تمدن اشوريان توسط ماد ها نابود شد.شما خود ميدانيد اعراب آن زمان به واسطه مسلمان شدن رئيس قبيله اشان مسلمان شده بودن و چيزي از اسلام نميدانستند كه بخواهند به خاطر آن از جان خود بگذرند .اين روند معمولي زندگي اشان بود كه غارت كنند وبسوزانند وتجاوز كنند.زيرا كه قبلا هم اين كار را با قبايل همجوار مي كردند.اگر اسلام توسط منطق و تربيت حضرت علي به ايران ميآمد، نه تنها تمدن سوز نمي شد بلكه تمدن ساز مي شد.كما اينكه قبل از حمله اعراب به ايران از حضرت علي براي تدريس در دانشگاه گندي شاهپور دعوت شده بود كه با حمله عمر ناكام شد.
Wednesday 20 October 2010 06:10:07 GMT
سامی 
باسلام
اصحاب رسول الله ص به این شهرت داشتند که بر زنان حمله نمیکنند وحتی نگاه زن بیگانه را هم نمیکنند وبرای همین بود ایرانی ها از اخلاق نیکو صحابه میخواستند سو استفاده کنند زنان ودختران خود را برهنه در خط مقدم جبهه فرستادند تا صحابه انان را ببینند وبه عقب برگردند .
اگر ایرانیان میدانستند که صحابه رض به زنان تعرض میکنند انان را در محکم ترین پناهگاه قایم میکردند نه اینکه انان را در خط مقدم جبهه برهنه بفرستند
وبه تقوا پرهیزگاری صحابه قران کریم گواه است که میفرماید: والزمهم کلمة التقوي تقوي وپرهیزگاری را خداوند برای انها الزمی کرده بود زیرا که انها مسلمانان نخستین بودند انها باید نمونه والگوی تمام امت باشند وانان در مدرسه رسول اکرم ص تربیت شده بودند برای رساندن رسالت نبی اکرم ص به جهانیان
اما ما میبینیم بعضی با بیشرمی تمام به انهااتهامات ناروایی را میزنند .
اگر انها تجاوزگر میبودند نصرت خداوند به کمک انها نمی امد در تمامین نبردها پیروز میدان بودند با وجودیکه تعداد انها از دشمن کمتر بود واسلحه درست حسابی هم نداشتند و حتی غذای کافی هم برای خوردن نداشتند .
ازهمه مهمتر در زمان سیدناعمر رض دو امپراطور ابرقدرت در یک زمان بدست صحابه رض شکست خوردند
هرچند ما علل واسباب پیروزی صحابه را نگاه میکنیم چیزی جز نصرت خداوند متعال نمی بینیم
تعداد انها به مراتب کمتر از تعداد دشمن بوده است
اسلحه انها بسیار معمولیتر از اسلحه پیشرفته دشمن بوده
وانان حتی برای تقویت جسمانی خویش غذای کافی نداشتند ودشمنان انها دارای بهترین غذاها بوده اند
وثانیا انان مردم چند قریه وروستا بودند که هرگز نمیتوان انان را با کشور ابرقدرتی همچون ایران انزمان مقایسه کرد اگر زور سرنیزه بود بهترین سرنیزه ها دست ایرانیان بودند ومرد سرنیزه زدن هم بودند زیرا انها در بهترین پایگاههای نظامی اموزش میدیدند و صحابه پایگاهی هم نداشتند که اموزش نظامی ببینند .
چقدر ایمان صحابه به رسول اکرم ص قوی بود انان بنا به وعده های که خدا ورسولش به پیروزی بر ایران وروم به انه داده بودند حاضر به چنین جنگ نابرابر شدند واگر نه یک درصد هم امکان نداشت که انها بر دو امپراطور ابرقدرت در یک زمان پیروز گردند و هیچ عاقلی امکان نداشت که حاضر شود در چنیین جنگ نابرابر شرکت کند زیرا این جنگ بحساب نمی امد این خودکشی بحساب می امد
بعضی جاهل پیروزی مغول را با پیروزی صحابه مقایسه میکنند سبب پیروزی مغول کثرت انها بود وبهترین اسلحه انزمان خود را همرا خود داشتند مغول فقط به قسمتی از ایران امروزی به پیروزی رسید نه ایران انزمان که امپراطور ابرقدرتی بود وشامل چند کشور بوده است
اگر ما نصرت الهی را در پیروزی اصحاب رسول الله ص نادیده بگیریم پس باید ما با داشتن چنین اجداد ونیاکان که در برابر یک عدد قلیل غیر مسلح به سلاح بهتر از سلاح انها وگرسنه وپابرهنه شکست بخورند خجالت بکشیم چرا باید شکست بخورند چه چیز از انها کمتر داشتندد .
ماباید در باره صحابه به قران رجوع کنیم که قران درباره انها چه میگوید نه هرانچه کافی ومجلسی مارا میگویند.
سلام خداوند برکسی باد که همیشه از حق پیروی میکند.


Tuesday 19 October 2010 10:10:33 GMT
حمید 
حتما کسی هم که به گوش شما رسونده
یه شیعه تند رو بوده که جز اهانت به عمر چیزه دیگه ای انجام نداده و بلد نبوده مطمین باش شما هم یکطرفه قضاوت میکنی
Saturday 16 October 2010 09:10:01 GMT
كورش 
حميد خان
شناختي كه شما از عمر داريد اطلاعات يكطرفه اي است كه موروثي به شما رسيده .برويد كتاب هاي تاريخي بي طرف را هم بخوانيد.
Wednesday 13 October 2010 08:10:33 GMT
حمید 
اون عمری که ما میشناسیم هیچوقت اجازه نداد به هیچ زنی تجاوز بشه
شاید شما هم رفتی حمله مغول به ایران رو خوندی باید هم ازش ممنون باشید که شما را با اسلام اشنا کرد و از گمراهی نجات داد
Wednesday 13 October 2010 04:10:01 GMT
كورش 
ما از اين ناراحتيم كه اعراب در آن زمان ايران كه كشور ثروتمندي بودرا غارت كردندبه زنان ايران تجاوز كردندمردان ايران را به بردگي بردند و با ثروت و دانش ايرانيان توانستند كشورهاي ديگري را غصب كنند.و حالا از ما طلبكار هم هستند كه به ما اسلام را داده اند.وخود فروخته هايي مثل سيد جاويد به ايرانيان توهين هم مي كنند!اين موجود حتي نميداند ايران آن زمان شامل كابل هم ميشده.ونفهميده به اصل ونسب خود هم افترا مي بندد.
Tuesday 12 October 2010 09:10:38 GMT
حمید 
میدونید شما شیعه ها از چی ناراحتید ؟از اینکه هر دوازده امام شما نتونستند به اندازه یه روز عمر برای اسلام کاری بکنند درود خدا بر عمری که بعد از خدا و حضرت محمد(ص)اسلام هر چی داره از او داره
در ضمن شما امام حسینی که دوازده دقیقه بیشتر مبارزه نکردو تمام جوان ها رو به کشتن داد و هیچ سودی هم نداشت
رو واسش قمه زنی و سینه زنی میکنید و لی عمری که بیشتر کشور ها رو مسلمان کرد واسه قاتلش درود میفرستید
یه چیزه دیگه شما دست بسته بودن ما رو در نماز توجیه و واسش که اشتباهه دلیل میارید اما قمه زنی های خودتون واسش هیچ دلیلی ندارید
Monday 11 October 2010 05:10:09 GMT
كورش 
جناب سيد جاويد... شما كه دم از آيين عدل وانصاف اسلامي ميزني بايد بداني اينكه لشگريان عمر به زور سرنيزه به زنان ايراني تجاوز ميكردند .باعث افتخار نيست بلكه اگر كمي عاقل باشيد مي فهميد باعث شرمساري مسلمانان است .درست است كه ميگويند تاريخ را فاتحان مي نويسند حتما اين تاريخ را كه شما به آن استناد مي كني عمر نوشته كه سرتا پا دروغ است.در ضمن كابل هم در آنزمان جزو ايران بوده آيا زنان كابل هم اين كارها را مي كرده اند؟
Sunday 3 October 2010 12:10:18 GMT
مصعب 
سنی با عمر زیباست!
Sunday 3 October 2010 07:10:53 GMT
احسان 
پیام های فرستاده شده توسط دوستان را خواندم و واقعا متحیر شدم!اهل سنت چه بر سرتان امده؟زندگی کردن با شیعیان و تحت حکومت فاشیست رافضی شما را به این روز انداخته که به راحتی آب خوردن لعن می کنید و فحش می دهید؟بدانید که همه ی ما به خاطر تک تک کلماتمان مواخذه می شویم و این لعن ها و فحش ها یعنی ابروی اهل سنت را بردن و خراب کردن مذهبمان در ذهن دیگران!فراموش کرده اید اخلاق مسلمان را؟نشنیده اید که رسول الله صلی الله علیه و سلم و اصحاب رضی الله عنهم چه اخلاق نیکویی داشته اند؟نشنیده اید که:
أنَّ رسولَ الله -صلى الله عليه وسلم- قال : «ليس المؤمن بطعَّان ولا لعَّان ، ولا فاحش ولا بذيء» اخرجه الترمذی
رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند:مومن طعنه زن و لعنت کننده و فحاش و بددهن نیست.
خواهران و برادرانم از شما انتظار دیگری می رود...ما مسلمانیم!
Monday 27 September 2010 04:09:34 GMT
شهرام 
سلام
دوست من در این سفر خداوندصبحان یارت بادومارا نیز دعا کن وامیدوارم سالم برگردی دوستدارشما شهرام
Monday 27 September 2010 07:09:03 GMT
سید جاوید "سادات " کابل -... 
کسی بنام مهدی مزخرفاتی وفاش های ناروای را که ازمادرش به ارث برده بودنوشته فقط من میخواهم مهدی جان وبه قول ایرانی ها مهدی جون یکبار اصل نصبش را ازمادرجونش بپرسد که کی اورا مسلمان نمود وبه زور شمشیر خدا یعنی خالد ابن ولید وحضرت عمر امپراتوری ایران درهم شکست وازآتش پرستی انان را به اسلام سوق داد حالا این دشمنی ازانجا سرچشمه می گیرد که ایرانیان آنزمان زنان خود را درمقابل سپاه دلاور عمر سکس میکردند تا ازحمله انان دست بردارند انجا بود که علی "مرتضی به عمر مشوره داد تا لشکر اسلام چشمانشان را بندند وشمشیر ها را ازنیام بیرون کشند وبا نهره الله اکبر این مشرکان را درهم شکنند واگر حالا مهدی زاده یا مهدی جون ها چنین شکل عوعو میکنند علطی ازانان نیست بلکه حرامزاده گی خود را بیاد میاورند وازاین ناراحت اند که چرا لشکر اسلام با ..... سکس شان کار ناروا نکرده وانان را ازدم شمشیر کشیده وچرا باید انان را ازآتش پرستی بطرف یکتا پرستی سوق داده پس این همه سوز وگداز ازانچه اطلاع دارد میباشد
Sunday 26 September 2010 12:09:14 GMT
عبدالرحمان 
برادران بنده به سفری می روم ومدت طولانی نمی توانم به سایت سر بزنم ما که هرچه گفتیم بیاد بریا بحث ولی جزء فوش نشنیدیم حالا هم بنده به مسافرت میروم ونمی توانم ه سایت سر بزنم با ارزوی توفیق روز افزون برای برادران حق جو ومتفکر چه شیعه چه سنی امید وارم راه حق را انتخاب کنیم وبرادران شیعه از تعصب به اخوند دست بردارن وگرنه با کلام خداوند در افتاده اند ضمنا برادران در سایت سنی نیوز حتما پیغامم را منتشر کنید که اگر برادران سوالی کردند من به دلیل مسافرت نمی توانم جواب بدهم وکسانی این سوالات را بکنند واز طرف بنده جوابی دریافت نکنند وبعدش بگویند کم اورده پس خواهش مندم حتما پیغامم را درج کنید
من الله توفیق
Saturday 25 September 2010 06:09:18 GMT
شهرام 
اری فرامرز شماراست می گویی!6ملیون اواره اکثریت جوانان معتاد.دختران ایرانی برای عیش درکشورهای عربی.فقر.ریا.قبرپرستی.فحشادراوج.امارمرتدین ازدین اسلام.ووواین درخششیست که کشورایران دران میدرخشد.وازحق گفتی!کدام حق؟توهین به صحابه کرام!توهین به شخص اول اسلام!ادعاپشت ادعااین فرهنگ کاذب رافراموش کن.
Saturday 25 September 2010 10:09:30 GMT
فرامرز 
در این که شیعه حق است شکی نیست.
ببینید این ایران این مملکت شیعه چطور در دنیا و دنیای اسلام میدرخشد.
یک نگاهی به کشور های سنی بکنید ببینید به چه حال و روزی افتاده اند.
Thursday 23 September 2010 04:09:53 GMT
شهرام 
سلام
اگر ماهم مثل انها باشیم پس فرق ماباانان چیست؟به الله قسم که یک چشمم اشک است وچشم دیگرم خون.بخصوص درموردمادرمان حضرت عایشه(س)اماسامی عزیزحساب روافض راازشیعه علوی جداکن.انان راچه بترسانی چه نه برایشان فرقی ندارد.انان مهر برقلبهایشان نهاده شده.وازاخرت ترسی ندارند.به امیدهدایت برای همگیمان
Wednesday 22 September 2010 01:09:37 GMT
سامی 
به شیعه ای که اسم نگذاشته بگویم هندجگرخوار راخداوندتوبه نصیب کردولی دکان صیغه شماهنوز رونق خوبی دارد نمی دانم خداوندباشما چه معامله ای میکند
وبه شهرام عزیزبگویم گفتی سنی نیوزکانال اتحاداست اماچگونه اجازه میدهدکه درهمین کانال به بزرگان وپیشوایان ماکه از جان خویش وپدرمادرمان انها رادوستر داریم سب ولعن وتوهین واهانت کنند شیعیان به سب ولعن شهرت جهانی دارندلازم نیست برای شناخت بیشترمزخرفات وسب ولعنهای انهاراعلنی کنندتاماهم مجبورنشویم به انهاجواب بدهیم یااقلاخودسایت جواب انهارامیدادوانهارا ازقران وحدیث پاسخ میدادتاشایدتوبه میکردند
برادرودوست عزیزعبدالرحمان ازلطف شمامتشکرم خداوندشما راحفظ کنداگرشیعیان جواب دارندجواب برادرسجادوبرادرعلی راکه دربالا بسیارنظرات وسوالات مفیدی رابیان کرده اندبدهندازسب ولعن کاری ساخته نمیشودبلکه بغض وعداوتها بیشرمیشود
Wednesday 22 September 2010 07:09:14 GMT
شهرام 
ازلقبت متشکرم
منظورازروافض اخوندکهای فیضیه وخمس بگیران است دوست عزیز نه شیعه های علوی.ان شیعه های که ازتفرقه بدوروحق راجستوجومیکنند.ودرایران فراوان داریم.روافض ان نامردمانی هستندکه ملتم رابه اسارت برده وملت راخش وخاشاک می پندارند.شماازکدوم دسته هستید.وماپیرو حضرت عمر(رض)نیستیم بلکه پیرو حضرت رسول(ص)واونیزهمچنین.ودرخاتمه همگی پیروذات صبحان(ج)هستیم.نه فردپرست.بنظرشمااین ناحق است.دوست عزیزعبدالرحمان ازاحساسات پاکت ممنونم من نیزبه شماافتخارمی کنم وسلامت راتسلیمم.
گی
Tuesday 21 September 2010 06:09:40 GMT
محمدعلی 
ادمهای تند رو در هردو مذهب شیعه وسنی وجود دارد یکطرفه نیست.
مثلا در پاکستان در بسیاری جاها نوشته کافر کافر شیعه کافر

یا خطیبان نمازهای جمعه را در پاکستان اگر خطبه هایشان را گوش کنید متوجه می شوید که چه فحاشی های علیه شیعیان نمی کنند وچه دشنامهای که علیه شیعیان انجام نمی دهند
وحدت شیعه سنی خیلی خیلی ضروری است هردو مسلمان وبرادر هم هستند.
Tuesday 21 September 2010 03:09:26 GMT
عبدالرحمان 
روافض چرا ساکتید بیایید از عقایدتان دفاع کنید جز فوش من اینجا چیزی نمی بینم بیایید چرا می ترسید

ضمنا سلامی به گرمی افتاب به تمام برادرانم در سنی نیوز و برادرانی که اینجا نظراتشان را درج می کنند واز عقاید امت محمد مصطفی دفاع می کنند به خصوص به دو برادر عزیز تر از جانم سامی وشهرام وسایر برادران
Tuesday 21 September 2010 05:09:28 GMT
به شهرام 
شهرام شپره عزیز ،اگرهمرحلال زاده بود که پیروانش اینچنین اعمالی انجام نمیدادند!اینکه خودراحق میدانی ودیگرانی رافضی وناحق نیز بگویم،اگر ازشیطان هم بپرسی خود را حق میداند
Monday 20 September 2010 06:09:43 GMT
به سامي  
مادر تو هم مپل هند جگر خوار است...
Monday 20 September 2010 05:09:12 GMT
شهرام 
طبق ایات قران نصرازان حق می باشد.دراینشرایط که بازهم مسئله افک رامنافقین مطرح کرده اند2هدف دارند.یک بازی بااحساسات مسلمین(سنی وشیعه علوی)2بلکه تکرارجنایات1367هجری شمسی که بازدراین جنجال بهترین جوانان مارابه جوخه های مرگ بسپارند.پس این ازمکرسردمداران این رژیم میباشد.پس مسلمین بهوش باشیدکه مکرشان رابه امیدالاهی بخودشان بازگردانیم.پس ناموس اسلام ناموس ماست شیعه وسنی ندارد.سنی نیوزکانال اتحاداست نه اختلاف.موفق باشی سامی عزیزکه میدانم هدفت خیراست.یاالله
Monday 20 September 2010 05:09:04 GMT
شهرام 
سلامی دیگربرسامی عزیز
همیشه مدعی اگرکم میاوردبه لعن ونفرین متوصل میشود.واساس این روافض برمبنای همین اصل است.انان مذهب نیستند!نه اسلام ونه هیچ مذهب دیگری.یک مشت شیادخودفروش(اعمالشان درفیضه ها)به طمع مال دنیاچنین بی شرمانه گستاخی میکنند.واین صیغه هاکه اشاره فرمودید.نوامیس اسلامنددراسارت همین روافضندکه با اسم اسلام اینان رافریفته انداین است ان صبروشکیبای که عرض کردم.ایات عظمای روافض همین اختلاف رامیخواهندپس شمانیزنادانسته دامن مزن واب دراسیاب این همدستان اولادابن سبامکن.حساب عام ازخواس راجداکن وط
Sunday 19 September 2010 08:09:38 GMT
سامی 
سلام دوست عزیزشهرام
مذهب تشیع تنهامذهبی است که پیروان خودرابه سب ولعن امرمیکندوسب ولعن راعبادت میدانددیگردردنیاهیچ مذهبی وجودنداردکه پیروان خودرابه سب ولعن دستوربدهدحتی بودایی وزرتشتی وبهایی وبوداییهاپیروان خود رابه ادب واخلاق دستورمیدهند
پیامبرمااسوه ادب واخلاق بودقران میفرمایدوجادلهم بالتی هی احسن سب ولعن اعمال زشت وغیراخلاقی هستندکه درشان یک مسلمان نیستند
به این اولادصیغه میگویم اول درباره مادرخودتحقیق کنیدوپدرتان رابشناسیدبعددرباره مادرمعاویه تحقیق کنیدبخاطرپول مادرخواهرخودراصیغه می دهید
Sunday 19 September 2010 10:09:31 GMT
شهرام 
سلام دوست وبرادردینی
سامی عزیزماجواب داریم وکتاب الله ماراکفایت است.این راه صبرفراوان می خواهد.صبرپیشه کن که خداوندباصابران است.امروزهمه گی در یک چشم اشک داریم وچشم دیگرخون.ازجفای این روافض.اماامثال مهدیهازیادوازواقعیت بیخبرند.پس وظیفه ماارشاداست.نه دامن زدن به سخنان دشمنین اسلام که از هرطرف هجوم اورده اند.به امید هدایت یاحق
Sunday 19 September 2010 10:09:01 GMT
به سنی وشیعه 
بحث زنا زاده شد،بد نیست درمورد مادر معاویه(هندجگرخوار) وعمرکمی تحقیق شود تاحقیقت روشن گردد.بامشاجره که حقیقت روشن نمیشود.
Saturday 18 September 2010 04:09:59 GMT
سامی 
شهرام دوست عزیزسلام
من هم مخالف اختلاف بین سنی وشیعه هستم امااشخاصی جاهل ومتعصب همچون مهدی پیدا میشوند که توهین واهانت به بزرگان ومذهب مامیکنند وبه اهلسنت تهمت ناروا میزنند ماهم نمیتوانیم سکوت کنیم تا پرروتر نشوند ونگویند اهلسنت جواب ندارند.
Friday 17 September 2010 08:09:34 GMT
شهرام 
مهدی جان سلام
این سخنان صدمن یک قاز چه سود!کمی بیندیش بدان این اشفته بازاربنفع کیست؟مابایدشیعهوتابع سنت رسول الله باشیم وهستیم انشاالله.شیعه علوی افتخاروسنی محمدی مفتخریم.به صفویان اینقدرباج ندهید.خدااحکم ال حاکمین است.ازخدابترس تهمت نارواحتی بردشمن مزن.حق یارت بادبه امید هدایت یاالله
Friday 17 September 2010 12:09:48 GMT
مهدي  
سني ها كه پدر و مادرتان مشخص نيست
شماهايي كه مادرتان به پدرتان محرم نيست
آناني كه حرام خدا را حلال مي دانند
عمر حرام زاده اي بود كه اول ايرانيان به خاطر غصبي كه خاك اين كشور را نمود او را لعن مي كنند
بعد از آن هم در دين اسلام بدعت گذاشت و احاديث و روايات پيامبر را تحريف كرد
براساس كتاب اهل سنت
صحيح بخاري و ...
مگر نشنيده ايد كه اسطوره قاريان قرآن عبدالباسط بعد از مرگ خود زماني كه به خواب فرزندش آمد نصيحت كرد كه شيعه بشود كه در آن دنيا اگر حب علي ابن ابيطالب در سينه نباشد هيچ چيزي قبول ني
Wednesday 15 September 2010 05:09:47 GMT
سامی 
درجواب مهدی
جناب اول برو از مادرت بپرس اگر با کسی دیگر غیر از بابات صیغه نشده بعد بیا بگو با سنی ها برادر میشوم یا نه کسی که مادرش با صدها نفر صیغه شده نزد ما اهلسنت دست برادری دادن با او حرام است چرا که او از نظر ما حرامزاده است
Wednesday 15 September 2010 05:09:15 GMT
سامی 
دنباله
جناب حرامزادگی ربطی به انجام دادن یا ندادن طواف نسا ندارد حرامزادگی از ارتباط نامشروع مرد وزن صورت میگیردتوکه بخاطرپول مادر وخواهرت را در اختیار پیر جوان میگذاری بایدخرامزاده باشی اگرمادرت با ده مرد صیغه شده کجامعلوم است که تو فرزندکدام مرد باشی .
Wednesday 15 September 2010 05:09:16 GMT
سامی 
در جواب شیعه احمقی که اسم نگذاشته است
جناب پیامبر ص فرمود امت من هفتاد سه فرقه میشوند که فرقه ناجیه فقط یک فرقه است از زمان رسول الله ص تا ابتدای خلافت علی رض هیچ فرقه ای جز همین فرقه وجود نداشته یعنی اسلامی را که عمر رض اورده عین همان اسلام رسول الله ص بوده است کثافت راشما شیعیان براسلام زدید که غیر از اسلام زمان رسول الله وخلفای راشدین اختیار نمودیدوشرک بدعت را در اسلام داخل نمودید شما جز ان فرقه ناجیه نیستی که در زمان رسول الله وخلفای راشدین وجود داشت شماجزهمان72فرقه هستی که به جهنم میروند
Wednesday 15 September 2010 01:09:49 GMT
الحمدلله الذی جعلنی من المتمسکین... 
سلام به برادران اهل تسنن
اندکی پیش یکی از علمای شیعه با تاکید فرمودند که اهانت به مقدسات تسنن و خلفا حرام است
به دلیل موقعیت حساس کنونی جهان اسلام و بروز تفرقه وسو استفاده دشمنان
یا علی!
Wednesday 15 September 2010 01:09:49 GMT
ابولولو سگ کش 
بر عمر سگ پدر مشرک و زندیق لعنت و لعنت و لعنت و لعنت باد.
Monday 13 September 2010 03:09:24 GMT
دارا 
در خصوص حرامزادگی بهتر است با به مراجع معتبر استناد بشود , در روايات كثيري از علمای تشیع جواز عاريت زنان بيان شده است كه در اينجا به بخشي از آن روايات اشاره مي‌شود.
در روايات كثيري جواز عاريت زنان بيان شده است كه در اينجا به بخشي از آن روايات اشاره مي‌شود.
1- از عبدالكريم روايت است كه مي‌فرمايد از امام جعفر پرسيدم شخصي شرمگاه كنيزش را به اجاره مي‌دهد آيا آن جايز است؟ ايشان فرمودند آري جايز است([1]) بحار الانوار 100/326.
2- از محمد بن مسلم روايت است كه مي‌فرمايد از امام جعفر پرسيدم آيا جايز است شخصي كنيزان خود را در اختيار ديگران قرار دهد؟ ايشان فرمودند اشكالي ندارد([2]) حواله بالا
3- از فضل بن يسار روايت است كه مي‌فرمايد از امام جعفر پرسيدم اصحاب ما از شما روايت مي‌كنند كه شما عاريت فرج را جايز مي‌دانيد، ايشان فرمودند آري، سپس پرسيدم اگر شخصي كنيز گرانبهاي باكره‌اي داشته باشد و آن را به اجاره و عاريت دهد و در عقد شرط نمايد كه از فرج او استفاده ننمايد آيا جايز است؟ ايشان فرمودند اشكالي ندارد ولي اگر آن فرد از فرج او استفاده نمايد بايد عشر قيمت او را بپردازد([3]) بحار الانوار 100/326

Monday 13 September 2010 02:09:18 GMT
در جواب سامی 
کثافتی که عمر به اسلام زده تا الان دامن شما را گرفته .ماشیعیان حرامزاه ایم یا شما سنی ها که طواف نساء انجام نمی دهید؟حرامزاده ...
Sunday 12 September 2010 01:09:06 GMT
Zekrullah mujadidie 
اگرطاعنان بگویند که ماهم متابعت اصحاب میکنیم لازم نیست که جمیع اصحاب رامتابع باشیم بلکه ممکن نیست متابعت جمیع  لتناقص ارائهم واختلاف مذابهم  جواب گویم متابعت بعضی وقتی سودمند افتد که انکار ازبعض دیگر به ان منضم نشود وبرتقدیر انکار ازبعضی متابعت بعض دیگر متحقق نمیشود زیراکه حضرت امیر مثلا توقیر وتعظیم خلفا ثلثه رضوان الله تعالی علیهم اجمعین کرده اند وشایان اقتدائیه ایشان را دانسته بایشان بیعت نموده اند . پس باوجودانکار خلفا ثلثه ادعای متابعت حضرت امیرنمودن محض افترااست بلکه فی الحقیقت انکارحضرت امیراست ورداست صریح مراقوال وافعال ایشان را واحتمال تقیه را در ماده اسدالله راه دادن نیزازسخافته عقل است عقل صحیح هرگزتجویزنمی کند که شیرخدا باوجود کمال معرفت وشجاعت بغض خلفاثلثه راسی سال مبطن دارند واظهار خلاف ان نمایندوصحبت نفاق بایشان دارند ازادنای اهل اسلام این قسم نفاق متصورنیست شناعت این فعل را باید دریافت که به حضرت امیر چه قسم زبونی وچه نوع خداع ونفاق منتسب می شود واگر بطریق فرض محال تقیه درماده اسدالله مجوزباشد تعظیم وتوقیری که حضرت پیغمبرصلی الله علیه واله وسلم خلفاثلاثه را میکردند وازابتدا تاانتها ایشان را بزرگ داشته اند چه جواب خواهندگفت انجاتقیه گنجایش ندارد وتبلیغ حق برپیغمبر واجب است مرتقیه را انجاراه دادن بزندقه می کشد قال الله تعالی یاایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک فان لم تفعل فمابلغت رسالته والله یعصمک من الناس .
Sunday 12 September 2010 01:09:17 GMT
Zekrullah mujadidie 
اگرطاعنان بگویند که ماهم متابعت اصحاب میکنیم لازم نیست که جمیع اصحاب رامتابع باشیم بلکه ممکن نیست متابعت جمیع  لتناقص ارائهم واختلاف مذابهم  جواب گویم متابعت بعضی وقتی سودمند افتد که انکار ازبعض دیگر به ان منضم نشود وبرتقدیر انکار ازبعضی متابعت بعض دیگر متحقق نمیشود زیراکه حضرت امیر مثلا توقیر وتعظیم خلفا ثلثه رضوان الله تعالی علیهم اجمعین کرده اند وشایان اقتدائیه ایشان را دانسته بایشان بیعت نموده اند . پس باوجودانکار خلفا ثلثه ادعای متابعت حضرت امیرنمودن محض افترااست بلکه فی الحقیقت انکارحضرت امیراست ورداست صریح مراقوال وافعال ایشان را واحتمال تقیه را در ماده اسدالله راه دادن نیزازسخافته عقل است عقل صحیح هرگزتجویزنمی کند که شیرخدا باوجود کمال معرفت وشجاعت بغض خلفاثلثه راسی سال مبطن دارند واظهار خلاف ان نمایندوصحبت نفاق بایشان دارند ازادنای اهل اسلام این قسم نفاق متصورنیست شناعت این فعل را باید دریافت که به حضرت امیر چه قسم زبونی وچه نوع خداع ونفاق منتسب می شود واگر بطریق فرض محال تقیه درماده اسدالله مجوزباشد تعظیم وتوقیری که حضرت پیغمبرصلی الله علیه واله وسلم خلفاثلاثه را میکردند وازابتدا تاانتها ایشان را بزرگ داشته اند چه جواب خواهندگفت انجاتقیه گنجایش ندارد وتبلیغ حق برپیغمبر واجب است مرتقیه را انجاراه دادن بزندقه می کشد قال الله تعالی یاایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک فان لم تفعل فمابلغت رسالته والله یعصمک من الناس .
Saturday 11 September 2010 07:09:59 GMT
مهدي  
حکم صادر گشته با سنی برادر می شویم

بر سر یک سفره با آنها برابر می شویم

میشود آیا به مهدی(عج) هم بگوییم این سخن

بی خیال سینه و پهلوی مادر می شویم


و یکی دیگه هم داریم محض توجه و باز هم التماس دعا


من بی خیال حرمت مادر نمیشوم

هرگز جدا ز دامن حیدر نمیشوم

با من مگو که شیعه و سنی برادرند

من با زنا زاده برادر نمیشوم


راستی برای باز کردن گره از کارها


درها همه گربه روی من بسته شود

گر چهره ز اشک دیده ام شسته شود

از بهر نجات از همه درد و الم

لعنم به عمر زیاد و پی
Friday 10 September 2010 10:09:25 GMT
سامی 
درجواب مهدی
جناب واقعا احمق هستی توکه مادر وخواهرت با صدها صیغه شده باید زنازاده باشی یا سنی هاکه صیغه راحرام میدانند
بایدشیعیان خجالت بکشنداز اینکه به سنی هاحرامزاده بگویندحرام زاده کسی است که برای خاطر مال دنیا مادر وخواهر ودخترش را صیغه دهها جوان وپیر مینماید.
Thursday 9 September 2010 06:09:34 GMT
hbibulla 
كسانى كه كافر شدند، براى آنان تفاوت نمى‏كند كه آنان را (از عذاب الهى) بترسانى يا نترسانى; ايمان نخواهند آورد. (6)

خدا بر دلها و گوشهاى آنان مهر نهاده; و بر چشمهايشان پرده‏اى افكنده شده; و عذاب بزرگى در انتظار آنهاست. (7)

گروهى از مردم كسانى هستند كه مى‏گويند: «به خدا و روز رستاخيز ايمان آورده‏ايم.» در حالى كه ايمان ندارند. (8)

مى‏خواهند خدا و مؤمنان را فريب دهند; در حالى كه جز خودشان را فريب نمى‏دهند; (اما) نمى‏فهمند. (9)

در دلهاى آنان يك نوع بيمارى است; خداوند بر بيمارى آنان افزوده; و به خاطر دروغهايى كه ميگفتند، عذاب دردناكى در انتظار آنهاست. (10)

و هنگامى كه به آنان گفته شود: «در زمين فساد نكنيد» مى‏گويند: «ما فقط اصلاح‏كننده‏ايم س‏ذللّه! (11)

آگاه باشيد! اينها همان مفسدانند; ولى نمى‏فهمند. (12)

و هنگامى كه به آنان گفته شود: «همانند (ساير) مردم ايمان بياوريد!» مى‏گويند: «آيا همچون ابلهان ايمان بياوريم؟!» بدانيد اينها همان ابلهانند ولى نمى‏دانند! (13)

و هنگامى كه افراد باايمان را ملاقات مى‏كنند، و مى‏گويند: «ما ايمان آورده‏ايم!» (ولى) هنگامى كه با شيطانهاى خود خلوت مى‏كنند، مى‏گويند: «ما با شمائيم! ما فقط (آنها را) مسخره مى‏كنيم!» (14)

خداوند آنان را استهزا مى‏كند; و آنها را در طغيانشان نگه مى‏دارد، تا سرگردان شوند. (15)

آنان كسانى هستند كه «هدايت‏» را به «گمراهى‏» فروخته‏اند; و (اين) تجارت آنها سودى نداده; و هدايت نيافته‏اند. (16)

آنان ( منافقان) همانند كسى هستند كه آتشى افروخته (تا در بيابان تاريك، راه خود را پيدا كند)، ولى هنگامى كه آتش اطراف او را روشن ساخت، خداوند (طوفانى مى‏فرستد و) آن را خاموش مى‏كند; و در تاريكيهاى وحشتناكى كه چشم كار نمى‏كند، آنها را رها مى‏سازد. (17)

آنها كران، گنگها و كورانند; لذا (از راه خطا) بازنمى‏گردند! (18)

Tuesday 7 September 2010 08:09:43 GMT
به مهدی 
خداقوت مهدی جان(کلی صفا کردم با شعرت)
Monday 6 September 2010 09:09:59 GMT
عبدالرحمان 
این اقای بی اسم فکر کنم همان کسی باشه که در جاهای دیگر فوش داده اخر فوش دادن چه دردی را دوا می کند بیا بحث علمی کنیم اگر راست می گویید برحق هستید من اماده ام تا همین جا بحث کردن در مورد خلفا را شروع کنیم ولی چرا فوش می دید یک بچه ی کوچک هم می تواند فوش بدهد اگر راست می گویید بیا با هم بحث کنیم
Sunday 5 September 2010 09:09:24 GMT
به قاتلان(سنیها) 
**** به گور عثمان وطرفدارنش(برادران عزیز سنی،همانهایی که دلشان از گنجشک نازکتر است وهمه از دستشان درامان!!)
سنی نیوز: نمونه ای از اخلاق شیعیان دروغین
Sunday 5 September 2010 07:09:52 GMT
وکیل افغانی 
کسانی که می خواهند بدون دوستی با اصحاب و یاران رسول الله (ص)رهیاب شوند کور خواندند.
Saturday 4 September 2010 10:09:22 GMT
ashnna 
لعنت بر اون دست چماغ عوضی به این گمراهان شیعه الاغ
Wednesday 1 September 2010 02:09:17 GMT
لیلا ازپاریس 
لعنت بر مهدی دانشمند اخوند شیعه
Wednesday 1 September 2010 11:08:01 GMT
امام زمان 
لعنت خدا به همه ی شیعیان گمراه
Tuesday 31 August 2010 02:08:35 GMT
مهدي 
من بی خیال حرمت مادر نمیشوم

هرگز جدا ز دامن حیدر نمیشوم

با من مگو که شیعه و سنی برادرند

من با زنا زاده برادر نمیشوم

Monday 30 August 2010 01:08:15 GMT
دادشاه 
روزی جالینوس ابله ای رادید که باعالم درگیر است گفت اگر این عالم احمق نبود کارش با دیوانه ای نمی افتاد. این حال امروز ماست که کارو دین خود را گذاشتهایم عیب شیعه را گرفته ایم بی خیال شیعه ماکار تبلیغ دین خود را بکنیم اگر میخواهید عیب بگیرید عیب خود را بگیریم.
Monday 30 August 2010 09:08:11 GMT
سيد رضا 
بشكست عمر پشت هژبران عجم را برباد فنا داد رگ ريشه جم را

برادران اهل سنت عجب توهم زيبايي به خرج دادند!!!!!!!!!!!!!!!
قابل توجه تمامي دوستداران حقيقت:
حتي يك سند نه بيشتر ، در بين كتب اهل سنت وجود ندارد كه نشان دهد عمر يا ابوبكر در يكي از جنگ هاي صدر اسلام دست به شمشير برده باشند و يك كافر يا مشرك را به هلاكت رسانده باشند ؟؟؟؟؟
البته تا دلتان بخواهد سند براي فرار كردن عمر ، ابوبكر و عثمان از ميدان هاي جنگ وجود دارد؟؟؟؟؟
حالا من نمي دونم اين رگ و ريشه ي عجم چه طوري بر باد رفته است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
Sunday 29 August 2010 07:08:33 GMT
علی 
طالب حق
با سلام
دوستان شیعه فرض میکنیم حرف شما درست است خلفا خلافت علی رضی الله عنه را غصب کردند وفدک را به حضرت فاطمه رضی الله عنها ندادند وغیره……..
در این صورت علی رض چه وظیفه ای میداشت او چه باید میکرد نباید برضد خلفا دست بکار میشد وبا انها مبارزه میکرد اگر او یار مدد گاری نداشت رسول خدا هم در مرحله اول یار ومددگاری نداشت ولی هرگز دست از مبارزه با کفر وشرک نکشید وقتی که اذیت وازار کفار شدت گرفت به مدینه هجرت کرد
حضرت علی رض نه تنها برعلیه خلفا قیام نکرد واز ظلم وستم انها هجرت نکرد بلکه از خود بسیار اعمالی نشان میداد که نشان عمق محبت وصمیمیت او را با خلفا نشان میداد با انها بیعت کرد پشت سر انها نماز میخواند ومشاور انها بود واسمای فرزندان خود را به اسم خلفا نام گذاری کرد و دختر خود را به اسم ام کلثوم به عقد عمر رض در اورد و در نهج البلاغه دهها جا ستایش و خوبی انها را بیان می کند امام -رضي الله عنه- در خطبه‌اي که شارح نهج‌البلاغه آنرا ذکر کرده، مي‌فرمايد: «فتولى أبو بكر تلك الأمور، فيسّر وسدّد، وقارب واقتصد، وصحبته مناصحًا، وأطعته فيما أطاع الله فيه جاهدًا، وما طمعت - أن لو حدث له حادث وأنا حيّ؛ أن يردّ إليّ الأمر الذي نازعته فيه- طمع مستيقن، ولا يئست منه يأس من لا يرجوه، ولولا خاصة ما كان بينه وبين عمر، لظننت أنه لا يدفعها عنّي، فلما احتضر بعث إلى عمر فولاه، فسمعنا وأطعنا وناصحنا».

«ابوبکر -رضي الله عنه- اين کارها را به عهده گرفت. او ساده‌گيري کرد و درستي و ميانه‌روي نمود و من به عنوان مشاور و خيرخواه با او همراهي کردم و در آنچه او از خدا اطاعت مي‌کرد، من از او اطاعت نمودم. و چنان به او چشم طمع ندوختم – اگر اتفاقي رخ دهد و من زنده باشم امري که در آن با او کشمکش داشتم به من برگردد – چنان که فرد مطمئن طمع مي‌ورزد، و نه از او کاملاً نااميد بودم. اگر رابطه ويژه‌اش با عمر نبود، گمان نمي‌بردم که امر خلافت را از من دور سازد و وقتي زمان وفاتش فرا رسيد به دنبال عمر فرستاد و او را خليفه گردانيد و ما از عمر -رضي الله عنه- اطاعت کرديم و حرف او را گوش داديم و خيرخواه او بوديم» ۹۴/۶

سپس مي‌فرمايد: «وتولى عمر الأمر، فكان مرضي السيرة، ميمون النقيبة…».

«عمر -رضي الله عنه- خلافت را به عهده گرفت. او رفتاري پسنديده و خجسته داشت…».

کدام عاقل منصف و خواننده بي‌طرفي، از اين سخنان چيزي جز ستايش دو خليفه اول را برداشت مي‌کند؟ حتي اگر بين آنها اختلافي وجود داشته باشد، اين اختلاف در اخلاق علي -رضي الله عنه- تأثير نگذاشته است، و او در مورد ابوبکر و عمر واقعيت و انصاف را رعايت کرده است.

در اينجا به طور عمومي آنها را ستوده است و در جاهاي زياد ديگري، به طور ويژه آنها را مي‌ستايد:

۱- امام-رضي الله عنه-، عمر بن خطاب-رضي الله عنه- را مي‌ستايد:

امام -رضي الله عنه- در خطبه‌هاي زيادي به عمر -رضي الله عنه- و کردارش اشاره و او را مي‌ستايد و ما در اينجا به ذکر مطالبي اکتفا مي‌کنيم که علي-رضي الله عنه- در آن، عمر -رضي الله عنه- را به صراحت ستوده است:

الف- مي‌فرمايد: «لله بلاد فلان، فلقد قوّم الأود، وداوى العمد، وأقام السنة، وخلّف الفتنة؛ ذهب نقيّ الثوب، قليل العيب، أصاب خيرها وسبق شرها.

أدّى إلى الله طاعته، واتقاه بحقه، رحل وتركهم في طرق متشعبة، لا يهتدي بها الضال، ولا يستيقن المهتدي».

«رحمت خدا بر فلاني باد. او کژي را راست نمود، بيماري را مداوا کرد، سنّت را برپاداشت و فتنه بعد از او پديد آمد. او پاک بود و با عيبي اندک از دنيا رفت. از خير آن بهره‌مند شد و قبل از آن که شرّ فتنه دامن‌گير او شود، از جهان رخت بربست.

فرمان خدا را اطاعت نمود و به گونه شايسته‌اي تقواي الهي را رعايت کرد. از دنيا رحلت کرد و آنها - مسلمانان - را بر دو راهي گذاشت: گمراه رستگار نمي‌گردد، و رستگار مطمئن نمي‌شود»۳/۱۲(۳۲۳)

در اين سخنان امام علي-رضي الله عنه- که در مورد خليفه دوم فرموده، تأمل کنيد، او مي‌گويد: «سنت را برپاداشت»، «پاک بود و با عيبي اندک از دنيا رفت»، «فرمان خدا را اطاعت کرد». آيا اين سخنان امام علي -رضي الله عنه- با سزا و فحش و نفريني که شيعه نثار عمر -رضي الله عنه- مي‌کنند و مي‌گويند حق خلافت علي -رضي الله عنه- را غصب کرده است،و بر فاطمه رضي الله عنها لگد زده که سقط جنين کرده است سازگار است؟

سخن چه کسي را باور کنيم؟ کسي که با آنها زندگي کرده و در زمان آنها بوده است، يا آن کسي که بعد از آنها آمده و فقط بردروغهاي تاريخ اعتماد دارند

ب- عمر -رضي الله عنه- وقتي با امام علي -رضي الله عنه- در مورد رفتن و مشارکت در جنگ با رومي‌ها مشورت کرد، علي -رضي الله عنه- به او فرمود: «وقد توكل الله لأهل هذا الدين بإِعزاز الحوزة، وستر العورة، والذي نصرهم وهم قليل لا ينتصرون، ومنعهم وهم قليل لا يمتنعون، حيّ لا يموت.

إِنك متى تسر إلى هذا العدو بنفسك، فتلقهم فتنكب؛ لا يكن للمسلمين كهف دون أقصى بلادهم، ليس بعدك مرجع يرجعون إِليه، فابعث إِليهم رجلاً مجربًا، واحفز معه أهل البلاء والنصيحة، فإِن أظهر الله فذاك ما تحب، وإن تكن الأخرى كنت ردءًا للناس، ومثابة للمسلمين».

«خداوند حمايت از اهل اين دين و قدرت‌گرفتن آنها را به عهده گرفته است، خداوندي که آنها را وقتي که اندک بودند، ياري کرد آنها را محافظت نمود، و خداوندي که هرگز نمي‌ميرد. اگر خودت به جنگ اين دشمن بروي و با آنها روبرو شوي و بلايي به سراغت بيايد، مسلمانان پناهگاهي جز دورترين سرزمين خود نخواهند داشت، و بعد از تو مرجعي ندارند که به سوي او بازگردند، پس فرد باتجربه‌اي را به جنگ دشمن بفرست و افرادي را که سختي‌ کشيده‌اند و اهل رأي و نصيحت‌اند، با او بفرست. اگر خداوند آنان را پيروز گرداند که خوب است، و اگر پيروز نشوند تو پناهگاه و مرجع مسلمين خواهي ماند» ۲۹۶/۸(۱۳۴)

اينها سخنان علي -رضي الله عنه- در مورد عمر بن الخطاب -رضي الله عنه- مي‌باشد. در اين جملات تأمل کنيد، علي -رضي الله عنه- مي‌فرمايد: «مسلمانان پناهگاهي نخواهند داشت…»، «بعد از تو مرجعي ندارد…»، «اگر خداوند آنان را پيروز گرداند … تو پناهگاه مسلمين …»، ببينيد که چگونه منصفانه و مخلصانه سخن مي‌گويد، و چگونه واقعيت امر را در مورد خليفه دوم بيان مي‌کند، گمان نمي‌برم که علي -رضي الله عنه- از روي نفاق و چاپلوسي چنين سخناني گفته باشد، و يا تقيه کرده باشد.

ج- و وقتي عمر -رضي الله عنه- در مورد رفتن به جنگ با ايرانيان با او مشورت کرد، امام -رضي الله عنه- فرمود: «إِن هذا الأمر لم يكن نصره ولا خذلانه بكثرة ولا بقلة، وهو دين الله الذي أظهره، وجنده الذي أعدّه وأمدّه، حتى بلغ ما بلغ وطلع حيثما طلع، ونحن على موعود من الله، والله منجز وعده، وناصر جنده، ومكان القيّم بالأمر مكان النظام من الخرز، يجمعه ويضمه، فإِن انقطع النظام تفرق وذهب، ثم لم يجتمع بحذافيره أبدًا.

والعرب اليوم وإن كانوا قليلًا، فهم كثيرون بالإِسلام، عزيزون بالاجتماع، فكن قطبًا واستدر الرحى بالعرب، وأصلهم دونك نار الحرب، فإنك إن شخصت من هذه الأرض انتقضت عليك العرب من أطرافها وأقطارها، حتى يكون ما تدع وراءك من العورات، أهمّ إِليك مما بين يديك.

إِن الأعاجم إن ينظروا إِليك غدًا يقولوا: هذا أصل العرب، فإِذا اقتطعتموه استرحتم، فيكون ذلك أشدّ لكلبهم عليك وطمعهم فيك».

«اين دين با تعداد زياد لشکريان پيروزي به دست نياورد، و کم‌بودن پيروان سبب شکست آن نشده است. اين دين خداست که آن را چيره گردانده، و اين لشکر الهي است که آن را آماده کرده، و گسيل داشته است، تا اينکه به هر جا که خواسته، رسيده است. خدا به ما وعده داده و خداوند به وعده‌اش وفا مي‌کند و لشکر خويش را به ياري مي‌فرستد. سرپرست و عهده‌دار کار همانند نخي است که مهره‌ها در آن کشيده شده‌اند و او همه را نگه داشته است، اگر اين نخ پاره شود، همه مهره‌ها از هم جدا مي‌شوند و هر يک به سويي مي‌روند و سپس هرگز کاملاً جمع نمي‌شوند.

عربها امروز گرچه کم هستند اما به سبب اسلام زيادند و به خاطر وحدت و يکپارچگي قدرتمندند، پس تو محور باش و عرب‌ها را گرد خود بچرخان، و به جاي خودت آنها را به سوي معرکه جنگ بفرست. زيرا اگر تو از اين سرزمين دور شوي، عربها از هر گوشه و کنار بر تو مي‌شورند و آنگاه نگهداري از آنچه پشت سرت هست، برايت از مقابله با آنچه پيش‌رو داري، مهم‌تر خواهد بود. فردا اگر عجم‌ها تو را ببينند، مي‌گويند :اين اصل و اساس و ريشه عربهاست، اگر آن را از بين ببريد و قطع کنيد، راحت خواهيد شد. بنابراين آنان بيشتر به تو حمله‌ور مي‌شوند و چشم طمع به نابودي‌ات مي‌دوزند»۹۵/۹(۱۴۶)

اين سخنان را امام -رضي الله عنه- به خليفه آن روز، عمر بن الخطاب -رضي الله عنه-، مي‌گويد، اين کلمات نشانگر اين هستند که خليفه به امام اعتماد دارد و امام او را دوست ‌دارد، و نشانگر اين است که از ديد علي -رضي الله عنه-، خليفه در جنگ چقدر مهم بوده است وزنده ماندن او را چقدر اهميت ميدهد اگر بر همسرش ظلم ميکرد ايا بر زنده ماندن او اينقدر اهميت قايل ميشد يا ميخواست زودتر بجنگ برود وکشته شود ومسلمين از شرش نجات پيدا کنند.

د- امام -رضي الله عنه- در جايي ديگر مي‌فرمايد: «ووليهم وال، فأقام واستقام حتى ضرب الدين بجرانه».

«و فرمانروايي خليفه آنان شد که کارها را سامان داد، تا اينکه دين را استوار و محکم نمود. ۲۱۸/۲۰(۴۷۶)و اين فرمانروا کسي نبود جز عمر بن الخطاب -رضي الله عنه-.
ایا پذیرفتنی است که حضرت علی رض با غاصب خلافت خود و ضارب وقاتل همسر و فرزند خود چنین اعمالی از خود نشان دهد که سراسر حکایت از دوستی و صمیمت او با خلفا باشد و به این هم اکتفا نکرده تعریف وستایش و فضل و بزرگی انها را هم بیان کند
موفق باشید





جمعه 4 ژوئن 2010 - 14 خرداد 1389 - 09:06:16 به وقت تهران سجاد
شیعه میگوید وقتیکه رسول الله ص بیمار بود دستور داد تا قلم وکاغذ بیاورند تاوصیتی را بنویسد عمر رض نگذاشت وگفت حسبناکتاب الله
روایت این است ایتونی بدواةوقرطاس اكتب لكم كتابا
رسول الله كه امي بوى ونوشتن نمیدانست اگر منظورش این بود دیگران برای شما بنویسند میگفت املی علیکم پس این روایت صحیح نیست واگر فرض کنیم صحیح باشد پس عمررض درد وغم پیامبر را درک نموده که چه میخواسته او میخواسته کسی به اوتعهددهدکه بعداوازکتاب خداپیروی میکنندبهمین خاطربودپیامبربسکوتش رضایت خود را ازعمررض بیان کرد ادامه دارد



جمعه 4 ژوئن 2010 - 14 خرداد 1389 - 10:06:53 به وقت تهران سجاد
دنباله
مثل مردمهربانی که بربستر مرگ خوابیده غم ودردبزرگی برای فرزندانش برسینه اوسنگینی میکندکه فرزندانم بعدمن چه کسی را رهنمای خود برمیگزینند به فرزندانش دستور میدهدکه قلم وکاغذ بیاورند تا وصیتی برایشان بنویسداما همینکه میخواهد چیزی بنویسد ازشدت غم وفکر فرزندان نمی تواند چیزی بگوید بگریه میافتد فرزندی عاقلتر میگوید پدرجان غم وفکر مارا نخور عموجان که هست ما به توقول میدهیم که ازاواطاعت میکنیم پدر جقدر خوشحال میشودعمر رض باگفتن حسبناکتاب الله به پیامبرص تعهددادکتاب خدارارهنمای خودبعداوبرمیگزینیم



جمعه 4 ژوئن 2010 - 14 خرداد 1389 - 03:06:15 به وقت تهران سجاد
دنباله
اگررسول الله ص میگفت ایتونی بدواة وقرطاس املي عليكم يعني قلم وكاغذبیاورید که وصیتی را برای شما املاکنم شایدعمررض اولین کسی بود که برایش قلم وکاغذ میبرد عمررض دانست که اکتب لکم کنایه ای است که رسول الله ص میگویداو که امی است چطورمینویسد عمر رض از تیزهوشی وتیزفهمی نسبت به گفتار رسول الله که داشت دانست قصد پیامبر اینست اگرمن نباشم شماازکه پیروی میکنید عمررض جواب داد از کتاب الله این دلالت میکند که عمررض بعدابوبکررض اعلم صحابه بودرسول الله مدام وصیتهای شفاهی میکرد. الصلاة وماملكت ايمانكم



یکشنبه 6 ژوئن 2010 - 16 خرداد 1389 - 10:06:35 به وقت تهران طالب حق
باسلام
خداوند متعال به رسول اکرم ص امر میفرماید که وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا
با كسانى باش كه پروردگار خود را صبح و عصر مى‏خوانند، و تنها رضاى او را مى‏طلبند! و هرگز بخاطر زيورهاى دنيا، چشمان خود را از آنها برمگير! و از كسانى كه قلبشان را از ياد خود غافل ساختيم اطاعت مكن! همانها كه از هواى نفس پيروى كردند، و كارهايشان افراطى است.
اگر اصحاب کرام صفاتی را که این ایه شریفه بیان میکند نداشتند ونعوذ بالله منافق بودند پس چرا رسول اکرم ص همنشین انان شد چرا انان در حضر وسفر در مسجد ودربازار و درجنگ وسلم همراه او بودند.
و ایا رسول اکرم ص امر نشده که :يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ
اى پيامبر! با کفار و منافقين پيکار کن و بر آنان سخت بگير! جايگاهشان جهنم است، و بد فرجامى است
اگر اصحاب او منافق بودند چرا رسول الله حکم خدا را انجام نداد و با انها جهاد نکرد وبر انها سخت نشد وحتي از کنار خود انها را نراند که تا اخرين لحظه حيات رسول الله در کنارش بودند
موفق باشی





یکشنبه 6 ژوئن 2010 - 16 خرداد 1389 - 12:06:42 به وقت تهران علی
داستان دردناك در مورد دختري هدايت يافته به زبان فارسي و عربي

به نام پروردگار بخشنده و مهرورز
بسم الله الرحمن الرحيم
معلم مهربان جناب دکتر ملازاده
سلام بر شما
خسته نباشید.
بنده فارغ التحصیل رشته الهیات و معارف اسلامی هستم .که بعد از مرگ و هلاکت طولانی ،دوباره زنده شدم . و از حیوانیت و جنگل وحشتناک اخوندی نجات یافتم .اولا فضل و رحمت خدا و دوما بیانات شبانه جنابعالی در شبکه رنگارنگ ،باعث نجات من شد.
در ایام دانشجویی،همیشه ارزوی رفتن به خانه خدا را داشتم و شب و روز برای رسیدن به انجا اشک میرختم .که روزی این ارزو را با یکی از استاد درسم، در میان گذاشتم که بعد از دو روز، به من خبر داد،و گفت چون شما دانشجوی ممتاز دانشگاهی،سفارش کردم که شما را با خودمان به انجا ببریم.بالاخره ماه رمضان 1387 فرا رسید .گروه ما بیست نفر بود که همه دخترهای دانشجو بودند که به همراه دو نفر اخوند جوان و سه مرد دیگر، از فرودگاه تهران ،به جده رفتیم .
در مسیر راه کتابچه ((صیغه را ز فاطمه بیاموز )) به ما دادند،و زمزمه افتاد، اینکه ما را به عنوان صیغه به حج انتخاب کرده اند . و چون کسی احساس شرمندگی نمیکرد، من هم به عنوان اینکه مجوز شرعی دارد ،احساس گناه نکردم . و با اینکار ،عقل و اندیشه های ما را با روایات دروغین مسخر کردند.
سحرگاه به مکه رسیدیم و ما را به یکی از هتلهای پیشرفته، که حرم و خانه خدا ،از انجا پیدا بود ،بردند.
روحانی کاروان،گفت : چون شما مسافرید ،لازم نیست روزه بگیرید.و خودشان هم روزه نبودند و صبحانه را میانمان توزیع کردند.بعد از چند ساعت استراحت،به مدت نیم ساعت ، ما را به حرم بردند و اجازه خواندن نماز هم به ما ندادند،و گفتند نماز شما باید در هتل باشد چون ،وهابیها ،دشمن فاطمه زهرا هستند.
نامردان و بی وجدانان هر شب به دلخواه خودشان با ما صیغه میکردند،و میگفتند : که امام زمان و فاطمه زهرا از شما راضی خواهند شد. اتاق هتل من و دوستم ،طوری بود که کعبه از انجا نمایان بود و صدای اذان و نماز و قران دلنشین ،مرتبا به گوش میرسید؛ولی چه فایده ،که ما را نمیگذاشتند و با ما در جایی که جلو کعبه بود ،همخوابی میکردند.
روحانی هر روز با صدای بلند و کثیفش میگفت که : روزی ،امام زمان بیاد،و بانگ، انا الحق، بزند و این کعبه را از وهابیان بگیرد.و ما را مجبور میکرد که بر دعاهایش امین بگوییم. خلاصه اینکه ،سفر خدایی ما را به سفر شیطانی تبدیل کردند. و
جناب دکتر :خواهشمند است ، این برنامه ها را ادامه بدهید تا همه بدبختان و بیچارگانی که در زندان اخوندی افتاده اند نجات یابند.به خدا قسم ،هیچ کسی نیست که ما را اگاه کند،ما در دریایی قرار داریم که طبق ایه قران :( کظلمت فی بحر لجی یغشه موج من فوقه موج من فوقه سحاب..........).
ای خوهران و برادران و مادران و پدران فارسی زبانم ،بشنوید وبیندیشید و عمل کنید .این فرصت طلایی ،که خداوند در اختیارمان گذاشته را غنیمت بشمارید و این رهنمودهای دلسوزانه دکتر ملا زاده را با چنگ و دندان بگیرید ،و سعادت و عزت از دست رفته را در هر دو جهان بدست بیاورید.و به مکر و حیله و نوازش شیطانهای زمان گوش ندهید که شما را به سیاهچالهای جهنم دنیا و اخرت خواهند فرستاد.
خواهشمند است که سایتهای کتابهای عقیده و سایتهای خوب را روی نوار تلویزیون،همیشه بگذارید تا بینندگان با درست نوشتن کلمات لاتینی ،به این سایتها بهتر برسند .
گناهکار گذشته و توبه کارالان و همیشه((مریم))



چهار شنبه 9 ژوئن 2010 - 19 خرداد 1389 - 12:06:43 به وقت تهران سجاد
باسلام
شیعیان ابولولومجوسی را مجاهدوازاولیامیدانندابولولو اگرازشیعه است پس شیعیان بذیرند که اولین تروریست درتاریخ اسلام هستند کسی که پدر زن پیامبرودامادعلی ع امیرمومنان را درشب تاریک ودرحرمامنالهی ودرمسجدومحراب رسول ترور کندواورا بشهادت برساند تروریست نیست پس تروریست کدام است
موفق باشید



جمعه 11 ژوئن 2010 - 21 خرداد 1389 - 08:06:10 به وقت تهران سجاد
شیعه فیروز ابولولو رامجاهدی بزرگ ویکی از اولیا میدانداگرشیعه ابولولو را از خود میداند پس باید بپذیرندکه انها اولین تروریست در اسلام هستند کسی که در شب تار درحرم امن الهی در مسجد رسول ص ومحراب رسول ص پدرزن رسول الله وداماد علی رض وفاتح اسلام وامیر مومنیین را ترورکند واورا بشهادت برساند اگر او تروریست نیست پس تروریست کدام است



شنبه 12 ژوئن 2010 - 22 خرداد 1389 - 12:06:56 به وقت تهران سجاد
انسانهای هوس باز وشهوت پرست هیچگاه مرد نبرد ومیدان جنگ نیستند چنانچه یهود به حضرت موسی ع گفتند اذهب انت وربک فقاتلاانا هاهنا قاعدون ولی اصحاب محمدص مردان نبرد وجنگ بودند در زمان کوتاهی برتمام دشمنان خود پیروز گشتند واسلام را تا اروپا وهند چین رساندندچگونه شیعه بر انها اتهام هوس بازی وشهوت پرستی را میزنند ایافکرنمیکنندروزی درمحکمه عدل الهی جوابگوی این دروغهای خودباشندانهاچگونه انتظارشفاعت رسول الله را دارند که بر یارانش چنین اتهامهای ناروای رامیزنند



یکشنبه 13 ژوئن 2010 - 23 خرداد 1389 - 05:06:39 به وقت تهران سجاد
در زمان رسول الله درحدود 100 غزوه وسرایا صورت گرفته که در همه انها خداوند متعال فتح وپیروزی نصیب رسول الله واصحاب کرام گردانیده جز از غزوه احد که اولش پیروزی بود وخداوند متعال درمیان امتحان کوچکی ازانها گرفت وشکست خوردند وباز پیروز گشتند ودر حنین دشمن در اول انها را غافلگیر کردوتعدادی از انها شهید گشتند وبعد خداوند انها را پیروز کرد کسانیکه حدود98فتح وپیروزی را نادیده بگیرندو دوشکست کوچک را در مدت زمانی کوتاه رابزرگنمایی کنند پس بدانید که انهاازغیرت وشرف ووجدان وصداقت ومردانگی تهی هستند



چهار شنبه 16 ژوئن 2010 - 26 خرداد 1389 - 05:06:21 به وقت تهران سجاد
شیعیان بیش از20هزارنامه به سیدناحسین فرستادندکه پیش انها بروداز اوحمایت میکنندوقتی اورابه کربلاکشاندندکسی به حمایت اونرفت از خوشی اینکه حسین رض برخاک شوم کربلاشهیدشدان خاک رامیبوسندوسجده میکنندایااگر درجای زن وفرزندکسی را ترورکنندایاانشخص ان خاک رامیبوسدوسجده میکندیااینکه نمی خواهدتاابدانجاراببیند شیعیان به این خاطر خاک شوم کربلارامیبوسندوسجده میکنندزیراانهاخوشحال هستندکه در انجابرخاندان پیامبراعظم ص چنین مصیبت بزرگی امد تنها خاک شوم کربلابودکه اجازه دادبررویش چنین مصیبتی برخاندان پیامبرص بیاید



جمعه 18 ژوئن 2010 - 28 خرداد 1389 - 09:06:17 به وقت تهران سجاد
شیعه وسنی این حدیث راقبول دارندکه پیامبرخداگفته امت من بعدازمن73فرقه میشوندمیبینیم تا25سال جزیک فرقه وجودنداشته اصحاب واهلبیت برهمین یک فرقه عمل میکردندشیعیان بگویندایااین یک فرقه جزهمان فرقه ضاله است یاحقانیت تداوم همین یک فرقه است که همان سنت پیامبروسنت خلفای راشدین است اگراین فرقه جزفرقه ضاله است پس اهلبیت هم جزفرقه ضاله بودند اگرفرقه حق وناجیه همین یک فرقه است پس فرقه شیعه که در ان زمان وجود نداشت جزفرقه ضاله است



یکشنبه 20 ژوئن 2010 - 30 خرداد 1389 - 07:06:19 به وقت تهران سجاد
خداوند درباره اصحاب کرام میفرماید والزمهم کلمة التقوي يعني انان راپابند تقوی وپرهیزگاری کردیم ولی شیعه با بی شرمی انان رابه تجاوزبه زنان ودختران ایرانی دروقتیکه به ایران حمله کردند متهم میکنند باید از شیعیان پرسید دران زمان مادر بزرگهایتان چه قرص ضدحاملگی مصرف میکردنداگر قرص ضدحاملگی نداشتند لابدبچه دارهم شده اند چه بساشما نواده گان انها باشید پس شرم کنید براجدادتان احترام بگذارید و انان را سب ولعن نکنید



یکشنبه 20 ژوئن 2010 - 30 خرداد 1389 - 09:06:57 به وقت تهران سجاد
افتخارمااهلسنت براین است که برمذهب مولانا وحافظ وسعدی وفردوسی وغزالی وابوعلی سینا وابوریحان بیرونی وعمرخیام وسنائي هستیم شیعیان به چه چیزی افتخار میکنند براینکه برمذهب قزلباشان جاهل وبیسواد وخونخوار صفوی هستند



دوشنبه 21 ژوئن 2010 - 31 خرداد 1389 - 05:06:48 به وقت تهران سجاد
شیعیان با بیشرمی برازواج مطهرات رض سب ولعن میفرستند وانان را توهین واهانت میکنند به شیعه ای که سب ولعن می کند میگویم شمازن داری اگر گفت دارم پس میپرسم زن خوبی است اگرگفت بله میگویم اگر کسی برزنت سب ولعن وتوهین واهانت کند خوشحال میشی لابدمیگوید هرگز نه بلکه میخواهم اورا بکشم پس اگر کسی ازواج رسول الله را هم اهانت کند او همینطور ناراحت میشود اگر گفت زنم زن خوبی نیست پس میگویم مگرشماغیرت وشرف و وجدان نداری که حاضری بازن بد زندگی کنی
رسول الله مگرامرنیافته بودتنهابانیکان همراهی وهم نشینی کندخداوند متعال به رسول اکرم ص امر میفرماید که وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا
با كسانى باش كه پروردگار خود را صبح و عصر مى‏خوانند، و تنها رضاى او را مى‏طلبند! و هرگز بخاطر زيورهاى دنيا، چشمان خود را از آنها برمگير! و از كسانى كه قلبشان را از ياد خود غافل ساختيم اطاعت مكن! همانها كه از هواى نفس پيروى كردند، و كارهايشان افراطى است.




چهار شنبه 23 ژوئن 2010 - 2 تیر 1389 - 06:06:38 به وقت تهران سجاد
تصور کنید رسول اکرم ص رابااهل خودو4نفرصحابه مخلص ودرمقابلش دههاهزارصحابه منافق زمانش ومرتد بعداز وفاتش وکافران بیشمار
اولا:ازبین بردن 4نفر یا10نفربایک جمعیت
صدهزارنفری بسیارچیزمعمولیست چنانچه یهوددریک روزچندین نفرازانبیاراشهیدمیکردند
دوما:فرض کنیم خداوندحفاظت انهارابرعهده گرفته اماچگونه این عددکم درحدودصدغزوه وسرایامیجنگدودرتمام پیروزمیگردند؟!
سوما:اگران دههاهزارصحابه منافق رسول الله رابا4اصحاب مخلص تنهامیگذاشت چه کسی انهارادرچشم نظربحساب می اوردچگونه پایه های امبراطورفارس وروم متزلزل میگشت؟!



چهار شنبه 23 ژوئن 2010 - 2 تیر 1389 - 11:06:52 به وقت تهران سجاد
هراستاد ومعلمی به این افتخارمیکند که درصدقبولی دانشگاه ومدرسه ما98یا97میباشد جزرسول الله که این استادبزرگ ومعلم بشریت که درصدقبولی دانشگاه ومدرسه او کمترازیک صدم میباشد
زیراشیعه معتقد است که رسول الله بیش از4یا5صحابه مخلص نداشت دههاهزارصحابه همه منافق ومرتد بودند.
ایاشیعیان شرم وحیا وجدان وشرف ابرو ندارند که منزلت رفیع این استادبزرگ ومعلم بشریت راچنین تنزل می دهند ؟!
بخدارسول خدا ازهراستادومعلم دیگرموفقتربودکه درمدت کوتاه نبوت خودتوانست شاگردان مخلصی را تربیت کند که جهان راباعدالت رهبری کنند.



پنج شنبه 24 ژوئن 2010 - 3 تیر 1389 - 05:06:07 به وقت تهران سجاد
حضرت امام حسن رض باوجودتوانایی مقابله باحضرت معاویه بااوصلح میکندوحکومت اسلامی رابه او تحویل میدهداو وبرادرش امام حسین رض بامعاویه بیعت میکنندو پشت سر وی نماز میخوانند.
اگرحضرت معاویه منافق ومرتدبودچگونه امام حسن رض حکومت اسلامی را به اوتحویل میدهد وبا برادرش حسین رض بااوبیعت میکنندایا ازاین گناهی بزرگتروجوددارد پس معلوم میشودکه معصوم نیستند نزدشیعه امام بایدمعصوم باشدپس امامت انهاباطل بوده اگرامامت انهاباطل بوده پس مذهب شیعه هم مذهب باطلی است یااینکه بایداجباراقبول کنندحضرت معاویه واصحاب مومنان واقعی ومخلص بوده اند



جمعه 25 ژوئن 2010 - 4 تیر 1389 - 09:06:36 به وقت تهران سجاد
هرگاه پیش دکترمیروی ومشکلات خودرابااوبازگومیکنی اولین سوال اوازشمااینست که ازچه زمانی دچاراین مشکل شده ای مشکلاتی راکه امت اسلامی پیداکردبعداز خلافت ابوبکروعمروعثمان رضی الله عنهم بود شیعیان چرا زمان انهاراموردطعن وایراد قرارمیدهند زمان انهاطلایی ترین زمان امت اسلام بودزمان وحدت وبرادری وفتح وپیروزی وامنیت بودباید هرانسان ازاده ای زمان انهاراتعریف وستایش کند تفرقه امت اسلام وجنگ داخلی درزمان حضرت علی رض صورت گرفت که اونیز بری است وسبب منافقین وابن سباهابودند.؟



جمعه 25 ژوئن 2010 - 4 تیر 1389 - 05:06:40 به وقت تهران علی
استادگرامی سجادحفظکم الله
اجرتان باخداست بسیارموضوعات مفیدی رابیان میکنی بسیاراستفاده کردم کاشکه میشد همه انهارادریک کتاب باشرح وتفسیرمفصلترجمع اوری میکردی یابه کسی دیگراجازه این کار رامیدادی ویابرای سایتهای شیعه هم میفرستادی فکرنمی کنم شیعیان جوابی راداشته باشند.
موفق وپیروز باشی



شنبه 26 ژوئن 2010 - 5 تیر 1389 - 05:06:07 به وقت تهران سجاد
دوست عزیزعلی حفظکم الله ورعاکم
ازاینکه موضوعاتم موردتاییدشمابزرگوارقرارگرفته است بسیارخوشحالم بنده علم چندانی ندارم تابتوانم کتاب بنویسم اگراین کارراکسی دیگر انجام دهد خوشحال میشوم ودعاگوی وی خواهم شد تافرصت کنم انشاءالله موضوعات بیشتری میفرستم
چونکه حروف محدودهستندموضوعاتم رابسیارمختصربیان میکنم
توصيه ميكنم به كساني كه قدرت بحث ومناظره دارند به سایتهای شیعه داخل شوند وجواب انها را بدهندولی مثل شیعیان بداخلاقی نکنند دین اسلام دین ادب واخلاق است



شنبه 26 ژوئن 2010 - 5 تیر 1389 - 07:06:06 به وقت تهران سجاد
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴿5﴾
(پروردگارا!) تنها تو را مى‏پرستیم؛ و تنها از تو یارى مى‏جوییم.
شیعیان گرچه به ظاهرخدا رامی پرستندولی بیشترازامامان یاری می جویند میگویند ما گنهکاریم لایق خواندن خداوندنیستیم ماامامان را میخوانیم وانهامعصومنددعای مارابرای خداوندمیرسانند
میگویم اگرشمالایق دعاکردن وخواندن خداوند نیستیدپس چگونه لایق عبادت وپرستش خداوندهستی پس بفرماییدروی خودرا بسوی امامان بسوی کربلاونجف امام رضا کنید امامان را پرستش کنید انها عبادتهای شمارا به خداوندمتعال میرسانند.



شنبه 26 ژوئن 2010 - 5 تیر 1389 - 10:06:41 به وقت تهران سجاد
وقتیکه خداوندگفته ایاک نعبدوایاک نستعین یعنی بهیچ وجه وبهیچ بهانه ای عبادت غیرازاو جایزنیست وبهیچ وجه وبهیچ بهانه ای یاری خواستن وخواندن غیراوجایزنیست نمی دانم شیعیان چرا گنهکاربودن خودرا بهانه میکنندوازغیر خداوندمتعال یاری وکمک میطلبند
میپرسم اگرانها گنهکارندایابرای گنهکاران خداوندمتعال مهربانتراست یاامامان ماوشماهرروز گناه میکنیم خداوند سرمان میپوشاندوعقوبتمان نمی کندواگربراین گناهانمان امامان خبرمیداشتندبدترین عقوبتهارابه مامیدادندصبرامامان صبرانسانیست باصبرخداوندمتعال زمین تااسمان فرق دارد



یکشنبه 27 ژوئن 2010 - 6 تیر 1389 - 05:06:47 به وقت تهران سجاد
رای حضرت عمروحضرت علی رضوان الله عنهم درموردمرتدین ومنکرین زکات ومدعیان نبوت با رای ابوبکرصدیق رضی الله عنه کاملامتفاوت بودحضرت ابوبکررض گفت اگرهیچکدامتان بامن همراه نشویدبخداقسم خودم تنهابه جنگ انها خواهم رفت دین ناقص باشدومن هنوز زنده ام
دیدیم که رای ابوبکررض کارسازشدومسلمین موفقیتی بدست اوردندکه درتاریخ نظیرندارداگرخلیفه اول عمررض یاعلی رض میشدکجامعلوم بوداین موفقیتها حاصل میشدیا نه
هرکسیکه محبت اسلام رادردل دارد خداراشکر گویدکه حضرت ابوبکر صدیق رض خلیفه اول گشت که دشمنان اسلام راشکست داد



یکشنبه 27 ژوئن 2010 - 6 تیر 1389 - 10:06:41 به وقت تهران سجاد
اگرحضرت علی رض درظاهر باخلفابیعت کرده وپشت سرانهانمازخوانده واسمای فرزندانش رابه اسم خلفانامگذاری کرده ودرباطن دشمنی خلفارابدل داشته واز انها بغض ونفرت داشته پس ایابه این نمیگویند دو رنگی ایادورنگی کار منافقین نیست دورنگی دور ازادب واخلاق یک انسان مسلمان ومومن وشجاع ودلیراست چرا اهل تشیع چنین اخلاق زشت ونارئایی را نسبت به امیرالمومنیین وشیرخدا وفاتح خیبر میدهند.



دوشنبه 28 ژوئن 2010 - 7 تیر 1389 - 05:06:24 به وقت تهران سجاد
وقتیکه انبیاءعلم غیب نمی دانندکجاامکان داردکه امامان علم غیب داشته باشند حضرت یوسف چندشبانه روز درچاه کنعان بودحضرت یعقوب از اوخبرنداشت تمام شهر وصحرا را دنبال اوگشت ولی او راپیدانکرد.
اگرعلم غیب میداشت تمام شهروصحرا رادنبال اونمی گشت یکراست میرفت سرچاه کنعان او را ازچاه بیرون می اورد.
هیچکس جز خداوندمتعال علم غیب نمی داند



دوشنبه 28 ژوئن 2010 - 7 تیر 1389 - 09:06:05 به وقت تهران Az Rostam Dastan bed Aqa Sajjad
Abou lolo Antagham iranian ra az Omar kareft. Aghar yek fardi be mazel Shoma Tajavoz konad ba ou ghaghoneh raftar mikonid? Omar Faghat bari tasahoub servat be Iran Hamleh kard. Tamam Amaman ya kholafa faght va faghat bari servat Andouzi jang mikardand na tarvij Islam.Abou Lolo Besyar kar Khobi kard. Omidvaram keh rouzi be Ziyarat Mazar Ou beravam.Afarin bar Mardom Spania keh Moslmanan ra az sarzamin khoed Biyron kardand.Sharm bar ma Iranian keh natavanistim Omar ra az iran beroun konim



سه شنبه 29 ژوئن 2010 - 8 تیر 1389 - 05:06:52 به وقت تهران سجاد
جناب rostam dastnازنظراتت معلوم میشودکه مسلمان نیستی نه ازخلفا دل خوشی داری ونه ازامامان
گفتی تمام امامان وخلفا فقط برای ثروت اندوزی جنگ کردند.
اگر ذره ای عقل میداشتی چنین فکر نمی کردی .
کدامین انسان عاقل باتعداد کم وباسلاح معمولی وباشکمی گرسنه بخاطرمال وثروت اماده جنگ باابرقدرتترین وپیشرفته ترین وبزرگترین ارتش دنیا میشود.
هیچ عاقلی چنین کاری نمیکند واین یک نوع خودکشی بشمار می اید
اگرامداد خداوندی بامسلمین نبود یک درصدامکان پیروزی انهاوجودنداشت زیرا شرایط پیروزی برای انهاوجودنداشت
ادامه



سه شنبه 29 ژوئن 2010 - 8 تیر 1389 - 06:06:40 به وقت تهران سجاد
اگراصحاب کرام تن به چنین جنگ نابرابردادند تنهابه خاطروعده های پیروزی بودکه خداورسول به انها داده بودند انهایقین کامل داشتندکه وعده خداورسول تحقق پیدامیکنددشمنان انهااگرهرچقدرقوی باشندشکست خواهندخورد
خلفا کاربدی نکردند که ازانهابایدانتقام گرفت انان ماراازجهالت وبردگی واتش پرستی وذلت بیرون اوردندوبه ماعلم ودانش وازادگی یاد دادند که ایران مرکزعلم ودانش درتمام زمینه هاگشت
عاراست برای کسیکه قدوه اش یک تروریست چون ابولولو جاهل است
شماازخودمردانگی نداشتی درمقابل عمررض بایستیدلازم دست به ترور زدید



سه شنبه 29 ژوئن 2010 - 8 تیر 1389 - 07:06:13 به وقت تهران Az Rostam Dastan be Aqa Sajjad
Sajjad Jaan man az hameh shoma muslman tar hastam vali muslmani keh az tafragh andazi shia va sunni bezar ast. Man az har 2 fergh motanafaram. Aghar shoma Nadan hai manad "Khir Sahi" ra Muslam midanid. Man yek zandigh va Kafar hastam. Arab paberahneh vahshi vaghat mitavanestand iran ra sakast dahand. Aghar faker mikoni keh Omar bari tarvij Islam Iran ra Fatah kard dar Astbah hasti



سه شنبه 29 ژوئن 2010 - 8 تیر 1389 - 11:06:37 به وقت تهران سجاد
جناب rostam dastan تفرقه اندازی کسی میکنه که خلفای راشدین وصحابه رض راسب ولعن میکنه ازواج مطهرات را سب ولعن میکنه ما اسم امامان شما رامیگیریم رضی الله عنهم میگوییم شما اسم بزرگان مارامیبرید برانهاسب ولعن می فرستی اگرمامیدانستیم اینهاکار چندنفرجاهل است ماچیزی نمیگفتیم امامتاسفانه سب ولعن جزمذهبتان است میخواهیدباسب ولعن تبری کنید بهائیهاوهندوهاپیروان خودرابه ادب واخلاق دعوت میکنند شماپیروانتان رابه سب ولعن ترغیب میکنید اگرعمررض برای ترویج اسلام ایران رافتح نکردپس کجابودندقصرهاوباغ وبوستانه عمررض ؟



چهار شنبه 30 ژوئن 2010 - 9 تیر 1389 - 05:06:00 به وقت تهران سجاد
عجب منطقی است منطق شیعه که یاران وجانفدایان رسول الله وفاتحان اسلام که درراه خداوندمتعال جان ومال وتمام هستی خودرا قربان نمودند واسلام راتاهند وچین واروپا رساندند شدند منافق ومرتد ودشمن اهلبیت رسول الله وشیعه که درطول تاریخ نتوانست یک وجب به خاک مسلمین بیفزاید و یکباردرمقابل ارتش کفر وشرک ایستادگی کند وفتح وپیروزی بدست بیاورد انان شدند مسلمان واقعی ودوستداران اهلبیت چه قضاوت ظالمانه ای میکنند خدوندا هدایتشان بفرما



یکشنبه 4 ژوئيه 2010 - 13 تیر 1389 - 12:07:06 به وقت تهران سجاد
صیغه ازدواج نیست ازدواج انست که هدف مردبایدتشکیل خانواده باشد صیغه یک نوع خوشگذرانی وشهوترانی میباشد.
بین کسیکه4نفرشاهدمیگیردواین خوشگذرانی وشهوترانی راانجام میدهد
وکسیکه مخفیانه بدون اینکه کسی جزخداوندبفهمد این خوشگذرانی وشهوترانی راانجام میدهد چه فرقی وجود دارد.
چرابایدان یکی نزد شیعه جایزباشد وان دیگری حرام باشد هردو یک نتیجه دارند فقط خوشگذرانی وشهوترانی واین خودیک نوع زنا میباشد که خداوند هرمسلمان زن ومرد باحیاوباغیرت را محفوظ نگهدارد امین یارب العالمین



سه شنبه 6 ژوئيه 2010 - 15 تیر 1389 - 05:07:26 به وقت تهران سجاد
الان کتاب بهشت خانواده رامطالعه میکردم که نویسنده شیعه حدیثی از رسول الله اورده بودکه فرموده بوداذاجائكم من ترضون خلقه ودینه فزوجوه یعنی هرگاه کسی که اخلاق ودینش مورد رضایت شماست به خواستگاری امدهمسرش دهید
ان رسول الله که ملاک انتخاب همسررادین واخلاق میداندچگونه خودهمسرانی اختیارمیکند که دین واخلاق نداشته باشندنعوذبالله رسول الله ازان گروه بودخداونددرحقشان فرموده لم تقولون مالاتفعلون
درهمین کتاب ازرسول الله وامامان چقدرتاکیدشده که فقط همسربااخلاق وبادین وتقوا اختیارکنیدایاخودپیامبرچنین نمیکند



چهار شنبه 7 ژوئيه 2010 - 16 تیر 1389 - 10:07:55 به وقت تهران سجاد
باسلام
برادران شیعه چراازمذهبی اطاعت میکنیدکه موافق باعقل ونقل نیست یک ایه درقران مجیددرتاییدمذهبتان وجودنداردبرای اثبات خلافت علی رض ازایاتی دلیل میاورید که هیچ نام ونشانی از خلافت درآن وجودندارد ایا این خودنشانی ازفقروتهی دستی شماازدلایل قرانی نیست بترسیداز روزی که خداوندبگویدمن اين اسلام را نخواسته بودم! جبرئل بگويد من اين اسلام را نياورده بودم! پيغمبر صلي الله عليه وآله وسلم بگويند من چنين اسلامي تبليغ نكرده بودم! و اهل بيت بگويند ما اين اسلام را نمي شناسيم!! بقول مرحوم علامه اقبال لاهوري:
ز مـن بـرصـوفي و مــلا سلامي كه پيغام خدا گفتند: مـا را
ولي تأويلشان در حيرت انداخـت خدا و جبرئل و مصطفي را
تصور كنيد واويلا چه ثمري دارد؟! گريه و ناله چه فايده‌اي دارد؟!.
روزي عمر فاروق رضي الله عنه از كنار صومعه اي مي گذشت كه
چهره خسته راهبي نگاهش را جلب كرد، ايستاد و به فكر فرو رفت! يكي از اصحاب عرض كرد: گويا در چيزي فكر ميكنيد فرمودند: به حال اين بيچاره فكر ميكنم كه با وجود اين همه عبادت و خستگي و تحمل سختيها در نهايت جايش دوزخ است آنگاه آيه كريمه سوره غاشيه را تلاوت فرمود: (عاملة ناصبة تصلي نارا حامية) (تلاشگر و در زحمت به آتشی سوزان درآيند از چشمه‌ای داغ وجوشنده به آنان آب نوشانده شود)
لذا انسان هميشه بايد در طلب حق كوشا باشد



جمعه 30 ژوئيه 2010 - 8 مرداد 1389 - 07:07:55 به وقت تهران سجاد
یکبار به حرم امام رضا رض رفتم دیدم که یک اخوندنوحه خوانی میکند وگروه زیادی از مردم بودندکه خودرا به زنجیرمیزدندیک جوانی چنان خودرامیزدکه ازبدنش خون جاری بودگفتم اگراین عمل درستی است چرارسول الله برای حضرت حمزه رض دستورندادکه چنین خودرابزنند وحضرت علی ودیگرامامان هیچکدام چنین دستوری را نداده اند
راست میگویندعلماکه هرکس بدگویی صحابه رابکند خداونداورابدست خودش هم عذاب میدهد فهمیدم این بدعت احمقانه عذابی است که خداوندبرشیعیان مسلط کرده است بخاطراینکه به اصحاب وامهات المومنیین سب ولعن میکنند



سه شنبه 3 اوت 2010 - 12 مرداد 1389 - 09:08:01 به وقت تهران سجاد
گفتم خداوند درمورد همسران پیامبرص فرموده انان مادران مومنانند وازواجه امهاتهم بابیشرمی به من گفت اگرانان مادران مومنانند ایامیتوانستند درجلوی مومنان بدون حجاب بشینند گفتم اگردوستت مادرت را مادربخواند ایا منظورش این است که مادرت جلوی او بی حجاب بشیند.
از خجالت می خواست اب شود ودر زمین فرو رود به افراد بیتربیت باید جواب کوبنده داد.



سه شنبه 3 اوت 2010 - 12 مرداد 1389 - 11:08:42 به وقت تهران سجاد
شیعه ای از من پرسیدچراسنیها شیعه میشوند وشیعیان سنی نمی شوند گفتم اگر یک سیب پوسیده را دریک کارتن سیب خوب بگذاری همه سیب های خوب کارتن را فاسد میکندولی انهمه سیب خوب نمتوانند یک سیب فاسد راخوب کنند
گفتم اینکه شما افرادجاهل یا خودفروخته ای راغرق درمال ومنصب کنید تاشیعه باشند این ارزشی ندارد
این ارزشمنداست افرادبزرگی چون ایت الله برقعی وایت الله شریعت سنگلچی واستادقلمداران ودکتر رادمهرودکترمظفریان تمام مال منصب خودرا رها کنند ودین اهلسنت رااختیار کنندوزیرشکنجه جان بدهندولی دین اهلسنت رارهانکنند



پنج شنبه 19 اوت 2010 - 28 مرداد 1389 - 10:08:21 به وقت تهران سجاد
اگربه تمام مساجدشیعه برویدبه تعدادانگشتان مردمی رانمی بینی که ازترس خداوندگریه کنندواشک بریزندوحاجت خودرابطلبندامااگربه یک حرم وحسینیه برویدصدهانفرازمردوزن رامیبینی که گریه میکنندواشک میریزندوبرسرصورت خودمیزنندشیعیان خالق را رهاکرده اندوبه مخلوق چسبیده اند
هرکه منظورخودازغیرخدامیطلبد...اوگدایی است که خاجت زگدامیطلبد...زهراست عطای خلق هرچندکه دواباشد...حاجت زکه میخواهی انجاکه خداباشد




در حال ارسال پيام شما...



Sunday 29 August 2010 06:08:36 GMT
روح الله 
لعنت خدا بر غصب کنندگان خلافت علی (ع)
Saturday 28 August 2010 05:08:28 GMT
Hameedullah  
Be Zainab!! Sharm namikoni be damad Ali ( as) kasike Ali Doostash dasht wa Dukhtare nazash ra be O be Ezdevaj dar award Dashnam midi ?
Thursday 26 August 2010 05:08:30 GMT
Saman Hossaini 
باعرض سلام خدمت تمامی دست اندرکاران این سایت خوب وزیبا
بطورخلاصه میخوام بگم اگرکه حضرت عمر(رض)نمی بودالان من وتو خواهرومادرخودرانمی شناختیم
تمام
Sunday 22 August 2010 12:08:53 GMT
علی 
دشمنی آنها با عمر نتیجه طبیعی عداوتشان با نبی اکرم و دین مبین است.
مجوس صفتان رافضی به مردم باید توضیح بدهند که چرا همیشه مملکت را به خواری و فساد کشاندند و تسلیم اسکندر و مغول کردند.ایرانیان به جان آمده از حکومت ساسانی با پذیرش اسلام نجات یافتند و شان انسانی پیدا کردند.
حرامیان رافضی که با سوء استفاده از ضعفهای پیش آمده در تاریخ منطقه بزرگترین ضربه را به دین مبین وارد کردند و حتی به اهل بیت هم رحم نکردند و آنها را ستر رذالت خود نموده اند اکنون طشت رسواییشان از بام افتاده و کارشان تمام است.
Saturday 21 August 2010 11:08:40 GMT
ف ابوظبی 
لعنت بر ولی فقیه و مراجع تقلید که اینها رو ارشاد نمی کنند
Tuesday 17 August 2010 01:08:13 GMT
hbibulla 
خداوند متعال مي‌فرمايد: «و السابقون الاولون من المهاجرين و الأنصار و الذين اتّبعوهم بإحسان رضي الله عنهم و رضوا عنه و أعدّلهم جنات تجري تحتها الأنهار خالدين فيها ابداً ذالك الفوز العظيم و ممن حولكم من الاعراب منافقون و من اهل المدينه مردوا علي النفاق لا تعلمهم نحن نعلمهم سنعذبهم مرتين ثم يُرَ دّون إلي عذاب عظيم »[17].

« و پيشروان نخستين از مهاجران و انصار و كساني كه به نيكوكاري از آنان پيروي كردند، خداوند از آنان خشنود شد و آنان نيز از او خشنود شدند و برايشان باغهايي كه زير آن جويباران روان است آماده ساخت كه در آنجا هميشه جاودانه‌اند. اين كاميابي بزرگ است. برخي از باديه نشيناني كه پيرامون شما هستند و برخي از اهل مدينه منافقند كه بر نفاق خو گرفته‌اند تو آنان را نمي‌شناسي ما آنان را مي‌شناسيم، دو بار آنان را عذاب خواهيم كرد آنگاه به عذابي بزرگ باز گردانيده مي‌شوند».

در اين دو آيه خداوند بيان نمود كه او مهاجرين و انصار را به باغهايي وعده داده كه در آن جوي‌هايي روان است و آنان براي هميشه در آن مي‌مانند، و وعده‌ي خداوند حق است و هرگز خُلفي در آن صورت نمي‌گيرد و سپس افزود كه در مدينه و اطراف آن منافقاني وجود دارند معناي اين مطلب اين است كه مهاجرين و انصار منافق نيستند و برعكس، ان شاء الله در اين باره بيشتر توضيح خواهيم داد.

بنابراين معلوم گشت كه خداوند در تعدادي از آيات از صحابه و در تعدادي ديگر از منافقان سخن گفته و صفات و ويژگيهاي هر دو گروه را بيان نموده است.
Monday 16 August 2010 02:08:41 GMT
hbibulla 
http://www.islam411.com/library/
Monday 16 August 2010 02:08:11 GMT
hbibula 
يحيي بن سعيد مي گويد: گروهي از مردم عراق نزد علي بن حسن آمدند و در مورد ابوبكر و عمر و عثمان رضي الله عنهم حرفهايي گفتند هنگامي كه سخنانشان به پايان رسيد علي بن حسن فرمود: گواهي مي دهم كه شما مصداق اين آيه نيستيد: «والذين جاؤا من بعدهم يقولون ربنا اغفر لنا و لاخواننا الذين سبقونا بالايمان و لا تجعل في قلوبنا غلا للذين آمنوا ربنا انك رئوف الرحيم»[1]؛ كساني كه پس از مهاجرين و انصار بدنيا مي آيند، مي گويند: پروردگارا! ما را و برادران ما را كه در ايمان اوردن بر ما پيشي گرفته اند بيامرز. و كينه اي نسبت به مومنان در دلهايمان جاي مده، پروردگارا! تو داراي رافت و رحمت فراواني هستي.

مولاي جابر جعفي مي گويد: ابو جعفر محمد بن علي موقع خداحافظي به من گفت: اين پيام مرا به اهل كوفه برسان كه من از كسي كه از ابوبكر و عمر رضي الله عنهما بي زاري بجويد، بي زارم.

محمد بن اسحاق از ابو جعفر محمد بن علي نقل مي كند كه ايشان فرمود: كسي كه فضل و مرتبه ابوبكر و عمر رضي الله عنهما را نداند نسبت به سنت پيامبر جاهل است.
Wednesday 11 August 2010 07:08:14 GMT
یه بنده خدا 
عمر:
زنان عالم از اینکه مثل علی را بزایند، عقیم اند.
کفایت الطالب ، گنجی شافعی، باب 57
Tuesday 10 August 2010 06:08:21 GMT
به وحید الله 
پس منظورت اینست که شیعه های رافضی مسلمان هستند؟ لعنت باشد با این مسلمانانی؟؟؟ که به پیشوایان اسلام و صحابه پیامبر لعنت می گویند ، لعنت باشد به این مسلمانانی که به ناموس پیامبر و مادر مومنان تهمت زنا می بستند . هرگز اینها مسلمان نیستند و کسی که انها را مسلمان خطاب می کنند توبه بکشد چرا که در گمراهی خطرناک افتیده . والسلام علی من اتبع الهدی
Monday 9 August 2010 04:08:11 GMT
وحیدالله 
این وقت اختلاف نیست اول باید با کفارمقابله کرد بعد با منکرین سنت یعنی شیعیان بدبخت دشمن عمر رض دشمن اسلام است قضاوت به دست شما کی حق است اهل سنت یا اهل تشیع وسلام وحیدالله کابل
Friday 6 August 2010 11:08:17 GMT
عبدالصبور 
حضرت محمد (ص) میفرماید: هر کس به صحابه من دشنام میدهد. شما به او لعنت الله بگویید. پس بر ما لازم است تا بر دشمنان عمر (رض)لعنت الله بگوییم.

واسلام
عبدالصبور از(کابل)
Thursday 5 August 2010 07:08:36 GMT
نادر  
لعنت بر خود خدا ذلیل کرده تون مشرکهای کثیف بی خاصیت

بکوری چشم شما :
درود بر عمر رضی الله عنه
Wednesday 4 August 2010 06:08:55 GMT
محب اصحاب 
ای لعنت خدا بر هرچه دشمن اصحاب وال پیامبر است ای لعنت خدا بر مسخ شدگان ولایت ای لعنت خدا بر دشمنان این دین این روافض پلید که عمر را لعنت می کنند فکر می کنند چیزی از شانش کم می شود محمدالرسول الله والذین معه و اشداء علی الکفار ورحماء بینهم پس روافض دشمنان اند واهل کفارند پس برادرانم نگران نباشیداز این چرندیات روافض لعنت خدا برخمینی ویارانش
بشکست عمر پشت هژبران عجم را
بر باد فنا داد رگ و ریشه جم را
این عربده از کسب خلافت ز علی نیست
با آل عمر کینه قدیم است عجم را
Wednesday 4 August 2010 04:08:05 GMT
زینب 
لعنت بر غاصبان،حال عمر باشد یا اسراییل،فرقی نمیکند
Wednesday 4 August 2010 04:08:03 GMT
ازهر 
یعنی پس بشیم همان اتش پرستان خب یکی نیست که به اینها بگه بدبختها حضرت عمر (رض)اشتباه کردشماها رو به دین محمدی دراورد ؟شماها الان مسلمان هستید چرا میخواهید این نعمت الهی را با تغییردادن دردین رسول الله از بین ببرید چرا میخواهید با توهین به صحابه خودتان را بدبخت کنید واتش دوزخ را برای خود بخرید؟آیا زرتشتی بودن افتخار است یا اسلام ناب ؟هر کس وهر چیزی که درست باشد را باید قبول کرد نه کورکورانه ازداریوش وکروش تقلید کردن
Wednesday 4 August 2010 04:08:16 GMT
ازهر 
خب من طبق تحقیقاتی که کردم فکر میکنم دشمنی رافضی ها باحضرت عمر (رض) از اونجایی سرچشمه میگیره که درزمان خلافت حضرت عمر بود که ایران مسلمان شد ورژیم شاهنشاهی وقت سرنگون شد وایرانی ها از اتشپرستی رو به اسلام اوردند البته بازور حضرت عمر(رض) واین رافضی ها اصلا نمیخواهند که تحت نام اسلام باشند وبه هر طریق ممکن میخواهند که دشمنی شان را با اسلام معلوم کنند ما شاهد هستیم که همیشه از کروش وداریوش یاد میکنن ومیگن ما تمدن ده هزار ساله داریم چرا باید تحت دینی به اسم اسلام باشیم باید برگردیم به اصل خود
Wednesday 4 August 2010 10:08:59 GMT
عاشق چهاریار 
برای اینکه بدانیم روافض چرا اینقدر باسیدنا حضرت عمر (رض) دشمنی دارند همین یک شعر به نظرم کفایت میکند و جوابی است به سوال آقای ازهر :
بشکست عمر پشت هژبران عجم را
بر باد فنا داد رگ و ریشه جم را ( رگ و ریشه پادشاهی ایران را )
این عربده از کسب خلافت ز علی نیست
با آل عمر کینه قدیم است عجم را ( البته نه همه عجم بلکه تنها روافض و شیعه ها )
Tuesday 3 August 2010 06:08:10 GMT
رضا 
واقعا احمقيد كه بين مسلمانان با چنين مطالبيدر سايت خودتان ايجاد مي كنيد
Monday 2 August 2010 11:08:18 GMT
سید حسن حسینی 
اين عربده از غصب خلافت زعلي هست و همین است (چرا؟؟؟؟؟؟؟)
مگر چنگیز مغول راایران را به خاک وخون نکشید؟؟و هزاران نفر از مردم هرات را قتل عام نکرد ؟؟و اسکندر تخت جمشید را آتش نزد؟؟/و صدام حسین نیز ایرن را ویران نکرد و8سال به ایران خسارت وارد نکرد؟؟؟ ...0 من با این کارها موافق نیستم ولی معتقد هستم این بحث ریشه اعتقادی دارد....و در اخر در جواب احدی می گویم همه مردم جهان منتظره مصلحه جهانی هستند و همه ادیان هم به این باور هستند که منجی اخرالزمان ریشه ظلم ستم و قتل عام را خواهد کند0000 انشا اله
Monday 2 August 2010 10:08:07 GMT
مرتضی 
سلام و درود بر افراد اهل کتاب و لعنت خدا بر افراد منحرف.
ای کاش آیینه ای بود تا خود را در آیینه ذلالت میدید.
من جزء توهین کنندگان نبودم و اینگونه هم با توهین این افراد موافق نیستم.چون هر کسی حرفی برای گفتن دارد چه شیعه و چه سنی.
اما دلیل کدام یک محکم تر است را میتوانید در کتاب های دو طرف ببینید.
امیدوارم روزی بیاد به اشتباه خود پی ببرید و از خدا درخواست طلب مغفرت نمایید و خداوند بخشنده مهربان است.
اگر چشمتان باز بود و شیعه واقعی را دیده بودید مطئنا الان در انحراف بسر نمیبردید.
Monday 2 August 2010 08:08:33 GMT
نسیم صدیقی 
الهی به جزای اعمال تان برسید عمر رض پاک است و خدا نگهدار وی است
Monday 2 August 2010 08:08:31 GMT
نسیم صدیقی 
الهی به جزای اعمال تان برسید عمر رض پاک است و خدا نگهدار وی است
Monday 2 August 2010 08:08:23 GMT
نسیم صدیقی 
الهی به جزای اعمال تان برسید عمر رض پاک است و خدا نگهدار وی است
Monday 2 August 2010 08:08:07 GMT
حمید عمر 
لعنت بر خمینی
Monday 2 August 2010 05:08:23 GMT
ازهر  
برای انتقام قادسیه اماده ایم
یکی توضیح بده این یعنی چی من متوجه نشدم ممنون سنی نیوز
سنی نیوز: یعنی ما انتقام چنگ قادسیه که در آن ایران توسط اصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فتح شد می گیریم با ریشه کن کردن اسلام و بدنام نمودن اصحاب و یاران ایشان.
Monday 2 August 2010 03:08:55 GMT
امید 
بسم الله القاسم الجبارین
ای رافضیون بدانید که دریای اسلام و معرفت صحابه شریف حضرت رسول(ص) بسیار پهناورتر از آنست که با زبان زدن سگانی چون شما و اربابان مشرکتان آلوده گردد.
توبه نمائید و به سوی اسلام راستین بازگردید.
Monday 2 August 2010 10:08:50 GMT
احدی الحسنیین 
ای شیعه ها کم کم منتظر مهدی تان باشید قبل از اینکه عمر گونه ها بیایند سراغتون تکه تکه تان بکنند اما دیر شد خواب ندارید من جنان بیدارم ساعتم نگاه کنید که مسیج فرستادم شب برام مطرح نیست.یاالله
Sunday 1 August 2010 08:08:37 GMT
بلوچ 
فدای عمر باد جان وتنم
به عشق عمر زندگی میکنم

سرم خاک پای عمرجان بود
نشان ولایش بسر میزنم

از اندم که تسلیم طاها شدی
مراد رسول مصفا شدی

دعای محمدتوهستی ثمر
به تکبیرایمان مهلا شدی

به شمشیر بران به دستور حق
جهان راتو دادی به عزت سبق

اگر برگ زرین بجویدکسی
تو دادی به تاریخ زرین ورق

زفیض محمد تویی بهره ور
به دستور قران توبستی کمر

که تخم فساد از زمین برکنی
کنی کفرو ظلمت تو زیرو زبز

مزین خلا فت به نام عمر
دل مومنان شدمقام عمر

زایران وروم وعراق و یمن
گرفتند سراسرپیام عمر

زاحسان تو هست اسلام ما
زنورتو شد روشن ایام ما

هزاران درود وسلام ودعا
به روح عمر شاه خوشنام ما

به پهلوی صدیق احمد تویی
به جنت رفیق محمدتویی

شهادت شعارشب وروزتو
غریق محبت های ایزد تویی

علی وعمر هردوتا پهلوان
برابر برادر هردو قهرمان

توداماد شیرخدا مرتضی
تویی هم رکاب با بنی مصطفی

ابوبکر صدیق ان یار غار
زبهرنبی هرزمان جان نثار

نماد حیا هست عثمان ما
فدای همه باد فداشان بیا
Sunday 1 August 2010 08:08:34 GMT
جنید 
آنکه به ناحق لعنت کسی می کند لعنت اوبه آسمان صعود می کند وچون درآسمان بسته یافت به خود لاعن برمی گردد والعیاذ باالله من تکاثر الجهلاء وتعاظم البلهاء
Sunday 1 August 2010 06:08:26 GMT
ساسان 
انشاالله همه اين توهين ها به خودشان بركرده و با ذلت و خواري ازاين دنيا بروند همينطور كه ميبينيم روز بروز دليل ترميشوند اينها بدبختند دارن خودشون را هم در اين دنيا و هم اخرت خوار ميكنند خداي عمر سزايشان بدهد
 
Name:
Comment Body: